چند سالی از پیروزی انقلاب اسلامی ایران میگذشت؛ ولی هنوز منافقین و دشمنان انقلاب در افکار پوچ خود بودند و میاندیشیدند با ترورها، بمبگذاریها و ایجاد رعبووحشت بین مردم میتوانند آنان را از قیام خود پشیمان و دلسرد کنند.
حاج احمد، برادر شهیدان مهدی و محمد نصراصفهانی است و در وصف سردار مهدی این رباعی را سروده است. ترجیح میدهد همسرش درباره برادرانش صحبت کند. خانم بتول نصراصفهانی که خودش نیز خواهر شهیدان ابراهیم و محمد است، با بیانی گرم و صمیمی از زندگی و خاطرات شهیدان برایمان میگوید.
برادر بزرگش، سردار کریم نصراصفهانی و از جانبازان دفاعمقدس است؛ شهید ابراهیم و شهید محمد نیز دو برادر دیگرش هستند؛ خودش هم از جانبازان دفاعمقدس است و در عملیات محرم مجروح شده. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیتش را علیه رژیم ستمشاهی شروع کرد و ازجمله جوانانی بود که از اصفهان برای محافظت از امام خمینی(ره) از لحظه ورودشان به ایران، عازم تهران شد.
عموی شهید محمدرضا چراغی، سوادعلی چراغی، خادم مسجد المهدی(عج) محله پرتمان است. زمانی که محمدرضا مفقودالاثر شد خیلی پیگیری کرد تا خبری از او پیدا کند. ۴۰ سال از آن زمان میگذرد و با سنگ یادبودی رشادتهایش زنده نگه داشته شده است. شنونده خاطراتش از زبان برادرانش میشوم.
چند وقت پیش بود که مادر شهید را در خانه شهید قوچانی دیدم. عکس آقا مرتضی را که گذاشت مقابل میز، محو نگاه نافذش شدم و شباهتش با مادر. فرصتی برای صحبت با مادر شهید نشد. آن روز تمام شد؛ ولی اشتیاق من برای شناخت آقا مرتضی نه. تا اینکه «هم محله»، مهمان محله پرتمان شد.
نامش مهدی است و شهرتش طالبعلم. سال ۱۳۳۷ در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد. پدرش روحانی بود و برادر کوچکترش نیز از شهدای دفاعمقدس است. جنگ که میشود، معطل نمیکند و برای دفاع از کشور راهی جبهه میشود. بعد از زخمیشدن، در سنگری دیگر و بهعنوان یکی از نیروهای حفاظتی بیت امام خمینی(ره) خدمت میکند.
شهید سرلشکر حاجاکبر آقابابایی، شهیدی است که تا دیروز تنها به نام بزرگراهش میشناختمش؛ غافل از اینکه راه بزرگش را فراموش کردهام.
برادرش احمدرضا آقابابایی درباره برادر شهیدش میگوید و من با تمام وجود شنونده میشوم.
ز قدیم گفتهاند مؤمن را از وفای به عهدش بشناس. در این روزگار کم میشود با کسی وعده بگذاری و آنقدر خوشقول باشد که زودتر سر وعده حاضر شود. حاج رضا و حاج محمد نمازیزاده رزمندگان و دلاورمردان دیروز که خود سالهای جوانیشان را در جبهه و خط مقدم گذراندهاند مهمان «هممحله» شدهاند تا از برادران شهیدشان مهدی و اکبر نمازیزاده بگویند.
بهار اعلامی هرساله برای شروع و آغاز است، شروعی برای رسیدن به رشد و کمال.
عید که میشود، نفسهای بهار بوی جان میدهد و دستهای شاخهها با سبدی از شکوفه به استقبالت میآیند.
نامش نادرقلی است و شهرتش نادریرارانی. متولد شهریور سال ۱۳۱۷ شمسی در روستای راران است که حالا یکی از محلههای منطقه ۱۵شهر اصفهان شده.
در گذشته علاوه بر آداب و رسوم مشترک همه محلهها، در داخل هر محله به فراخور خردهفرهنگ حاکم، آداب و رسوم خاصی هم در ماه رمضان و ایام نوروز وجود داشته است.