بعضی خبرها همان روز تمام نمیشوند. در تقویم میمانند، در حافظه شهر جا خوش میکنند و هر بار که تاریخشان از راه میرسد، دوباره زخمشان را نشان میدهند.
خبر، کوتاه بود؛ آنقدر کوتاه که در چند خط جا میشد. «سیده الهام صادقی»، زن ۳۲ سالهای که در بمباران ششم فروردین محله هفتون، همسر و دو فرزند خردسالش را از دست داده بود، از دنیا رفت.
گلستان شهدا عصرها همیشه شبیه خودش است؛ با درختهایی که سالهاست بر مزار جوانهای این شهر سایه انداختهاند، با کبوترهایی که از گنبدها تا شاخههای سرو در رفتوآمدند و با مردمی که برای فاتحهای کوتاه میآیند و میروند.
سحری آماده بود. نان و چای روی سفره بود و خانه در سکوت آخرین دقایق شب فرورفته بود. «محبوبه محمدی» میخواست همسرش را بیدار کند؛ مردی که چند ساعت قبل از گشت شبانه به خانه برگشته و خستگی روزها و شبهای پرالتهاب جنگ را روی شانههایش آورده بود.
ساعتِ یک و سی دقیقه بامدادِ اولین روز از سال یکهزاروچهارصد و پنج، انفجاری مهیب، تنِ شهر «هرند» (در شرق اصفهان) و ساکنان آن را لرزاند. خبرها از اصابت دو موشک به خانهای در حوالی «خیابان ارشاد، خیابان ابوالفضل4» میگفتند و ترور داماد نظامی آن خانواده که هدفمند بوده است…!
هر روزِ جنگ، تلفن را برمیداشت و به برادر ته تغاری خانهشان؛ «حسن» که بعد از رفتن بابا شده بود ستون و پناه مادر، زنگ میزد. خبر داشت که شهرک صنعتی جی این روزها تهدید شده و همین حرف و نقلهایی که از این طرف و آن طرف میشنید، دلش را ناآرام کرده بود.
هوانیروز، جزو معدود نیروهای نظامی است که تمام عملیاتهای خود در طول جنگ تحمیلی را با موفقیت به ثمر رسانده است. سرهنگ خلبان بازنشسته «حسین وکیلی» یکی از خلبانان دلاور هوانیروز است که در حالی که تنها 25 ساله بوده به عنوان خلبان بالگرد کبرا در عملیات بیتالمقدس حضور داشته است.
کَم، پیکر شهید غسل و کفن نکرده است؛ از روزهای اول«انقلاب» و «جنگ هشتساله» تا همین «جنگ رمضان»؛ جنگی که میگوید: «هر روزش بر من سخت و متفاوت گذشت.»
حادثههای تلخ جنگ رمضان، یکی یکی جلوی چشمانش میآید و میرود، از «هفتون» تا «خانهاصفهان» و «شیخ صدوق جنوبی»، از «شهرک صنعتی جی» تا «اُپتیک»، از «پایگاه هشتم شکاری» تا «توپخانه 44» و …!
«حمیدرضا هرچه گرفت، از خدمت به مردم گرفت»؛ این طلاییترین نقطه زندگی یک پسر دهه هشتادی است. پسری که ۶ سال، عضو فعال و نجاتگر هلالاحمر بود و حالا بیش از دوماه و اندیست در جنگ رمضان به شهادت رسیده است.
خودش هم که نگوید، اسم «مُسلم نَبی»، خیلی چیزها را میگوید: از «خادمالشهدا» بودن؛ از عمر و زندگیاش که اول و آخر آن به شهدا گره خورده و به قول خودش سالهاست دربهدر این راه شده.
شهادت 168 هموطن در مدرسه شجره طیبه شهر میناب که بیشتر آنها دانشآموز و کودکان مظلوم و بیگناه بودند، بهانهای شد تا هیئت فاطمیه شهر آرانوبیدگل، آیین سنتی گلابگیری هرسالهاش در تکیه تاریخی حاج عبدالله خان را، امسال متفاوتتر و به نام شهدای مدرسه شجره طیبه متبرک و به یاد آنها برگزار کند.