نتوانستم ربطش به تاریخ را بفهمم. در ابتدا تصور من این بود که شاید ایده کار از یک حقیقت تاریخی میآید؛ اما هرچه داستان جلوتر رفت، سؤال بزرگتری در سر من ایجاد شد: خب که چه؟ کارگردان کار جایی اعلام کرده بود که میخواهد فرهنگ ایرانی را در جامعه منعکس کنند.
فیلمی خوشساخت و خوشریتم. «بچه مردم» همانطور که از اسمش پیداست، درباره بچه سرراهی و یتیم و پرورشگاهی است؛ اما برخلاف روایت جلال آلاحمد، روایت کریمی از بچه مردم روایت شیرینی است.
«ماریا» با اینکه دست روی موضوع جالبی گذاشته، در ساخت مفهوم موفق نبوده است.
شروع که شد، پای پلیس و بیمارستان به ماجرا باز شد. ماجرایی با کمی پیچیدگی و با بیانی رمزگونه.
انیمیشن هنرصنعتی است که علاوه بر جذابیت و مخاطب زیاد، نقش بسیاری در فرهنگسازی وهمچنین سودآوری اقتصادی دارد؛ تاجاییکه در برخی کشورهای جهان بودجه انیمیشن با بودجه کل سینمای کشورهای درحالتوسعه برابری میکند.
چرا مثل «بچه مردم» زیاد ساخته نمیشود؟ این سؤال را از خودم میپرسیدم. فیلمی که فیلم باشد.
محمود کریمی یکی از فیلماولیهای جشنواره است که پیشتر با کارگردانی فیلم کوتاه به سینما ورود کرده بود.
وقتی نام محمود کریمی با فیلم «بچه مردم» مطرح شد، کنجکاو بودم بدانم که این کارگردان فیلماولی چه کرده است.
جشنواره فیلم فجر صرفا یک گردهمایی هنری برای نمایش آثار سینمایی نیست؛ بلکه آیینهای است که میتواند تصویر جامعه پیش روی خود را در مواجهه با مخاطب عام به نمایش بگذارد؛ همان گونه که سید مرتضی آوینی بهدرستی رسالت سینما را آیینگی جامعه میدانست.
فیلمسازی با رویکرد اجتماعی در میان نسل جوان فیلمساز به ویژه در سالهای اخیر محبوبیت فراوانی پیدا کرده و اغلب کشفهای این سالها، زمینه اصلی فعالیتشان سینمای اجتماعی بوده است.
اگر اهل مرور خاطرات دفاع مقدس باشید یا در لابه لای روزمرگیها و حتی در ایام هفته دفاع مقدس خاطرات و روایتهایی به گوشتان خورده باشد، قطعاً نشنیده اید که فردی از فرماندهان ارشد دفاع مقدس بگوید در یک عملیات به اشتباه دو لشکر یا دو گردان را در یک نقطه ساماندهی کرده باشیم.
پدر و مادر پسر دلفینی، وقتی فهمیدند محلولی که ساختهاند باعث آسیب به دریا میشود، تصمیم گرفتند آن را از دست نااهلان دور کنند.