منیره فهامی

منیره فهامی

خبرنگار گروه پایداری هم‌محله

آرشیو مطالب منتشر شده
آبادان، همیشه زنده و مقاوم بود
۱۴ اسفند ۱۴۰۳
جانباز مرتضی وکیلی از برادران شهید و جانبازش می‌گوید

آبادان، همیشه زنده و مقاوم بود

لهجه شیرین آبادانی دارد و در خانواده‌ای بزرگ ‌شده که همه پسرانش در جنگ بزرگ شده‌اند و اهل ایثارند و شهادت.

محفل انس محسنین
۱۴ اسفند ۱۴۰۳
گزارشی از امامزاده محسن‌بن‌موسی‌بن‌جعفر(ع)

محفل انس محسنین

در خیابان وحید، ابتدای خیابان رودکی، گنبد متمایز چندوجهی و کرم‌رنگ امامزاده از دور چشم‌نوازی می‌کند.

برای روستاهای محروم، برق‌کشی می‌کرد
۳۰ بهمن ۱۴۰۳
گفت‌وگو با رضا کرمی، رزمنده و برادر شهید علی کرمی

برای روستاهای محروم، برق‌کشی می‌کرد

با او که برای هماهنگی مصاحبه، تماس می‌گیرم، نفس‌نفس می‌زند و صحبت می‌کند.

خوبی و خوش‌اخلاقی اش به یادگار ماند
۳۰ بهمن ۱۴۰۳
روایتی از زندگی شهید اصغر کرمی از زبان خواهر

خوبی و خوش‌اخلاقی اش به یادگار ماند

وقتی صحبت از برادر شهیدش، اصغر کرمی می‌شود به‌غیراز خوبی و خوش‌اخلاقی برادر چیزی به یادش نمی‌آید. می‌گوید برادرم همه کارهایش خوب بود و من را خیلی دوست داشت.

می‌گفت من راهم  را  انتخاب کرده‌ام
۳۰ بهمن ۱۴۰۳
گفت‌وگو با فرزند شهید حسن رحمانی‌مطلق

می‌گفت من راهم را انتخاب کرده‌ام

روز نهم مرداد بود. سال ۱۳۶۶. لباس احرامش را تازه درآورده بود که لباس سفید شهادت بر تن کرد.

مثل یک معجزه بود
۲۳ بهمن ۱۴۰۳
مادر شهید علیرضا مشفقی از پسرش می‌گوید

مثل یک معجزه بود

مهربان است و صدایش گرم، صمیمی و پر از حس مادری. وقتی از پسر شهیدش می‌گوید شوقی خاص بر دلش می‌نشیند.

محمدتقی ۳۶ سال مفقودالاثر بود
۲۳ بهمن ۱۴۰۳
محمدعلی ملک‌احمدی از برادران شهید و برادر جانبازش می‌گوید

محمدتقی ۳۶ سال مفقودالاثر بود

ابتدای صحبت، فکر می‌کردم فقط می‌خواهم با برادر یک شهید صحبت کنم …

مثل علی‌اکبر(ع) شده بود
۱۶ بهمن ۱۴۰۳
گفت‌وگو با مادر جانباز سید علمدار و شهید سید محمود احمدی

مثل علی‌اکبر(ع) شده بود

کوچه‌ای دیگر در محله ولدان به نام شهیدی مزین شده است: شهید سید محمود احمدی. وارد منزل شهید که می‌شوم، مادر شهید منتظرم است.

اصلا قابل‌شناسایی نبود
۱۶ بهمن ۱۴۰۳
گفت‌وگو با خانواده شهید رضا عباسی

اصلا قابل‌شناسایی نبود

امروز مهمان خانه شهیدی در محله ولدان هستم.

آخرین امتحانش را داد و  رفت جبهه
۸ بهمن ۱۴۰۳
روایتی از زندگی شهید علی فخاری‌زاده از زبان خواهرش

آخرین امتحانش را داد و رفت جبهه

زنگ تفریح است و صدای بچه‌ها در مدرسه پیچیده. کمی صبر می‌کنم ساعت کلاس شروع شود تا بتوانم با خواهر شهید علی، خانم مریم فخاری‌زاده صحبتم را شروع کنم.

امیرحسین عاشق ایران و امام و انقلاب بود
۸ بهمن ۱۴۰۳
غلامحسین بدری از برادر شهیدش و کمک به جبهه می‌گوید

امیرحسین عاشق ایران و امام و انقلاب بود

ماشین، پشت ماشین و کامیون پشت کامیون؛ نامش کاروان شهید بهشتی بود و اقلام جمع‌آوری‌شده مردمی را برای کمک به جبهه می‌برد.

شهیدانی که روایتگر ندارند
۲ بهمن ۱۴۰۳
روایت‌هایی از شهیدان مهدی کنگازیان، محمدرضا منجمی و محمدحسین نظری

شهیدانی که روایتگر ندارند

می‌خواهم از شهیدان روایت کنم، شهیدانی که سال‌هایی نه‌چندان دور تمام‌قد برای دفاع از اسلام و وطنشان ایستادند و ایستادگی کردند؛ با قطره‌قطره خونشان و حالا جز نامی از آن‌ها باقی نمانده است‌.