بیستوچهارم مهرماه در تقویم ارتش جمهوری اسلامی ایران، سالروز تأسیس نهادی است که به پیشنهاد رهبر شهید انقلاب و فرمان تاریخی امام خمینی (ره) در سال ۱۳۵۸ شکل گرفت تا روح معنویت، بصیرت و شهادتطلبی را در کالبد ارتش بدمد. به همین مناسبت، «حجتالاسلام عیسی کیانی»، ارشد و هماهنگکننده عقیدتی سیاسیهای ارتش در منطقه اصفهان، یزد و چهارمحال و بختیاری، در نشستی خبری با اصحاب رسانه، به تبیین فلسفه وجودی، شرح وظایف قانونی، طرحهای فرهنگی و نقشآفرینی میدانی این سازمان در صحنههای دفاع از کشور و روایتگریِ حماسهآفرینی ۸۹ شهید ارتش منطقه در جنگ رمضان پرداخت.
توی همه این سالهایی که دارم چنگ میزنم به خاطرههای آدمهای جنگرفته اصفهانی و کنکاش میکنم همه آن سالها و قصههایش را، یکبار هم اسمش را نشنیدم.
رفاقتمان برمیگردد به 40 سال پیش؛ درست از روزهای دفاعمقدس. اوج آشنایی ما از لشکر امامحسین(ع) شروع شد؛ روزهایی که حاجعلی خودش را از کردستان و مقابله با گروههای تجزیهطلب و ضدانقلاب رساند به جبهه.
روزی هزار بار میآمدند جلوی چشمم و میرفتند. روزی هزار بار با خودم مرورشان میکردم؛ همان روزهایی که بهتزده اخبار سوریه را دنبال میکردم؛ همان روزهایی که خبر اشغال شهربهشهر سوریه توی دهان میچرخید و همهجا را رعبووحشت گرفته بود؛ همان روزها بود که تصویر آن بچه یکیدوساله مدام جلوی چشمهایم بود.
حرفهایمان کوتاه آمدند و قد آههایمان بلند شد. شال عزا افتاد دور گردن ایران خانم ما (ایران جان ما). تن وطن زخمی شد و آشفتگی ریخت توی دلهایمان.
هفته گذشته اصفهان میزبان نایبرئیس جمعیت جهانی حمایت از مقاومت بود. حجتالاسلام علیاکبر براتی که یدطولایی در حوزه مقاومت و حمایت از کشورهای مظلومی چون فلسطین، یمن، سوریه و… دارد، در این سفر ساعاتی را در جمع نویسندگان و اهالی قلم روایتخانه بود.
«دوازده سالگی» میشود برایش نقطه «رفتن»؛ آنهم با شناسنامه برادر بزرگترش. میگوید پدرم مخالف جدی رفتنم به جبهه توی آن سن و سال بود، «اما من رفتم»! «میرود» و وقتی برمیگردد، چندین و چند ترکش و ریهای متلاشی شده و یک جفت چشمی که جز سیاهی، چیزی نمیبیند، برای روزها و ماهها و سالهای پیش رویش به همراه می آورد.