«بچه مردم» فیلمی فانتزی است که در تیتراژش آمده است که بر اساس تجربه زیستی شخصی ساخته شده؛ اما ردپای اقتباس از داستان تلخ و کوتاه «بچه مردم» جلال آلاحمد بهروشنی در آن دیده میشود.
«بچه مردم» با فرمی زیبا و رنگی دلنشین با سوژهای نادر که مخاطب تقریباً ذهنیت و تصویری بابت این موضوع ندارد، حرفی عمیق و بزرگ را بهچابکی روایت میکند.
فیلم براساس یک ایده نچسب شکل گرفته و بهقدری آشفتگی دارد که مخاطب از تماشایش خسته و کلافه میشود.
فیلم «اسفند» یکی از دو اثری است که امسال در جشنواره فجر به معرفی شهید «علی هاشمی» میپردازد؛ شهیدی که نامش چندان میان مردم شناختهشده نیست و به نقش او در دفاع مقدس کمتر توجه شده است.
فیلم سینمایی «شمال از جنوب غربی» به کارگردانی حمید زرگرنژاد و تهیهکنندگی مهدی مددکار است.
«گاد آف وار» یا خدای جنگ، تا دیروز عنوان یک بازی اکشن ماجراجویی و کاملاً خشن و الحادی بود که خانوادهها را با نوجوانانش به چالش میکشید.
مشکل فیلم «خدای جنگ» فقط بد بودنش نیست؛ توهینآمیز بودن آن است.کارگردانی، مرعوب تکنیکزدگی است و بهجای اینکه روایت داستانی را بهتر برای مخاطب به تصویر بکشد، با حرکات ناگهانی دوربین ، تدوین بد و جلوه های ویژه مصنوعی مخاطب را به بیرون از فیلم پرتاب میکند.
فیلم با تخصیص ندادن اسم شهید به کارش عملا کاری کمسابقه و اخلاقی در سینما کرده. اینکه فیلمساز از قهرمانهای دوران انقلاب ایران صرفا الهام میگیرد، یعنی نمیخواهد سر ظرفیتهای فرهنگی این کشور قمار کند.
دو جور میتوان سراغش رفت؛ یکی به لحاظ نگاه رئالیستی به موضوعی اجتماعی و یکی به لحاظ وجه دراماتیک.
موتور جشنواره فجر اصفهان همانند تهران با فیلم دوست داشتنی و محترم «بچه مردم» شروع شد و تازه بعد از این فیلم سینمایی میشد اتمسفر وجود جشنواره را در میان اهالی و مخاطبان سینما حس کرد.
فیلم سینمایی (بازی را بکش) یکی از فیلمهای فوتبالی حاضر در چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم فجر است.
به نظرم میرسید کارگردان قصه را کشته بود. فیلم موضوع ملتهب و جذابی دارد.