صبح اول مهر، دبستان شاهد امام صادق(ع) پُر از صدای زندگی بود؛ صدای بچههایی که بعد از تعطیلاتی بیشتر از تعطیلات تابستان دوباره همدیگر را پیدا کرده بودند، صدای خندهها، سلام و احوالپرسیها و هیجان اولین روز مدرسه..!
قرار بود از خودش بپرسم برای اولین روز مدرسه چه حسی دارد. از کیفش، از روپوشی که قرار است برای نخستین بار بپوشد، از نیمکتی که امسال سهم اوست و از اینکه دلش میخواهد در کلاس اول چه چیزی یاد بگیرد.
هفته دفاع مقدس امسال در اصفهان با مجموعهای از برنامههای فرهنگی، تبلیغی و اجتماعی همراه است؛ برنامههایی که به گفته مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان اصفهان، محور اصلی آنها جهاد تبیین، انتقال تجربه نسل دفاع مقدس به نسل جوان و ترویج فرهنگ ایثار و مقاومت است.
گلستان شهدای اصفهان عصرگاه روز پنجشنبه میزبان یادواره شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران در استانهای اصفهان، یزد و چهارمحال و بختیاری در جنگهای تحمیلی دوم و سوم بود؛ مراسمی که در آن یاد شهدای ارتش گرامی داشته شد و از خانوادههای شهدا نیز تقدیر به عمل آمد.
جنگ که شروع میشود، همیشه قرار نیست همه چیز در خط مقدم اتفاق بیفتد. بعضی جنگها در فاصله میان یک تلفن و شنیدن خبر سلامت همسر میگذرد؛ در خانهای که جای پدر برای بچهها باید پر شود، در شبی که مادر باید اضطرابش را پنهان کند تا کودکان نترسند، در روزهایی که همسر رزمنده میآید و پیش از آنکه خستگی خودش را بروز دهد، باید خستگی مردی را ببیند که از میدان نبرد برگشته است.
اگر نام یک شهید را در اینترنت جستوجو کنیم، معمولا با چند خبر، یک عکس، تاریخ تولد و شهادت و شاید چند خط از زندگی او روبهرو میشویم؛ اطلاعاتی که بخشی از یک زندگی را روایت میکنند، اما کمتر میتوانند تصویری واقعی از انسانی که روزی در میان ما زندگی میکرد، به دست بدهند.
شب که میشود، شهر آرامتر به نظر میرسد؛ چراغ خانهها روشن است، خیابانها جریان دارند و زندگی، حتی در روزهای جنگ، راه خودش را پیدا میکند. اما بالای همین شهر، آرامشی در کار نیست.
فائزه براتی هنوز انگشتر عقیقی را که محمد، درست بعد از عقد، به او هدیه داده، به دست دارد. همان انگشتری که سالها پیش، بعد از خواندن خطبه عقد، در گلستان شهدا دستش کرد. آن روز شاید هیچکدامشان نمیدانستند این انگشتر قرار است سالها بعد یکی از معدود یادگارهای مردی باشد که پیکرش پس از شهادت در جنگ ۱۲ روزه، با آزمایش دیانای شناسایی شد.
سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه جنگ اخیر صرفا یک جنگ نظامی نبود، گفت: دشمن با استفاده از پیشرفتهترین فناوریها، هوش مصنوعی، پهپادها، رادارها، ماهوارهها و سامانههای اطلاعاتی، در کنار اقدامهای نظامی بهدنبال ایجاد اختلال در ادراک جامعه و تغییر باور و رفتار مردم بود.
بعضی سفرها، پایان ندارند. از همان لحظهای که شروع میشوند، انگار مقصدشان جایی دورتر از آن چیزی است که آدمها تصور میکنند. برای «پریسا آجودانیان»، همهچیز از مشهد آغاز شد.
آن شب قرار نبود اتفاق خاصی بیفتد. «علیاصغر ملکی» تازه از سربازی برگشته بود، در آزمون وکالت قبول شده بود، حتی کت و شلوار خرید بود و برای روزهای آینده و شروع کارآموزی وکالتش نقشهها داشت.
ساعت نزدیک پنج صبح نوزدهم دیماه بود که به دنیا آمد؛ دختری که ماهها پیش از آمدنش، جای خودش را در دل پدر باز کرده بود. دختری که «محمد همتی» برای روزهای بزرگ شدنش نقشه کشیده بود، برایش از آینده گفته بود، برایش آرزو ساخته بود و حتی میدانست اولین کلمهای که دوست دارد از زبانش بشنود چیست؛ «بابا…»!