مجتبی بنی اسدی

مجتبی بنی اسدی

معلم و نویسنده

آرشیو مطالب منتشر شده
خجالت ندارد از اینکه پسرهایت رویت را زمین زدند!
۳۰ تیر ۱۴۰۴

خجالت ندارد از اینکه پسرهایت رویت را زمین زدند!

سلام بر یزید! هیچ وقت فکر نمی‌‌کردم روزی برسد که ابتدای نامه‌ای که من نگارنده‌اش هستم، بر یزیدنامی سلام بدهم. حالا هم اگر ناراحت نمی‌شود، در ادامه نامه، عبدی بصری یا بن‌ثبیط صدایت بزنم. به‌خداقسم دلم رضا نمی‌شود اسم آن ملعون را به‌قلم بیاورم.

اگر جای تو بودم، حسین را رها می‌کردم!
۲۸ تیر ۱۴۰۴
نامه‌ای به بَشیر بن عَمْرو حَضرَمی کِندی

اگر جای تو بودم، حسین را رها می‌کردم!

سلام مرد یمنی! برشی از زندگی‌ات را خواندم و کیف کردم. حرفی که به حسین زدی، آن‌قدر اعلا بوده که در زیارت‌الشهدا هم آمده. یعنی مردمی که بعد صدها سال بخواهند شهدا را زیارت کنند، حرف‌هایت در روز عاشورا را زمزمه می‌کنند.

روی زن‌های کوفه را سفید کردی!
۲۱ تیر ۱۴۰۴
نامه‌ای به اُم‌وهب ‌بنت‌ عبد

روی زن‌های کوفه را سفید کردی!

سلام مادر وَهب! نامه‌نویسی به زن‌ها آداب خودش را می‌طلبد. یک‌بار به‌ مادرم، دوبار به همسرم و دوسه‌بار به عمه‌هایم نامه نوشته‌ام. وقتی برای زن‌های دوروبرم می‌نویسم، چندان سخت‌ نمی‌گیرم به خودم و قلم. هر چه بیاید روی کاغذ، همین می‌شود نامه.

تو که معصوم از خطا نبودی!
۱۲ تیر ۱۴۰۴
نامه‌ای به ضرغامة‌بن‌مالک تغلبی، از یاران امام حسین (ع)

تو که معصوم از خطا نبودی!

سلام ضرغامه خان! اینکه تقدیر در پیشانی آدم چه‌ها نوشته، جز خدا کسی خبر ندارد. حالا این را رفاقتی می‌گویم. تو فکر کن «از نوادگان قبیله‌ای عربِ جاهلی که در نجد عربستان پاگرفته، و احتمالاً دخترها را هم زنده‌به‌گور می‌کرده، سنگ‌قبری در آسمانی‌ترین جای این زمینِ خاکی پیدا می‌شود که روی آن حک شده ضرغامة‌بن‌مالک تغلبی».

واقعاً! ما اهل کوفه نیستیم؟
۱۰ تیر ۱۴۰۴
نامه‌ای به سعیدبن‌عبدالله حنفی

واقعاً! ما اهل کوفه نیستیم؟

سلام آقاسعید! تو در آسمان‌هایی و ما در جایی که شیطان همیشه در کمین است. بگذار با تو خودمانی باشم. شاید که باب رفاقتی شد. بله! قبول دارم. من کجا، تو کجا.

صدایت ماندگار باد آقامحسن!
۷ تیر ۱۴۰۴

صدایت ماندگار باد آقامحسن!

سلام آقامحسن! دروغ نگفته باشم، اول قصدم این بود برای آقاکاظم بهمنی نامه بنویسم. آخر او شعر را نوشته «مردم خدا مراقب ماست.» ولی هر چه کم‌وزیادش کردم، دیدم در نامه به او باید از تو بنویسم. پس اول نامه آقاکاظم را خط زدم و نوشتم آقامحسن.

برای خودم متأسفم، سردار!
۳ تیر ۱۴۰۴
وقتی چهره‌ حضرت آقا را قاب تلویزیون، با ابهت و اقتدار دیدم، گفتار حماسی‌ِ امیدآفرینش را به‌ گوش شنیدم

برای خودم متأسفم، سردار!

آدم‌ها برای من دو دسته‌اند؛ آن‌هایی که زیبا می‌خندند و زشت و این یک قرارداد بین من و دلم است که هرکه زیبا می‌خندند، برایم دوست‌داشتنی می‌شود و شما، در همین دسته‌اید. دوست ندارم با نوشتن اسم زشت‌خنده‌ها، نامه‌ را خراب کنم. ولی یکی‌اش را بخواهم مثال بزنم، همان کسی است که سرزمین اشغالی در چنگ او گرفتار است. بگذریم!

این پول، ارزش دارد؟
۲۸ خرداد ۱۴۰۴
این است مرام راننده کامیون‌ها؟

این پول، ارزش دارد؟

نامَرد؛ همین! چاره‌ای جز این نیست که بی‌سلام شروع کنم نامه را. حیف اسم آن‌ بالاسری که بیاید اول نامه‌ای که باید به تو نوشته شود. حیف! حیف این کاغذ و قلمی که صرف نوشتن به تو می‌شود.

قدرتِ اشک‌ مظلوم
۲۶ خرداد ۱۴۰۴
نامه‌ای به دختربچه‌ اهل غزه

قدرتِ اشک‌ مظلوم

سلام دخترجان! بی‌مقدمه می‌نویسم برایت. فریادهای مظلوم تو را که شنیدم دلم می‌خواست فیلم را بگیرم جلوی دخترم و بگویم «ببین بابا! این دختری که صداش رو می‌شنوی، داره برای موشک‌های ما دعا می‌کنه که بره بخوره توی سر دشمن.» اما ترسیدم.

عمر گل کوتاه است؛ مثل رفیق نیمه‌راه
۲۰ خرداد ۱۴۰۴
حس و حال یک گل‌فروش در شهر

عمر گل کوتاه است؛ مثل رفیق نیمه‌راه

سلام آقای گل فروش. غلط نکنم هر کسی که توی این شهر زندگی می‌کند، وقتی از مقابل گل‌فروشی‌ات رد می‌شود، نگاهی به مغازه‌ات می‌کند و با خودش می‌گوید «هی…! کاش منم توی این هوا نفس می‌کشیدیم.»

رنج جداشدنی نیست
۱۷ خرداد ۱۴۰۴
لذت رنج

رنج جداشدنی نیست

سلام بچه‌ها. اگر بخواهم با شما روراست باشم، امروز که برنامه امتحانی را نگاه کردم، به خودم گفتم «تموم شد ها. فقط دو سه تای دیگه مونده.» و برای خودم برنامه ریختم که بیست‌ودوم خرداد به‌بعد چه فیلم‌هایی ببینم، چه‌ها بنویسم، کدام کتاب‌های نیمه‌تمامم را بخوانم…

نقد عملکرد سازمان جهانی بهداشت در راستای سوء مصرف دخانیات
۱۰ خرداد ۱۴۰۴
به مناسبت روز جهانی بدون دخانیات

نقد عملکرد سازمان جهانی بهداشت در راستای سوء مصرف دخانیات

سلام به سازمان جهانی بهداشت. این نامه به ساختمان شما پست می‌شود. ولی می‌خواهم به دست آن بابایی برسد که روزهای جهانی را مصوب می‌کند که برود توی تقویم. این نامه یادآوری این قضیه است که نامگذاری ۱۰ خرداد همان ۳۱ می به عنوان «روز جهانی بدون دخانیات»، تأثیر چندانی بر هدفی که مشخص کرده‌اید، ندارد.