شهرسازی و معماری در ایران در طول تاریخ همواره شاهد تحولات گوناگونی بوده و همواره خود را در دو بعد محتوایی و کالبدی نشان داده است.
نقش مرکز اصفهانشناسی در بازخوانی و توسعه مکتب اصفهان درخور اهمیت است و این مرکز با ایجاد همگرایی در بین اندیشمندان و فعالان حوزه مطالعات فرهنگی و تمدنی اصفهان میتواند به توسعه هرچه بیشتر اندیشههای متعالی در مکتب اصفهان منجر شود
«خود» یا «من»، مفهومی است که برای همگان آشنا و قابلدرک و درعینحال بسیار اسرارآمیز و دارای لایههای پیچیده و ارزشمند است؛ بهطوریکه انسان هیچوقت در شناخت خودش به انتها نمیرسد و «من» انسان همواره برگهای برندهای برای متحیرکردن او در آستین دارد.
آنچه امروزه بهعنوان هویت ایرانی از آن نام برده میشود، امری حیاتبخش و ریشهدار در میان مردم این سرزمین است.
هنر آواز بخشی از هویت ایرانزمین است که در میان سبکهای مختلف آن مکتب آوازی اصفهان یکی از شاخصترینها بشمار میرود. در مکتب آوازی اصفهان نام بزرگان بسیاری از چهارصد سال قبل تاکنون میدرخشد و علی اصغر شاهزیدی یکی از آنها است.
اصفهان و تاج اصفهانی در یک سده اخیر پیوند ناگسستنی با یکدیگر داشتند، چنانکه بررسی آواز-شهرِ اصفهان بدون پدیدهای چون تاج، غیر ممکن است. ولی در کنار این پیوند عمیق و عشق و علاقه مردم و هنرمندان به این خواننده ارزشمند، از دیرباز، برای بسیاری پژوهشگران و اندیشمندان، تضادی درباره تاج و علاقهمندانش، قابل تأمل و پرسش بود. این پرسش و ابهام به این واقعیت مربوط میشد که با وجود این پیوند ناگسستنی، هنوز تحقیقات و پژوهشهای بسیار اندک و ناچیزی درباره تاج و سبک آوازی او صورت گرفته است. (آن هم پژوهشهایی که اکثر آنها به لحاظ پژوهش، روششناسی و مباحث ارائهشده دچار ضعفها و غلطهای مختلفی بود.)