زینب تاج‌الدین

زینب تاج‌الدین

دبیر گروه پایداری

کارشناسی‌ارشد برنامه‌ریزی‌شهری/ دبیر نشریه بیسیم چی از 1395/ همکاری با روزنامه جام‌جم، خبرگزاری دفاع مقدس، مجله همشهری پایداری، خبرگزاری تسنیم و خبرگزاری ایمنا/ برگزیده دو دوره جشنواره ملی ایثار و شهادت، رزمواره مدافعان حرم، جشنواره ملی شهدای غواص، چند دوره جشنواره استانی ابوذر و چندین دوره جشنواره مطبوعات

آرشیو مطالب منتشر شده
یک دیوار، سیزده شهید، سیزده روایت!
۱۷ آبان ۱۴۰۴

یک دیوار، سیزده شهید، سیزده روایت!

در میدان امام اصفهان، جایی که تاریخ همیشه نفس می‌کشد، سیزده آبان و همزمان با روز دانش‌آموز، بزرگ‌ترین روزنامه دیواری کشور رونمایی شد.

او «امید» را زندگی می‌کرد!
۱۷ آبان ۱۴۰۴
گفت‌وگو با نویسنده «تاکسی دایموند 53» پیرامون شخصیت مرحوم دکتر غلامرضا شیران، آزاده‌ای که روایتش جاودانه شد

او «امید» را زندگی می‌کرد!

در روزهایی که خاطره‌نویسی و روایت‌های شخصی بیش از پیش جای خود را در ادبیات معاصر باز کرده‌اند، برخی چهره‌ها هستند که نه فقط با قلم، بلکه با زیست خود، تاریخ را زنده نگه می‌دارند.

از دفتر مشق تا دفتر شهادت!
۱۳ آبان ۱۴۰۴

از دفتر مشق تا دفتر شهادت!

در تقویم روزها، گاهی تاریخ با خون نوشته می‌شود و در جنگ ۱۲ روزه، صفحه‌ای از این تاریخ با نام دانش‌آموزان شهید ورق خورد. کودکانی که هنوز مشق شب‌شان تمام نشده بود، هنوز زنگ تفریح را با خنده آغاز می‌کردند، هنوز رویای بزرگ شدن در دل داشتند…

از دفتر مشق تا دفتر شهادت!
۱۳ آبان ۱۴۰۴
13آبان و روایتی از 13 دانش‌آموز که در جنگ دوازده‌روزه به شهادت رسیدند

از دفتر مشق تا دفتر شهادت!

در تقویم روزها، گاهی تاریخ با خون نوشته می‌شود و در جنگ ۱۲ روزه، صفحه‌ای از این تاریخ با نام دانش‌آموزان شهید ورق خورد. کودکانی که هنوز مشق شب‌شان تمام نشده بود، هنوز زنگ تفریح را با خنده آغاز می‌کردند، هنوز رویای بزرگ شدن در دل داشتند… اما گلوله، صبر نمی‌کند.

پدران رفتند دختران ایستادند!
۱۰ آبان ۱۴۰۴

پدران رفتند دختران ایستادند!

در اتاقی ساده، با دیوارهایی سفید و سکوتی سنگین، دختری نشسته است؛ زخمی از جنگ، اما ایستاده بر قله‌ ایمان.

بسیج مدارس؛ سنگر بی‌نامِ ایمان!
۱۰ آبان ۱۴۰۴
رسول معتمدی از روزهایی می‌گوید که جوانان با دل‌هایی پر از ایمان، سنگر ساختند و تاریخ نوشتند

بسیج مدارس؛ سنگر بی‌نامِ ایمان!

در دل خیابان عباس‌آباد، جایی که امروز تنها درختی سرو از گذشته‌ای پرشور باقی مانده، روزگاری خانه‌ای بود که سنگر بی‌نام ایمان شد. خانه‌ای که پیش از آن، نماد نفوذ فرهنگی بیگانه بود، اما پس از انقلاب، به نقطه آغاز تربیت نسل مقاومت بدل شد.

سفیدپوشان بی‌نام‌ونشان!
۶ آبان ۱۴۰۴

سفیدپوشان بی‌نام‌ونشان!

عشق در جانش رخنه کرده بود که ایمان از چشم‌هایش می‌بارید. حیای نگاهش پر از آرامش بود، پر از امیدواری… درد را باید تسکین می‌داد… درد را باید قرار می‌داد…!

پرستاری که مادر مجروحان جنگ شد
۶ آبان ۱۴۰۴
روایت بانویی که پنج سال از زندگی‌اش را وقف مجروحان جنگی در بیمارستان امام خمینی سقز کرد

پرستاری که مادر مجروحان جنگ شد

در روزگاری که جنگ، سایه‌اش را بر جان و دل مردم ایران گسترده بود، زنانی بودند که بی‌ادعا، بی‌توقع و با تمام وجود پا به میدان خدمت گذاشتند.

«آبشت» روایتی از خیانت در دل اسارت!
۴ آبان ۱۴۰۴
همراه با رضا اعظمیان؛ نویسنده ادبیات پایداری که به سراغ سوژه‌ای متفاوت در دل اردوگاه‌های رژیم بعثی عراق رفته است

«آبشت» روایتی از خیانت در دل اسارت!

در میان هزاران برگ از تاریخ دفاع مقدس، هنوز هم صفحاتی هستند که کمتر ورق خورده‌اند؛ صفحاتی تلخ، پر از درد، اما سرشار از حقیقت. کتاب «آبشت» یکی از همین برگ‌های کمتر دیده‌شده است؛ روایتی جسورانه و بی‌پرده از آن‌چه در اردوگاه‌های اسارت بر آزادگان ایرانی گذشت.

اینجا چراغش هنوز روشن است!
۲۹ مهر ۱۴۰۴
حسینیه بنی‌فاطمه سال‌هاست به یاد کسانی که در هیئت بزرگ شدند، در جبهه جنگیدند و در تاریخ ماندگار شدند، زنده است

اینجا چراغش هنوز روشن است!

در قلب اصفهان، جایی هست که نامش با خاطره، ایمان و ایثار گره خورده؛ محله‌ای قدیمی به نام دردشت. کوچه‌پس‌کوچه‌هایش هنوز بوی روزهای انقلاب را می‌دهند و دیوارهایش خاطره‌ شب‌های بمباران را در خود دارند.

معجزه‌ای در دل آوارهای ضاحیه!
۲۶ مهر ۱۴۰۴
در یکمین سالگرد خاک‌سپاری سردار شهید عباس نیلفروشان در گلستان شهدای اصفهان، علی‌ نیلفروشان از ماجرای پیدا شدن پیکر پدر بعد از 14 روز می‌گوید

معجزه‌ای در دل آوارهای ضاحیه!

آرام نشسته. نه بغض دارد، نه فریاد. صدایش اما لایه‌لایه است؛ ترکیبی از دلتنگی و افتخار، وقتی از پدر می‌گوید، از نبودن‌هایش، از ذوق شاعری و شعرهای آیینی‌اش، از حساسیتش به درس و مدرسه بچه‌ها، از آن شب‌های بی‌خبری در حرم امام رضا(ع)، گویی دارد از قهرمانی حرف می‌زند که در خانه قافیه می‌چید و در میدان جنگ استراتژی می‌نوشت.

معجزه‌ای در دل آوارهای ضاحیه!
۲۵ مهر ۱۴۰۴

معجزه‌ای در دل آوارهای ضاحیه!

در یکمین سالگرد خاکسپاری شهید عباس نیلفروشان در گلستان شهدای اصفهان، علی‌ نیلفروشان از پیدا شدن پیکر پدر بعد از ۱۴ روز می‌گوید.

مشروح این گفت‌وگو را شنبه ۲۶ مهرماه در صفحه پایداری روزنامه اصفهان زیبا بخوانید