با گذشت بیش از یک سده از امضای فرمان مشروطیت در ایران توسط مظفرالدینشاه قاجار در ۱۲۸۵، داستان مشروطیت در این مرز و بوم همچنان تازه، شنیدنی و پر رونق است و محققان و پژوهشگران بسیاری در حوزه تاریخ، علوم سیاسی و حقوق، به پژوهش و بررسی جوانب گوناگون و متنوع و گاه هنوز پنهان و نوی این واقعه مهم و سرنوشتساز تاریخ پر فرازونشیب ایران پرداختهاند و میپردازند؛ بهگونهای که میتوان مشروطیت و حواشی گوناگون آن را از پربسامدترین موضوعات پژوهشهای تاریخی، سیاسی و حقوقی دانست.
مجموعه «دستدست کردن دستی بر دسته در» عنوان مجموعه شعر باربد درّی شاعر جوان اصفهانی است که به عنوان اولین مجموعه شعر وی روانه بازار کتاب شده است. این مجموعه که توسط انتشارات خوزان اهواز به چاپ رسیده است پیش از این در جایزه ملی شعر جم مورد تقدیر قرار گرفته بود. با درّی درباره این مجموعه و مشکلات نشر کتاب شعر در بازار کتاب ایران گفتوگو کردیم.
روشهای مختلف و متنوعی برای پرداختن به تاریخ هنر و بررسی نسبت آن با تاریخ اجتماعی-سیاسی وجود دارد. عدهای از نظریهپردازان هنر با دست گذاشتن بر روی کیفیات موضوعی و محتوایی به سراغ آثار هنری میروند و سوژههای بازنماییشده در آثار یک هنرمند یا یک دوران خاص را در بافت تغییرات اجتماعی یا سیاسی زمانه آنها بررسی میکنند.
درست است که این روزها فضای مجازی خیلیها را از کتابخواندن دور کرده و بازار محصولات پر زحمتتر مثل کتاب و فیلم را کساد، اما هنوز هم کسانی هستند که لذت ساعتها خواندن را با هیچ ارائهای در فضای اینترنت عوض نمیکنند و همچنان در دنیای کتابها سرخوشاند. در روزهایی که با نام کتاب و کتابخوانی پیوند خورده از آخرین کتاب خواندهشده سه نویسنده و اهل فرهنگ اصفهان پرسیدیم. علی خدایی که یک کتابباز حرفهای است، این روزها یک کتاب آشپزی میخواند. هلن اولیایینیا از کتابهای منتخب جایزه مهرگان میگوید که نظرش را خیلی جلب کرده است و نفیسه نفیسی از انتخاب کاری از هادی محمدی که این روزها رنگ زیبایی به کلاسهای ادبیات مجازیاش داده است.
کتاب «شعری به فارسی برایم بخوان» مجموعه هفت داستان روانشناختی نوشته صبا اخوت است که در 83 صفحه با یک درآمد و یک پیوست در سال جاری بهوسیله انتشارات جهان کتاب به چاپ رسیده. نویسنده در این اثر با زبانی شیوا و گیرا، هفت روایت از تاریخچه روانی زندگی رضا و حمید، دو کودک افغانستانی، تام، لارا، مایکل و جسیکا، چهار کودک آلمانی و نظیر، یک کودک بنگلادشی را با طرح دغدغهای مبنی بر «دیگری» پنداریزبان در جغرافیای فرهنگ غریب مهاجرت پی میریزد. او با تکیه بر این گزاره که «زبان راهی برای برقراری ارتباط است» شخصیت اصلی داستانهای خود را که زن جوان ایرانی مهاجری به نام رخشنده سیروانی است، میآفریند.
گمان کنم احمد اخوت در کتاب «تا روشنایی بنویس» از تقدس میز نویسنده میگوید. به کتاب دسترسی ندارم اما همین که این موضوع در گوشهای از ذهنم ذخیره شده است میخواهم بهیادش بیاورم و از آن برسم به چیزی که در این نوشته به دنبالش هستم: «چگونه میشود به پوشههای احمد اخوت سرک کشید؟» یا اصلا «چرا باید به پوشههای احمد اخوت سرک کشید؟» پوشههایی که برای من که ندیدمشان در ابری از رمز و خیال پیچیده شدهاند، پر از تکههای ناب زندگیهای پشتسر گذاشتهشده. همین شاید بتواند بار آن تقدس میز نویسندهای را به دوش بکشد که سالها پیش در «تا روشنایی بنویس» خواندهام و بهیادم مانده است. درباره تقدس میز نویسنده، پل آستر هم در رمان «شب پیشگویی» تصویری میسازد.
نوشتن یک نقد خوب درباره بکت بسیار سخت و دشوار است، نه به خاطر معانی عمیق و پپچیده موجود در آثار او، بلکه بالعکس، به دلیل اینکه آثار او از هر معنایی خالی شدهاند و در اعماق آنها هیچ چیز به درد بخوری پیدا نمیشود، تازه اگر اصلاً عمقی داشته باشند. نوشتن نقدهای بد اما در مورد بکت بیاندازه آسان و رایج است؛ میتوان چندین صفحه را به رمزگشایی از نمادها و رمزهای پنهان در آثار او اختصاص داد و درباره منظور نویسنده از به کارگیری واژههایی مانند گودو، مالوی یا مالون ساعتها نظرورزی کرد، میتوان سطحی بودن رادیکال بکت را نادیده گرفت و زنجیرهای از اصطلاحات و ایدههای کلی، همچون از خودبیگانگی یا معنازدایی را به نوشتههای او حقنه کرد و میتوان بکت را در کنار نویسندگان دیگر که تنها شباهتشان به بکت رئالیست نبودن و به اصطلاح عجیبغریببودنشان است، قرار دارد و با گنجاندنش در مکاتب یا جنبشهای شناخته شده هنری از رویارویی با جهان منحصربفرد او طفره رفت.
آگاتا کریستی رمان قتل راجر آکروید را در سال 1926 نوشت، یعنی در اوج عصر طلایی رمانهای پلیسی. با وجود انتقادات فراوان به این کتاب از جانب نویسندگان و نظریهپردازان ادبیات جنایی، کتاب توانست به فروش بالایی دست پیدا کند و به مرور تبدیل به یکی از کتابهای مهم کلاسیک ژانر پلیسی شود. کارآگاه اصلی قتل راجر آکروید، به مانند کتابهای قبلی کریستی، هرکول پوآرو است که برخلاف پروندههای قبلی این بار باید معمای پیچیدهتری را حل کند. تردید و بدبینی همیشگی او از همان لحظات ابتدایی داستان جلب توجه میکند و سردرگمی او در بعضی دقایق به حدی است که بعضاً توسط راوی داستان یعنی دکتر شپارد دست انداخته میشود.
حزب سیاسی مدرن به معنای «سازمانی متشکل از شهروندان جامعه با اهداف و آرمانهای مشترک و برنامه مشخص و مدون که تلاش میکند با به دست گرفتن قدرت سیاسی از طریق انتخابات، برنامههای خود را محقق سازد و به اهداف تعیینشده دست یابد.» در ایران، پیشینهای چندان دراز ندارد و نخستین تلاشها برای شکلگیری احزاب در قالب فراموشخانه میرزاملکمخان ناظمالدوله و انجمنهای کمابیش مخفی که برای دستیابی به اهداف سیاسی مبارزه میکردند، به دوران سلــطنت ناصرالدینشاه قاجار و کوتاهزمانی قبل از انقلاب مشروطه بازمیگردد.
سعید محسنی از ابتدای دهه 80 تاکنون «آوازی برای سنجاقکهای مرده»، «دختری که خودش را خورد»، «نهنگی که یونس را خورد هنوز زنده است»، «کاپیتان بابک» و آخرین اثرش «برسد به دست لیلا حاتمی» را منتشر کرده است. از او نمایشنامه«ردپا اگر ماندنی بود هیچکس راه خانهاش را گم نمیکرد» در قالب کتاب و نمایشنامههایی پراکنده در نشریههای نمایشی منتشر شده است. اکنون دو دهه است که آثار او روی نشر را به خود میبیند و پسازاین مدت میتوان از مجموعه آثار او و ویژگیهای مشترکش سخن گفت.