سردرش توجه گردشگران را جلب میکرد و عطش دیدنش برای اصفهانگردها زیاد بود؛ اما کمتر بخت یار گردشگری میشد و کلید در قفل درش میچرخید. زمان تا مدتها بر حمام شاهزادهها متوقف شده بود؛ مثل شماری از بناهای تاریخی دیگر اصفهان تا اینکه بالاخره قرعه فال به مرمتش افتاد و روند مرمت به افتتاح ختم شد و حالا این میراث ارزشمند در انتظار یک برنامه خلاقانه و جذاب برای تبدیلشدن به مهرهای در شطرنج گردشگری شهر است.
در تاریخ میراث و گردشگری اصفهان نکات جالبی وجود دارد که بررسی آنها در اسناد و مطبوعات بسیار مهم است؛ مثلا این که از زمان ناصرالدین شاه شخصی فرمانی در دست داشت که کاروانسرای مادرشاه و بازارچه بلند را در زمان خالصه فروشیها خریده و صاحب آن شده است. این شخص سالها این دو بنا را در اختیار داشت؛تا اینکه در اواسط دوران رضاشاه بالاخره مجبور شد آنجا را تحویل دهد و وقفیت آن دو جا ثابت شود. این مطلب با مروری بر اسناد و مطبوعات این امر را بررسی میکند. یکی از ابنیه که خوشبختانه از روی زمین پاک نشد، کاروانسرای مادرشاه و نیز بازارچه بلند بود. ما هنوز این دو بنا را داریمو مانند آیینهخانه و باغ قوشخانه و هفتدست و نمکدان و باغهای چهارباغ نابود نشدهاند.
یــک شــهــر تــاریــخــی باید قوانین شهرسازیاش نیز با توجه به هویت شهر تعریف شود. یکی از این قوانین این است که خانهها و ابنیه جدید نباید آنقدر بلندمرتبه ساخته شوند که حریم هوایی بافت تاریخی را تحتتأثیر قرار دهند و آسمان شهر را مخدوش کنند؛ اما مدیران شهری اصفهان از چه زمانی با این قوانین آشنا شده و از چه هنگام این امر از اصول شهرسازی اصفهان شد؟
فکر میکنید برای جهانگرد عربی که هزار و صد و سی و هفت سال پیش به اصفهان سفر کرده، چه چیزی از همه بیشتر قابل توجه بوده است؟ اجازه بدهید بگویم: خاک! ابودلف، یکی از قدیمیترین سفرنامهنویسانی است که روایتهای او از اصفهان را در گنجینه معنوی شهر داریم. از جنوب عربستان راهی جهانگردی شده بود و میراثش هنوز ( پس از گذشت بیش از یک هزاره) در اختیار ماست؛ بهخصوص آنجا که درباره هوای صاف و سالم اصفهان، خاک ویژه این شهر، چاههای آب و گندمزارهای اصفهان نوشته است. در متن پیش رو نگاهی داریم به شخصیت مهمی که سفرهایش را مکتوب کرد تا چراغ راه آیندگان باشد. سفرنامه ابودلف اثری است از جهانگرد سده چهارم هجری قمری. ابودلف در سفرنامه خود به شماری از ویژگیهای مردمشناختی شهرهای ایران توجه داشته است.
کافی است در کوچه پسکوچههای شهر اصفهان قدم بزنیم تا در هرمحله و کوی و برزن بناهایی را بیابیم که هریک شناسنامهای برای شهر هستند و هویتی را ساختهاند که ریشه در تاریخ دارند. بناهایی که در بافت تاریخی شهر اصفهان استوار شده و حضور مردان و زنانی را نشان میدهند که پیش از اسلام و پس از آن در سپاهان ساکن شدند و ساختند و پرداختند. در این میان، وجود بیشمار خانههای تاریخی در اصفهان به عنوان تنها بخشی از داشتههای فرهنگی اصفهان، گویای آن است که اصفهان میتواند شهر موزهها باشد. در این گزارش ضمن اشاره به مفاهیم جهانی که نشان میدهد چگونه خانهها به موزهها تبدیل شدند، بر چرایی عدم وجود خانهموزه در شهری میپردازیم که نصفجهانش خواندهاند.
مرمت حمام شاهزادهها در خیابان حکیم اصفهان که در اواخر دوره صفویه توسط «شهربانو بیگم» دختر سلطان حسین ساخته شده، یکی از پروژههای مرمتی منطقه3 است. عملیات مرمت و بازسازی این حمام شامل سبکسازی سقف ایزولاسیون و آجرفرش بام و مرمت کاشیها و نقاشیهای آن با هزینه تملک و اجرا ۵۰۰ میلیارد ریال انجام شده است. دیگر پروژه این منطقه، ساماندهی محور تاریخی گردشگری میدان تا میدان است که پایان فاز اول پروژه ساماندهی بازار اصفهان حدفاصل میدان امام علی(ع) تا میدان امام(ره) شامل آسفالتبرداری، حفر کانال عبور تأسیسات شهری، زیرسازی و سنگفرش مرغوب و در برخی مکانها مرمت دیوارهها، دودهزدایی سقف با سبکسازی بام، ایزولاسیون و آجرفرش بام با هزینه ۸۰ میلیارد ریال انجام شده است.
یکشـنـبـه ایـن هـفـتـه و در جـلـسـه صدوپـنجاهویکم، شورای شهر به شهرداری اجازه داد که روند ثبت روز هفتم دی در تقویم ملی کشور بهعنوان روز کمالالدین اسماعیل را دنبال کند. اصفهانی که سبک معماریاش در دنیا زبانزد است و به همان میزان در حوزه ادبی ناشناس، حالا برای معرفی مـفـاخر و شاعـران نامآور خود گامهای ابتدایی را بر میدارد. روند بررسی و تصویب این لایحه به تولد «گذر» جدید در اصفهان ختم شد؛ گذری که نهتنها میتواند سرانه فرهنگی شهر را افزایش دهد که مدل جذابی از گردشگری را نیز رواج میدهد.
گردشگری و آمد و رفت سران و بزرگان کشورهای دیگر در اصفهان، تاریخی دیرینه دارد؛ بهخصوص بازدیدهای خاص از اصفهان در دهه چهل و پنجاه زیاد اتفاق میافتاد. روسای جمهور، پادشاهان، نخست وزیران و شخصیتهای برجسته جهانی از اصفهان بازدید میکردند. در مواقعی که پادشاه کشوری قصد بازدید داشت، طبق پروتکلهای جهانی، پادشاه کشور میزبان نیز باید با او همراه میشد. در 13 اسفند 1339 ملکه انگلیس با همسرش به اصفهان آمد و چند ساعت در این شهر بود؛ سپس به شیراز رفت.
در تاریخ چهارصدساله میدان نقشجهان لحظات جالب و حساسی وجود دارد که گاهی باور آن سخت است. اما این را بدانیم که در اواخر قاجار، میدان نقشجهان ملک شخصی خاندان ظلالسلطان شده بود. به همین سادگی! در اواسط دوران پهلوی شهرداری اصفهان توانست به این ماجرا خاتمه دهد. این متن، داستان مذکور و روند آزادسازی میدان را از منابع مختلف بررسی کرده است.
«شـــکـوه اصـفـهــان» عنوان فیلمی یکدقیقهای بود که به مناسبت روز نکوداشت اصفهان از سوی معاونت اجتماعی سازمان فرهنگی شهرداری منتشر و با استقبال گسترده کاربران دنیای مجازی روبهرو شد؛ روایتی شیرین، موجز و جذاب از نماهای کمتردیدهشده نصفجهان توانست برگبرنده پاییزی مدیریت شهری در حوزه تبلیغات گردشگری و برندینگ شهری اصفهان باشد و ما را هم بر آن داشت که از یکسو، در گفتوگو با مرتضی رشیدی (معاون اجتماعی سازمان فرهنگی، در جایگاه سفارشدهنده پروژه) و مجید عرفانیان (جهانگرد، فیلمساز و روایتگر سفر بهعنوان کارگردان و فیلمبردار پروژه) روایتهای ساخت این ویدئوی گردشگری را مرور کنیم و از سوی دیگر در گفتوگو با پیمان زندی (فیلمساز و تهیهکننده حوزه ایرانشناسی) و سیاوش گـلشــیـــری (پژوهشگر و مدرس دانشگاه در حوزه سینما و ادبیات داستانی) نگاهی تخصصیتر به این ویدئو و کارکردهایش برای اصفهان داشته باشیم.
امروز اگر از خیابان چهارباغ به داخل خیابان آمادگاه بپیچید، همان اوایل خیابان، سمت چپ بر روی دیوار مدرسه چهارباغ، یک قاب کاشی توجه شما را به خود جلب میکند؛ تابلویی که با خط ثلث روی آن نوشته شده است: «دبیرستان علوم معقول و منقول». از خود میپرسید این تابلو اینجا چه میگوید. این مطلب پاسخ به این پرسش است؛ درضمن از یک مرکز مهم فرهنگی اصفهان پردهبرداری میکند که چند دهه در خیابان چهارباغ محفل عاشقان کتاب و ادب و شعر بوده است؛ یعنی کتابخانه فرهنگ که امروز به جای آن کتابخانه مدرسه علمیه امام صادق(ع) قرار گرفته است.
معضلات چهارباغ در این پنجاه شصت ساله خیلی شبیه به هم هستند. سالهای زیاد بر سر این بحث بود که پارک اتومبیل در اطراف خیابان چهارباغ ممنوع شود یا خیر. با ترافیک چهارباغ باید چه کرد که هم ترافیک کم شود و هم کسادی به خیابان وارد نیاید. خلاصه این یکی از بحثهای اساسی اصفهان در حوزه مدیریت شهری بود. سرانجام در سال 1398 شهرداری اصفهان بر این عقیده شد که چهارباغ عباسی را از ماشین به کلی پاک کند. این متنها سابقه امر را به دهه چهل باز میگرداند.