
دانههای ریز باران به شیشه میزنند؛ پشت سر هم و بیوقفه. روی زمین میافتند. حبابی بزرگ میشوند و خیلی زود میترکند و ردپایی از خود به جا نمیگذارند؛ انگارنهانگار که اصلا وجود داشتهاند؛ درست مثل بغض فروخورده بتولخانم که آن طرف شیشه مهگرفته، در راهروی سرای صادقیه روی نیمکت چوبی روبهروی اطلاعات به همراه دو زن فرتوت دیگر نشسته و لابد دارد رؤیابافی میکند؛ مثلا اینکه کاش شب یلدای امسال «پسرم من را با خود از اینجا ببرد و یک اتاق از اتاقهای خانهاش را برای همیشه بهم بدهد.» یا اینکه «یلدا با پسرم و عروسم و نوهام، دورهم جمع شویم و کرسی راه بیندازیم و دوست و آشنا هم بیایند و با شبچره از آنها پذیرایی کنیم… .»












هر روز صبح هوا که گرگومیش میشود، صدای خشخش جارویش بر سینه خیابان شنیده میشــــود. نارنجیپوشِ زحمتکــــش روزهــــای یکنواخـــــت و خستهکنندهای دارد. کرونا و مقابله با آن در شرایط سخت کاری از یکسو و نبودن در کنار خانواده در شب یلدا، این قشر زحمتکش شهر را آزار میدهـــــد؛ اما مدیریتشهری اصفهان هیچگاه زحمـــــات آنها را نادیـــــده نگرفتهاست؛ چراکه همه میدانیم وجود آنها در شهر غنیمتی بزرگ است و اگر آنها نباشند، شهر به تلی از زباله تبدیل میشود. مدیران مناطق پانزدهگانه شهرداری همانند سالهای گذشته و باتوجــهبــــــه دستــورالعملهــای کرونایی، در شب یلدا برنامههای ویژهای برگزار میکنند که به بخشی از آنها اشاره میشود.












شب یلدا یا شب چله یكی از كهنترین جشنهای ایرانیان است و از سالیان دور تا به امروز ایرانیها آغاز فصل زمستان را با دور هم جمع شدن خانوادهها جشن میگیرند. حالا کمکم به یلدا نزدیک میشویم و مردم به تناسب آداب و رسوم همیشگی، خریدهایی را متناسب این مراسم سنتی انجام میدهند. در غروب آخرین روز پاییز مردم دور هم جمع میشوند، گپوگفت میکنند و البته خوراکیها و تنقلاتی هم مصرف میکنند. فرا رسیدن ایامی همچون شب یلدا همواره برای صاحبان فروشگاههای آجیل و میوه هم میتواند فرصتی مطلوب برای درآمدزایی باشد. امسال با بهبود شرایط کرونا و همچنین روند مطلوب واکسیناسیون مردم تمایل بیشتری دارند تا این شب را در کنار عزیرانشان سپری کنند با این حال قیمت آجیل و میوه تناسبی با قدرت خرید مردم ندارد و آنها برای رنگینکردن سفره یلدا در مضیقه هستند.












شب یلدا هم مثل هر روز خاصی، در هر منطقه متفاوت است در عین حال که از گذشته تا به امروز تفاوتهای زیادی پیدا کرده است اما شنیدن و خواندن روایت و حکایتهای جالب آن خالی از لطف نیست. بهخاطر همین شایسته دیدیم گریزی بزنیم به تاریخچه چنین شب به یادماندنی و دوست داشتنی.












تأمین کالاهای اساسی و مواد غذایی به قیمت مناسب برای شهروندان گلپایگانی به چالشی اساسی تبدیل شده است. این در حالی است که در شهرهای بزرگ این دشواری کمتر دیده میشود و شهروندان راحتتر میتوانند ترهبار و میوه و سایر کالاهای اساسی را به قیمت مناسب تهیه کنند. ساماندهی بازار میوهوترهبار، شفافیت در نحوه نرخگذاری و افزایش نظارتهای تخصصی ازجمله مطالبات مصرف کنندگان میوه و تره بار در گلپایگان است. از طرفی، تفاوت قیمت با دو شهر همجوار گلپایگان زیاد است و این تفاوت قیمتها پرسشهایی را در ذهن شهروندان ایجاد کرده است.












چند سالی است که به همت شهرداری اصفهان در شب یلدا از پاکبانان شهر اصفهان تجلیل به عمل میآید و جشنی برگزار میشود. امسال به دلیل شیوع بیماری کرونا شهردار و مدیران شهری اصفهان تصمیم گرفتند از پاکبانان شهر که مشغول کار و فعالیت در سطح شهر هستند تقدیر به عمل آورند.












زنگ مدرسه نیم ساعت زودتر به صدا در آمد. بعد از ظهری بودم. شب یلدا بود. مغازههای اطراف مدرسه مملو از جمعیت بود. یکی شیرینی به دست خارج میشد، یکی آجیل به دست. مرد میانسالی با هندوانهای بزرگ در یک دست و پاکتی انار در دست دیگرش از کنارم گذشت. دو سه بار پاکتها را به زمین گذاشت و کش و قوسی به خود داد و دوباره به راه افتاد. لبوفروشی در گوشه خیابان داد میکشید: «لبو دارم، لبوی داغ». ظرف لبو را روی گاری گذاشته بود و مرتب با ملاقهای در دست آب خوشرنگ لبو را رو آنها میریخت. چه برقی میزد! چقدر دلم لبو میخواست!












یکی از مهمترین و بهترین فیلمهای دهه هشتاد سینمای ایران بیتردید فیلم شب یلدای کیومرث پوراحمد است. فیلمسازی که اگرچه همگان با قصههای مجید میشناسندش، اما اوج فیلمسازیاش را در فیلم شب یلدا تجربه کرد.












یلدا طولانیترین شب سال است. نماد امید و اینکه بالاخره حتی بعد از این همه سیاهی و مدت طولانی نور و روشنایی میآید و پیدا میشود؛ ولی وقتی تنهایی و دور از همه، این زمان بیشتر میشود، طولانیتر و شاید وهم انگیزتر. به خاطر همین است که طبق عادات و رسوم، ما ایرانیها دور هم جمع میشویم. همدیگر را میبینیم و برای اینکه زمان طولانی طی شود و احساس نشود، برای هم قصه و شعر میخوانیم و سرگرم میشویم.












به قول استاد ژاله آموزگار، «در شب یلدا که شب کارزار روشنایی و تاریکی است، کسی نمیخوابد؛ ایرانیان گرد هم میآیند تا به نیروی عشق و نیروی مهر، به نور دل بدهند و به جنگ سیاهترین و شومترین شب سال بروند. خوراکیهای شبچره را بر سفره کرسی میگسترانند و تا صبح شعر میخوانند، قصه میگویند، فال حافظ میگیرند و بیدار میمانند تا بیداری آنها کمکی باشد هرچند اندک به فرشته پیمان، فرشته راستی و فرشته نظم. همه نگران و منتظرند تا نتیجه این کارزار را با دمیدن صبح و دیدهشدن نخستین فروغ، جشن بگیرند.» این شب پرخاطره برای ما ریشه در تاریخ و فرهنگ غنیمان دارد که باید آن را بجوییم و فلسفهاش را دریابیم؛ چون در این روزهای سخت بیشتر از هرزمان دیگری به یاری ما میآید.












امشب را بخورید و بنوشید؛ نوش جان! اما مراقب باشید با پرخوری و زیادهروی پای لرزش ننشینید!عادتی که خیلیها دارند و با مصرف زیاد انواع میوه و تنقلات، معده خودشان را بیچاره میکنند.درست است که از قدیم خوردن میوه و تنقلات در شب یلدا مرسوم بوده، اما بهتر است کمی هم فکر سلامت بدنتان باشید.برای آشنایی بیشتر شما با خوردنی و نخوردنیهای شب یلدا، بر آن شدیم تا نظر دکتر مژگان نوریان، متخصص تغذیه و رژیــمدرمــانــی و عـضــو هــیــئــتعلمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، را جویا شویم. پس ما را دنبال کنید.


افـزایش بیسابقه قیمت میوه درهفتههای اخیر، بسیاری از خانوادههای اصفهانی به ویژه اقشار کمدرآمد را از رفتن به بازار شب یلدا دلسرد کرده است.