به کودکان قهرمان بودن را یاد دهیم یا معمولی بودن را؟

یک قهرمان معمولی

پدر و مادر پسر دلفینی، وقتی فهمیدند محلولی که ساخته‌اند باعث آسیب به دریا می‌شود، تصمیم گرفتند آن را از دست نااهلان دور کنند.

تاریخ انتشار: ۱۲:۰۶ - چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
یک قهرمان معمولی

به گزارش اصفهان زیبا؛ پدر و مادر پسر دلفینی، وقتی فهمیدند محلولی که ساخته‌اند باعث آسیب به دریا می‌شود، تصمیم گرفتند آن را از دست نااهلان دور کنند. اما در این میان هر دو مورد سوءقصد قرار گرفتند. داستان فیلم در مورد پسر آن‌هاست که به طرز عجیبی توسط دلفین‌ها بزرگ شده است. در قسمت اول انیمیشن او کار ناتمام پدر و مادرش را تمام می‌کند؛ دریا و جزیره را نجات می‌دهد و قهرمان مردم می‌شود.

حالا پسر دلفینی در همان جزیره زندگی می‌کند، در میان مردم؛ اما انگار مردم او را یکی مانند خودشان نمی‌دانند. همه از او یک انسان عجیب ساخته‌اند؛ چرا که او قهرمان جزیره است. بچه‌های جزیره دوست دارند مانند او باشند، ولی او آرزوی بازی کردن مانند یک بچه معمولی را دارد.

سوژه قهرمان‌هایی که برای مردم متفاوت و خاص‌اند اما خودشان آرزوی معمولی بودن دارند، سوژه جدیدی نیست. از آنجا که بچه‌ها از مخاطبان فیلم‌ها و انیمیشن‌های ابرقهرمانی‌اند، ساخت چنین سوژه‌ای و نشان دادن معنای واقعی قهرمان برای آن‌ها تلاش ارزشمندی به نظر می‌آید. اما باید توجه داشت این حرف را در قالبی واقعی و مخاطب‌پسند به کودکان ارائه کرد.

پسر دلفینی برای کدام گروه سنی ساخته شده است؟

در ایران انیمیشن را بیشتر برای مخاطب کودک و نوجوان می‌شناسند. هرچند این تصور چندان درست نیست و انیمیشن مناسب بزرگ‌سالان نیز داریم. اما این گروه سنی، حساسیت‌های خاصی دارند. برای آماده‌سازی محتوای فیلم‌های به‌اصطلاح کودک و نوجوان باید به موارد بسیاری توجه کرد. اقتضائات ساخت اثر برای بچه‌ها بسته به رده سنی‌شان متفاوت است؛ برای مثال کودکان کوچک‌تر وابستگی زیادی به مادرشان دارند.

نبود مادر و جدایی از او برای آن‌ها یک بحران ترسناک به‌حساب می‌آید تا جایی که آن را عدم امنیت تلقی می‌کنند. درصورتی‌که در هر دو قسمت این انیمیشن، پسر دلفینی از مادرش جدا شده و حتی زمانی که او را پیدا می‌کند، نمی‌تواند با مادرش حرف بزند و دوباره او را از دست می‌دهد. در هر دو قسمت دوری، جدایی و مرگ مادر را به نمایش می‌گذارد. حتی آسیب رسیدن به شخصیت‌های محبوب ممکن است برای برخی کودکان حساس‌تر نگران‌کننده باشد؛ که این موضوع هم در فیلم تکرار شده است. با توجه به این موارد و موضوعات دیگر بهتر است رده‌بندی سنی چنین فیلم‌هایی از ابتدا مشخص شود. همچنین برخی مفاهیم که در فیلم گنجانده شده، با وجود ارزشمند بودن شاید برای کودکان کوچک قابل‌درک نباشد و بیشتر ذهن آنان را درگیر کند.

داستان‌پردازی بیشتر از گنجایش فیلم

هرچند فیلم از ابتدا شروع به داستان‌گویی می‌کند، بعد از گذشت مدت زیادی انگار تازه داستان اصلی شروع می‌شود. به نظر می‌رسد داستان بیشتر قابلیت سریال شدن دارد تا یک انیمیشن سینمایی. هم‌ زمانش طولانی است و هم ارتباط وقایع با همدیگر کمی مبهم؛ انگار که تعداد داستان‌های جزئی از گنجایش فیلم سینمایی بیشتر شده است. نه داستان‌ها خوب پرداخته شده و نه ارتباط آن‌ها با هم شفاف است.

اگر جزئیات اضافه را حذف کنیم، هم ‌زمان طولانی فیلم، معتدل‌تر و مناسب مخاطب می‌شود و هم داستان اصلی جای پرداخت بهتر را پیدا می‌کند. سوژه زندگی معمولی قهرمان‌ها به‌تنهایی قابلیت ساخت یک اثر بلند را داشت؛ اما در فیلم نکات ریزودرشت دیگری هم وارد شده است که تعداد زیاد مفاهیم باعث می‌شود درنهایت مخاطب گیج شود و هیچ‌کدام را به‌درستی دریافت نکند. پرداختن عمیق و هنری‌تر به یک سوژه و مفهوم، اثر واقعی‌تر و بهتری را برای بیننده به نمایش خواهد گذاشت.

یک انیمیشن بومی

از نکته‌های مثبت فیلم، دوبله و استفاده از لهجه محلی است؛ همچنین استفاده از نمادها و عناصر مربوط به مناطق جنوب کشور. عناصر مربوط به منطقه، مانند غذا و سازهای موسیقی به‌صورت هنرمندانه و معتدل در اثر گنجانده شده است. بومی کردن دوبله‌ها و جزئیات فیلم علاوه بر ایجاد احساس نزدیکی و آشنایی می‌تواند بچه‌ها را با یکی از مناطق ارزشمند سرزمینمان آشنا و آن‌ها را به جست‌وجو برای شناخت بیشتر آن منطقه علاقه‌مند کند.

شخصیت‌پردازی زنان و دختران

با اینکه قهرمان داستان پسر دلفینی است و مادر او حضور بسیار کمی در داستان دارد، اما شخصیت‌پردازی مناسب و خوبی از دختران و زنان در فیلم ارائه شده است. ناهید، مادر پسر دلفینی، با فداکاری خود جلوی نابودی دریا را گرفته است؛ او باعث شده پسرش بتواند قهرمان جزیره شود. شخصیت ناهید تا جایی بالا برده می‌شود که حتی اشک او داروی شفابخش است. شخصیت بی‌بی‌زار که علاوه بر مراقبت از ناهید، با تدبیرهای خود جلوی فاجعه را می‌گیرد و راه را به پسر دلفینی نشان می‌دهد. او خودش یک قهرمان است. همسر ناخدا مروارید با وجود اینکه نقش اصلی ندارد، اما شخصیتی مثبت است. دختر کوچک که با وجود ناشنوا بودن زبان حیوانات دریا را می‌فهمد و در لحظه‌های حساس، نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند. زنان دیگری هم در فیلم تصویر می‌شوند که توانایی و مهارت زیادی در دریانوردی دارند. جای خالی چنین شخصیت‌پردازی مثبتی در دیگر آثار ساخته‌شده برای کودک و نوجوان و حتی آثار بزرگ‌سال دیده می‌شود.

کودکان به انتظار اکران قسمت دوم

انیمیشن پسر دلفینی 2، در ادامه داستان قسمت اول ساخته شده است. ازآنجاکه بخش قبلی مورد اقبال قرار گرفته، احتمالا کودکان به انتظار اکران این فیلم‌اند. با وجود نکات و مفاهیم مثبت آورده‌شده در فیلم و طراحی گرافیکی خوب، جا داشت روی داستان‌پردازی تلاش بیشتری می‌شد.