«حمیدرضا هرچه گرفت، از خدمت به مردم گرفت»؛ این طلاییترین نقطه زندگی یک پسر دهه هشتادی است. پسری که ۶ سال، عضو فعال و نجاتگر هلالاحمر بود و حالا بیش از دوماه و اندیست در جنگ رمضان به شهادت رسیده است.
خودش هم که نگوید، اسم «مُسلم نَبی»، خیلی چیزها را میگوید: از «خادمالشهدا» بودن؛ از عمر و زندگیاش که اول و آخر آن به شهدا گره خورده و به قول خودش سالهاست دربهدر این راه شده.
گفتوگویی صمیمی و بدون تعارف با «مُسلم نَبی»؛ چهره نامآشنایی که بیش از یک دهه است در مراسم تشییع شهدا، پابهرکاب شهداست
شهادت 168 هموطن در مدرسه شجره طیبه شهر میناب که بیشتر آنها دانشآموز و کودکان مظلوم و بیگناه بودند، بهانهای شد تا هیئت فاطمیه شهر آرانوبیدگل، آیین سنتی گلابگیری هرسالهاش در تکیه تاریخی حاج عبدالله خان را، امسال متفاوتتر و به نام شهدای مدرسه شجره طیبه متبرک و به یاد آنها برگزار کند.
به گزارش اصفهان زیبا؛
شامگاه پرتلاطم پانزدهم فروردین؛ ماجرا از فرود مخفیانه هواپیماهای آمریکایی در جنوب اصفهان آغاز شد و با هوشیاری مردم و سپس نیروهای مسلح ایرانی به پایان رسید!
از حضور خبرنگاران خارجی و خانواده شهدای عشایر و جنگ رمضان تا ابهت پوشالی آمریکا روی تریلیها
آنچه که ما در جنوب اصفهان دیدیم و روایت کردیم
اهالی محله «شهرک قدسِ» خیابان امام خمینی اصفهان، صبح یکشنبه هفدهم اسفند 1404 را با صدای انفجار مهیبی شروع کردند. صدایی که البته منطقه وسیعی از خیابان امام خمینی را لرزاند و شیشههای شکسته، توریهای تراس و پردههای از جادرآمده، حفرههای کوچک و بزرگ روی دیوار خانهها، درهای کندهشده و آدمهای جامانده در شوک انفجار، همه و همه زخم شد روی تنِ کوچه پسکوچههای آن….!
از کیسههای آرد گندمی که گوشه «حسینیه هفتاد و دوتن» شهر گز روی هم رفتهاند بالا، تا یک ظرف بزرگ از آرد خمیر شدهای که میگویند همه چیز این خمیر با خمیرهای بیرون فرق دارد و مخصوص است.
روایتی از زنان شهر گز در جن/گ رمضان که میراثدار مادران خود از هشت سال دفاع مقدس بودند
هدی و بشری را چندسالیست که میشناسم. ۱۰ شب اول محرم به همراه مادرشان به مهد هئیت میآمدند برای کمک.
ساعت ۲ و ۴۵دقیقه دوشنبه ۱۸ اسفند؛ اگرچه حمله هوایی به سمت استانداری اصفهان انجام شده بود ولی در اصل حمله به مردم بود.