هوانیروز، جزو معدود نیروهای نظامی است که تمام عملیاتهای خود در طول جنگ تحمیلی را با موفقیت به ثمر رسانده است. سرهنگ خلبان بازنشسته «حسین وکیلی» یکی از خلبانان دلاور هوانیروز است که در حالی که تنها 25 ساله بوده به عنوان خلبان بالگرد کبرا در عملیات بیتالمقدس حضور داشته است.
کَم، پیکر شهید غسل و کفن نکرده است؛ از روزهای اول«انقلاب» و «جنگ هشتساله» تا همین «جنگ رمضان»؛ جنگی که میگوید: «هر روزش بر من سخت و متفاوت گذشت.»
رودررو با «محمود میرزایی» و روایت متفاوت او از غسل، کفن و دفن شهدای جنگ رمضان تا وداع با خانوادهها در معراج الشهدای اصفهان
🔜 مشروح این گفتوگو را سهشنبه ۲۹ اردیبهشتماه در صفحه پایداری روزنامه اصفهان زیبا بخوانید
حادثههای تلخ جنگ رمضان، یکی یکی جلوی چشمانش میآید و میرود، از «هفتون» تا «خانهاصفهان» و «شیخ صدوق جنوبی»، از «شهرک صنعتی جی» تا «اُپتیک»، از «پایگاه هشتم شکاری» تا «توپخانه 44» و …!
«حمیدرضا هرچه گرفت، از خدمت به مردم گرفت»؛ این طلاییترین نقطه زندگی یک پسر دهه هشتادی است. پسری که ۶ سال، عضو فعال و نجاتگر هلالاحمر بود و حالا بیش از دوماه و اندیست در جنگ رمضان به شهادت رسیده است.
خودش هم که نگوید، اسم «مُسلم نَبی»، خیلی چیزها را میگوید: از «خادمالشهدا» بودن؛ از عمر و زندگیاش که اول و آخر آن به شهدا گره خورده و به قول خودش سالهاست دربهدر این راه شده.
گفتوگویی صمیمی و بدون تعارف با «مُسلم نَبی»؛ چهره نامآشنایی که بیش از یک دهه است در مراسم تشییع شهدا، پابهرکاب شهداست
شهادت 168 هموطن در مدرسه شجره طیبه شهر میناب که بیشتر آنها دانشآموز و کودکان مظلوم و بیگناه بودند، بهانهای شد تا هیئت فاطمیه شهر آرانوبیدگل، آیین سنتی گلابگیری هرسالهاش در تکیه تاریخی حاج عبدالله خان را، امسال متفاوتتر و به نام شهدای مدرسه شجره طیبه متبرک و به یاد آنها برگزار کند.
به گزارش اصفهان زیبا؛
شامگاه پرتلاطم پانزدهم فروردین؛ ماجرا از فرود مخفیانه هواپیماهای آمریکایی در جنوب اصفهان آغاز شد و با هوشیاری مردم و سپس نیروهای مسلح ایرانی به پایان رسید!
از حضور خبرنگاران خارجی و خانواده شهدای عشایر و جنگ رمضان تا ابهت پوشالی آمریکا روی تریلیها
آنچه که ما در جنوب اصفهان دیدیم و روایت کردیم
اهالی محله «شهرک قدسِ» خیابان امام خمینی اصفهان، صبح یکشنبه هفدهم اسفند 1404 را با صدای انفجار مهیبی شروع کردند. صدایی که البته منطقه وسیعی از خیابان امام خمینی را لرزاند و شیشههای شکسته، توریهای تراس و پردههای از جادرآمده، حفرههای کوچک و بزرگ روی دیوار خانهها، درهای کندهشده و آدمهای جامانده در شوک انفجار، همه و همه زخم شد روی تنِ کوچه پسکوچههای آن….!