نقالی را باید یکی از جلوههای کهن و درعینحال زنده فرهنگ نمایشی ایران دانست؛ هنری که در مرز روایت و نمایش و آیین حرکت میکند و قرنهاست که حامل قصهها و حماسهها و باورهای جمعی ایرانیان بوده است.
یکی از انواع هنرهای نمایشی که پیشینهای کهن در فرهنگ ما دارد «نقالی» است. نقالی هنر انتقال مفاهیم سنجیده و غنی، با کمک سخنوری، بازیگری و میدانداری است.
هنر نمایش در اصفهان پیشینهای اصیل و شاخههایی متعدد دارد. تنوع کمنظیر سبکهای نمایشی، اساتید نامدار، فرهنگ و سبک زندگی مردم در دورههای گوناگون هنر نمایش را به یکی از مهمترین رشتههای هنری موجود در تاریخ اصفهان تبدیل کرده است.
امید زمانی علویجه، مدیریت و پژوهش، کانون نقالی اصفهان و گستره ملی نقالی ایران را بر عهده دارد. به مناسبت اجرای برنامه «نقالی و اصفهانخوانی» در عمارت سعدی در ایام نوروز با او درباره نقالی گفتوگویی کردیم که در ادامه میخوانید.
نشست «اسطوره و کاربرد» از سوی موزه عصارخانه شاهی و حوزه هنری استان اصفهان با حضور رئیس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان در عمارت تاریخی سعدی برگزار شد و عیدی در این نشست با بیان اینکه در قرن عجیبی زندگی میکنیم که آغازش با کووید یک شروع شد و پایانش را با کووید 19 سپری میکنیم، به کاربرد اسطوره در پردههای خیالینگاری پرداخت.
میگویند انسانهای اولیه در کنار آتش برای گذران وقت و غلبه بر ترس برای هم داستان تعریف میکردند؛ داستانهایی از اتفاقاتی که برایشان رخ داده و انجامدادن آنها توسط خودشان که در آنها قهرمان آن خودشان بودند و میتوانستند بهراحتی بر همه چیز و همه کس پیروز شوند. بعدها این داستانها بال و پر گرفت و بیشتر مردم و مردمان توانایی ماجراجویی و مواجهه با اتفاقات برایشان رخ داد. خیلی زود داستانها شبیه به هم شدند. اما آن هم تغییر کرد. محیط بزرگتر شد. حوادث بیشتر قابل فهم شدند و انسان شعورمندتر. دیگر کشتن یک ببر و فیل و جنگ تن به تن با یک گله گرگ و مقاومت در برابر گرسنگی و تشنگیهای داخل دریا و کویر جالب نبودند. به تنهایی جالب نبودند. پس مغز انسان به کار افتاد. داستانها عجیبتر و بزرگتر شدند؛ نوع مواجهه هم. این بار رقیب و دشمن، فیل و نهنگ نبود.
چه بخواهیم، چه نخواهیم، قهوهخانهنشینی را میتوان بخشی از میراث معنوی (ناملموس) ایرانیان دانست. امروز این سنت بیشتر در میان جوانان رواج دارد که آنجا را بهعنوان پاتوقی برای نشستن و گفتوگوکردن انتخاب کردهاند. دلیلش هم آن است که هنوز «مکان عمومی» جایگزینی برای این دورهمی جوانان به وجود نیامده است.
یکی از گونههای ادب عامیانه، حماسه است که در ادبیات عامیانه فارسی، تاریخی طولانی و پرمایه دارد. حماسه عبارت است از بیانی ادبی که در آن، انواع حکایات قومی، دلاوریها و رشادتهای قهرمانان تاریخی و اسطورهای به تصویر کشیده میشود. اگرچه مضمون حماسهها جنگها و رزمآوریهای قهرمانان ملی و اسطورهای است که در بستری از تاریخ نانوشته و دور و دراز بازگو میشود، اما باید به این نکته نیز اشاره کرد که این داستانهای حماسی میتواند واقعی باشد یا واقعی و حقیقی نباشد. در واقع حماسه را حدفاصل تاریخ و اسطوره دانستهاند و آن را گونهای از ادبیات میدانند که هم دستی در تاریخ و هم در داستانهای اسطورهای دارد؛ همچنین حماسهسرایی را از بالاترین انواع ادبی دانستهاند.