به گزارش اصفهان زیبا؛ «بچه مردم» با فرمی زیبا و رنگی دلنشین با سوژهای نادر که مخاطب تقریباً ذهنیت و تصویری بابت این موضوع ندارد، حرفی عمیق و بزرگ را بهچابکی روایت میکند.
«بچه مردم» روایتگر فرزندان ایران است؛ هدفی شریف و دغدغهمند از کسانی که سرپرست ندارند و زمان درماندگی تنها کسشان خداست و بعد از آن، وطن! در ابتدای فیلم و معرفی کوتاه، کریمی با تیتراژ چنان قلاب محکمی میاندازد که مخاطب آماده یک سفر دوساعته به مقصد نویسنده میشود.
فیلم سینمایی «بچه مردم»، فیلمی خوشریتم و خوشساخت است. آنقدر خوشساخت و همهچیزش به اندازه و دقیق است که نه مخاطب را میرنجاند و نه زیاد از حد دل به دلش میدهد. فریم به فریم فیلم کارگردانی شده و فرم را کامل در اختیار محتوا قرار داده و محتوا در راستای فرم حرکت میکند. مهمتر از همه، نوع روایت کریمی است که با بیان مستندگونهای گره میخورد و در فضای فانتزی-رئال همه احساسات را به میدان میکشد. نماد و تمثال داخل فیلم با کارکرد پیشبرنده و ایهامزدایی و همچنین یادآوری ارزشها حرکت میکرد.
صحنههای دیدنی و طراحی صحنه به قدری حسابشده و درست پابهپای فیلمنامه جلو میآید که لذت بصری دوچندانی به مخاطب هدیه میدهد. صداگذاری و موسیقی فیلم از دیگر ویژگیهای مثبت است؛ اما تنها نقد را شاید به جلوههای بصری پایان میشود وارد کرد که کمی از درجه حرفهای بودن آن کم میکرد. درباره محتوا نیز جدای از تغییر نگاه و وادار به تفکری جدید و باز کردن یک فایل بزرگ قابل تامل از کودکان بهزیستی و بیسرپرست سرزمین ایران، مهمترین پیام فیلم «رها کردن اتفاقی است که شبانهروز در پی اتفاق افتادنش هستیم و نمیافتد»؛ گویی در اینکه آنچه برای تو و در انتظار توست، کافی است که به تقدیر مهلت دهی. ضمن اینکه راهحل «در لحظه زندگی کردن» با کاراکتری که بچه پرورشگاهی است، با روال بهتری انجام میپذیرد.
بعد از تماشای فیلم این چند مصرع در ذهنم مرور میشود:
گاهی چو مهر مادری، با جان خود میپروری
گاهی چنان قهر پدر، از هیبتی سرشار تو
گاهی به نام میهنم، خو کرده با جان و تنم















