بچه محبوب مردم

وقتی نام محمود کریمی با فیلم «بچه مردم» مطرح شد، کنجکاو بودم بدانم که این کارگردان فیلم‌اولی چه کرده است.

تاریخ انتشار: ۰۹:۱۰ - پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
بچه محبوب مردم

به گزارش اصفهان زیبا؛ وقتی نام محمود کریمی با فیلم «بچه مردم» مطرح شد، کنجکاو بودم بدانم که این کارگردان فیلم‌اولی چه کرده است. درواقع، پیش‌داوری ذهنی‌ام از شنیدن نام یک مستندساز که حالا قرار است اولین فیلم بلند داستانی‌اش در جشنواره فجر حضور داشته باشد، این بود که با اثری واقع‌گرایانه و یک درام اجتماعی روبه‌رو خواهم شد که پایان تلخش آه از نهاد تماشاگران بلند می‌کند و اشکشان را با روایت سختی‌ها و مشقت‌های بچه‌های پرورشگاهی درمی‌آورد. از سوی دیگر، وقتی فهمیدم فیلم روایتی آمیخته با طنز دارد، موقعیت‌های طنز و هجوآمیز که به هر دری می‌زنند تا مردم را بخندانند به خاطرم آمد. اما با دیدن فیلم تمام تصوراتم خوشبختانه به هم ریخت. در حقیقت، فیلم به‌جای واقع‌گرایی صرف یا طنز رایج، بیانی طنزآمیز و رویکردی فانتزی در پیش گرفته بود؛ رویکردی که اگر بخواهیم آن را بررسی کنیم، باید اعتراف کنیم که امسال نمونه‌های کمی از آن را در سینما شاهد بوده‌ایم.

روایت جذاب فیلمنامه‌ای منسجم

با دیدن دقایق ابتدایی فیلم، لحن متفاوت کریمی از سایر فیلم‌های طنز سینما روشن می‌شود؛ بنابراین، با شروع تیتراژ فیلم، شکی وجود ندارد که پس از صحنه‌های طنازانه‌اش، فکر تماشاگران روی دیدن ادامه فیلم متمرکز می‌شود. «بچه مردم» از ابتدا با فیلمنامه‌ای منسجم آغاز می‌شود؛ نه خبری از سردرگمی در روایت است و نه اثری از پراکندگی در داستان. کریمی به‌خوبی می‌داند چگونه فیلمنامه را برای تماشاگرانش به تصویر بکشد. چهار نوجوان پرشروشور که پس از خروج از پرورشگاه، با حوادث و اتفاقات بسیاری روبه‌رو می‌شوند و مسیر زندگی هرکدام به‌گونه‌ای رقم می‌خورد. در واقع، این چهار رفیق در دل حوادث و رویدادهایی از دوران پیش از انقلاب تا سال‌های دفاع مقدس رخ می‌دهد قرار می‌گیرند؛ اما برخلاف بسیاری از فیلم‌ها، خط اصلی روایت گم نمی‌شود؛ چراکه همه‌چیز پیرامون یافتن گم‌شده «ابوالفضل» شکل می‌گیرد و با پیرنگ‌های فرعی با آن گره می‌خورد؛ به‌گونه‌ای که نه سه دوست ابوالفضل به حال خود رها می‌شوند و نه سؤال اصلی داستان بی‌پاسخ می‌ماند.

فرار از کلیشه‌ها

ماجرای فیلم از ابتدا با «ابوالفضل» و سه دوستش همراه می‌شود؛ اما هرچه جلوتر می‌رود، روایت آن بیش‌ازپیش بر زندگی او و جست‌وجوی گمشده‌اش، یعنی مادر، متمرکز می‌شود؛ خواه این مادر، پرستار کودکان پرورشگاه باشد، خواه مادر واقعی‌اش که در پی یافتن اوست، و خواه میهن. فیلم همان‌طور که گفته شد، در بستر زمانی از سال‌های پیش از انقلاب تا دوران دفاع مقدس جریان دارد؛ اما برخلاف بسیاری از آثار مشابه، آن را با کلیشه‌های مرسوم به تصویر نمی‌کشد. در عوض، با لحنی متمایز و ویژه خودش در پس‌زمینه به این مقاطع تاریخی می‌نگرد و همین مسئله باعث می‌شود فیلم از شعارزدگی و پیام‌گرایی مستقیم فاصله بگیرد. ریتم تند فیلم در ابتدای آن که حاصل حضور رفقا در کنار شخصیت قهرمان فیلم است، هرچه جلوتر می‌رود و هرکس پی سرنوشتش می‌رود، کندتر می‌شود. این مسئله نه‌تنها تماشاگر را خسته نمی‌کند، بلکه نشان از بلوغ و آرامشی دارد که شخصیت اصلی پس از عبور از هیاهوهای بسیار، به آن دست می‌یابد. نکته قابل‌توجه در فیلم این است که مخاطب را از بند هجو و شوخی‌های بی‌سروته جنسی مصون نگه داشته و همین ویژگی نیز آن را از بسیاری از آثار گیشه‌ای متمایز می‌کند.

بچه مردم با امضای کریمی یا وس اندرسون؟

وقتی به فرم بصری و سبک روایی فیلم می‌رسیم، بیش‌ازپیش درمی‌یابیم که این اثر از سایر فیلم‌های سینمای ایران متمایز است. در واقع، باید آن را در دسته فیلم‌های پست‌مدرن قرار دهیم؛ فیلمی که هر سکانسش با دقت کارگردانی شده و از ارزش‌های هنری و بصری قابل‌توجهی برخوردار است. این توجه به طراحی فرم، نشان‌دهنده خلاقیت کارگردان و تسلط او بر ابزارهای سینمایی است. ترکیب‌بندی‌های متقارن، میزانسن‌های استیلیزه و رنگ‌های اشباع‌شده از جمله ویژگی‌هایی هستند که فیلم را از نظر بصری به آثار وس اندرسون نزدیک می‌کنند. همین مسئله باعث شده است که در میان منتقدان، این بحث شکل بگیرد که آیا فیلم، از آثار اندرسون تقلید کرده یا صرفا از آن‌ها الهام گرفته است. بی‌تردید، فیلم باتوجه‌به ویژگی‌های بصری و سبکی‌اش، وامدار سینمای اندرسون است.

بااین‌حال، تفاوت مهم آن با آثار این فیلم‌ساز در نحوه هدایت بازیگران و ایفای نقش‌ها دیده می‌شود. اگرچه بازی‌ها در این فیلم استیلیزه هستند، شخصیت‌ها احساساتی‌تر از کاراکترهای اندرسون به نظر می‌رسند. این امر باعث شده که بازی‌ها برای تماشاگر عام طبیعی‌تر جلوه کنند، او بتواند فیلم را راحت‌تر بپذیرد و با شخصیت‌ها همراه شود. علاوه بر این، کریمی با استفاده از عناصر بصری و روایی «سینمای اندرسون» موفق شده است قصه خودش را روایت کند و به‌جای یک تقلید مکانیکی، آن را بومی‌سازی کند که نتیجه این رویکرد، خلق هویتی مستقل برای «بچه مردم» است. ناگفته نماند که سبک این فیلم پست‌مدرن است و همین دست کارگردان را در ارجاع یا الهام‌گرفتن از اندرسون باز می‌گذارد. درنهایت، فارغ از تحلیل‌ها و نقدهای حرفه‌ای که ممکن است درباره این فیلم مطرح شود، آنچه برای تماشاگر اهمیت دارد، روایت قصه‌ای ایرانی با شیوه‌ای متفاوت است؛ روایتی که او را برای مدتی سرگرم می‌کند و تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

همه چیز خدمت یکپارچگی

در کنار تمام این ویژگی‌ها، تدوین در «بچه مردم» نقشی کلیدی در حفظ لحن خاص فیلم ایفا می‌کند. تدوین آن نه‌تنها با میزانسن‌ها و ترکیب‌بندی‌های متقارنش هماهنگ است، بلکه در عین ایجاد یکپارچگی بصری، در خدمت حفظ سبک منحصربه‌فرد فیلم قرار می‌گیرد که موسیقی نیز در این مسیر مکملی مؤثر است و تأثیر بسزایی در خلق فضا و انتقال احساسات فیلم دارد. در واقع، یکی از عوامل اصلی جذابیت «بچه مردم»، همین هماهنگی دقیق میان اجزای مختلف آن است که به انسجام کلی اثر منجر شده است.

باتوجه‌به اینکه «بچه مردم» را می‌توان در زمره آثار پست‌مدرن قرارداد، شاید طبیعی به نظر برسد که بیشتر موردپسند جوانان باشد تا نسل‌های قدیمی‌تر. البته، نکته کلی درباره تمام آثار سینمایی این است که اگر فیلم بتواند به‌درستی مأموریت خود را انجام دهد، این قابلیت را دارد که طیف گسترده‌تری از مخاطبان را جذب کند. درهرحال، انتظار آنکه «بچه مردم» بتواند موردپسند تماشاگرانی حتی با سلیقه‌ها و دیدگاه‌های متفاوت قرار بگیرد، دور از ذهن نیست.

گامی امیدوارکننده برای سینمای ایران

به‌طور خلاصه مهم‌ترین ویژگی که فیلم را دیدنی کرده است و فارغ از هر بحث فنی و تکنیکی اهمیت دارد، محتوایی متناسب با فرهنگ و ارزش‌ها در اتحاد با فرمی عامه‌پسند است؛ به این معنا که هم روایتی جذاب و خوش‌ساخت را ارائه می‌دهد و هم فرم کارگردانی در هماهنگی کامل با مضمون اثر قرار دارد. این هماهنگی باعث می‌شود که فیلم از ضعف‌های رایجی همچون فیلمنامه سطحی یا شعارزدگی دور بماند و تجربه‌ای دلچسب برای مخاطب خلق کند. می‌توان انتظارات بیشتری از این فیلم داشت؛ اما نباید نادیده گرفت که «بچه مردم» گامی امیدوارکننده برای سینمای ایران محسوب می‌شود.