پازل هنرمندانه حسین دارابی برای ارتقای غرور ایرانی

«خدای جنگ» دیگر نام یک بازی اکشن نیست!

«گاد آف وار» یا خدای جنگ، تا دیروز عنوان یک بازی اکشن ماجراجویی و کاملاً خشن و الحادی بود که خانواده‌ها را با نوجوانانش به چالش می‌کشید.

تاریخ انتشار: ۱۶:۳۷ - شنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
«خدای جنگ»  دیگر نام یک بازی اکشن نیست!

به گزارش اصفهان زیبا؛ «گاد آف وار» یا خدای جنگ، تا دیروز عنوان یک بازی اکشن ماجراجویی و کاملاً خشن و الحادی بود که خانواده‌ها را با نوجوانانش به چالش می‌کشید. اما امروز سخن از سومین اثر بلند حسین دارابی (پس از «مصلحت» و «هناس») است که توانسته به‌خوبی مقطعی از تاریخ حساس کشورمان را در جنگ تحمیلی با عراق روایت کند.

درحالی‌که صدام بعثی موشک‌باران شهرهای ایران و قتل‌عام روزمره زنان و کودکان و غیرنظامیان را در پیش گرفته است، ما حتی در دریافت سیم خاردار هم تحریم هستیم و حالا توانسته‌ایم به‌زحمت و مخفیانه، چند فروند موشک را از معمر قذافی بخریم که سودای رقابت با صدام و سروری بر جهان عرب را دارد. با فیلمی طرف هستیم که به‌وضوح، نَفَس تماشاچیان را در سینه حبس کرده و سکوت در سالن سینما حکمفرماست!گره‌افکنی داستان با مخفی‌کاری و کارشکنی تیم لیبیایی شروع می‌شود که برای شلیک موشک‌ها به ایران آمده‌اند، اما به تیم ایرانی حتی اجازه تماشای نحوه پرتاب را نمی‌دهند و به‌ظاهر، گراهای صادرشده از فرماندهی ایران را به اختیار خود تغییر می‌دهند. حالا تیم ایرانی باید به خودباوری و خوداتکایی برسد و همه تخم‌مرغ‌های خود را در سبد نیروهای لیبیایی نچیند. البته مسیر سخت و پراسترسی در انتظار آن‌هاست.

سینمای دفاع مقدس و نه جنگ!

متأسفانه در سال‌های اخیر، سینمای دفاع مقدس ما تبدیل به سینمای جنگ شده است؛ از «شیار 143» گرفته تا «تنگه ابوقریب» و حتی «ایستاده در غبار»؛ اما «خدای جنگ» دارابی واقعا سینمای دفاع مقدس و مقاومت است.

در این فیلم شخصیتی فرضی به نام «ابراهیم» که جای شهید حسن طهرانی مقدم را گرفته است، فرمانده یگان تازه‌تأسیس موشکی ایران است؛ اما او خود را سرباز خمینی می‌داند و با سرهنگ لیبیایی شاخ‌به‌شاخ می شود. او می‌گوید ما برای لیبی نمی‌جنگیم که شما هرکار خواستید بکنید! تیم لیبیایی به‌صورت دیپلماتیک قهر می‌کند و از کرمانشاه به تهران بازمی‌گردد. در این بین البته خرابکاری هم می‌کنند و قطعاتی از موشک‌های ایران را به سرقت می‌برند.

آیا متخصصان و نیروهای ایرانی می‌توانند خود به‌طور مستقل موشک شلیک کنند؟ تلاش‌های شبانه‌روزی و آزمون و خطا شروع می‌شود. فشار روانی زیادی روی این تیم است و هنوز شاخه‌ای از فرماندهان سپاه به آن‌ها اعتماد ندارد. به‌هرحال، این مسیری است که بدون اعتقاد به علت تامّه که همان خداوند باری‌تعالی است (به قول دیالوگ فیلم: اوس کریم) امکان‌پذیر نیست.

ماجرای عجیب دارابی‌ها!

با نام حسین دارابی از آثار کوتاهش در جشنواره فیلم عمار آشنا شدیم. نام او در کنار اسم محمدرضا شفاه (در مقام تهیه‌کننده) در آثاری مانند «جیب کت»، «عَلَمَک»، «قابلمه»، «آلبالو خشکه»، «قفل فرمان»، «دایو»، «کرایه‌ها آماده» و… می‌درخشید؛ آثاری که همگی اثرگذار، کم هزینه، با درون‌مایه طنز و خاطره‌انگیز هستند. حسین دارابی سوژه‌هایش را با وسواس انتخاب می‌کند و به‌وضوح در حال تکمیل پازلی است که به ارتقای غرور ایرانی، عِرق ملی و افتخار منتهی شود.

نگاهی به فُرم و فیلمنامه

انتخاب لوکیشن، طراحی دکور، قاب‌بندی، نورپردازی‌ها و کنتراست در فیلم عالی است و تصاویری کارت‌پستالی خلق کرده است. موسیقی روی کار نشسته، درام و تعلیق به خوبی شکل گرفته و برای جزئیات فنی نظامی و تدوین هم زحمت کشیده شده است.

حضور ساعد سهیلی در شروع فیلم به عنوان شخصیت اول و قهرمان داستان، ابتدا توی ذوق می‌زند. ما قرار بود حسن طهرانی مقدم را در این فیلم ببینیم؛ اما در عوض، فیلم «گشت ارشاد» او را با شلوارک آمریکایی به یاد می‌آوریم! هرچند پس از چند دقیقه این مسئله برای ما عادی می‌شود. سهیلی در بازی خوب فرو رفته؛ اما شخصیت او فارغ از عرفان و چرخه رشد یک سردار اسطوره‌ای جنگ است. درعوض، سایر بازیگران هم تا آنجا که فیلمنامه به آن‌ها اجازه داده، خوب ظاهر شده‌اند و حضور داریوش کاردان در فیلم هم ما را به وجد می‌آورد.

در نیمه دوم فیلم، هیجان افت می‌کند. دارابی درگیر موش‌وگربه‌بازی با لیبیایی‌ها شده که کسل‌کننده است و معلوم نیست چقدر مستند و واقعی است؛ هرچند تیتراژ فیلم با تعبیر «برداشت آزاد»، ذهنیت مخاطب را برای مواجهه با یک واقعیت تاریخی در هم می‌شکند. روابط علی و معلولی روند داستان گاه زیر سؤال می‌رود و مسائل به‌صورت شخصی و غیرسیستمی پیش می‌رود.

سوپرایز اصفهانی!

فیلم برای اصفهانی ها هم این یک سوپرایز دارد! یک بازیگر با لهجه شیرین اصفهانی ادای دین به حضور فعال و پرتعداد شیرمردان اصفهانی در دفاع مقدس است. البته دارابی این هنر را دارد که با استفاده از لهجه‌هایی مانند یزدی و اصفهانی، به آثار خود نمک بدهد.

اسطوره یا واقعیت؟

«خدای جنگ» چه در نسخه بازی رایانه‌ای و چه در فیلم سینمایی ما، اشاره به خدایان یونانی و فرزند زئوس دارد. البته این خدای اسطوره‌ای به نیایش و قربانی مخصوص خود نیاز دارد؛ هرچند در فیلم دارابی هم، زاویه دوربین، آواهای حماسی مبهم شبه یونانی و جلوه‌های ویژه این نیایش را در مقابل خدای جنگ القا می‌کند! اما سینمایی «خدای جنگ» اسطوره نیست؛ بلکه داستانی از انسانیت، شجاعت و مقاومت در برابر دشمنان و همچنین بازتاب‌دهنده‌ توانایی ایران در تولید علم بومی و فناوری‌های نظامی در دوران جنگ تحمیلی و پس از آن است.