به گزارش اصفهان زیبا؛ شهرسازی و معماری در ایران در طول تاریخ همواره شاهد تحولات گوناگونی بوده و همواره خود را در دو بعد محتوایی و کالبدی نشان داده است. یکی از مهمترین این تحولات، ظهور و بروز «مکتب اصفهان» و تحول متعاقب آن ظهور «سبک تهران» بوده است.
جالب است که بدانیم سبک تهران که متعاقب مکتب اصفهان در شهرسازی ایران پا به عرصه وجود میگذارد، خاستگاهی اصفهانی دارد و به میزان زیادی، از آن مکتب معماری و شهرسازی متأثر است. اما نقاط تفاوتی هم دارند و رفتهرفته هر دو این سبکها در معماری نوین و مدرن امروزی منحل میشوند.کرامتاله زیاری، استاد جغرافیای انسانی دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران در پژوهشی با عنوان «بررسی تطبیقی تکوین و گسترش مکتب اصفهان و سبک تهران در فضای شهری» به بررسی مؤلفههای مختلفی از هر دو سبک معماری میپردازد.
او ابتدا از مکتب اصفهان شروع و در تعریف آن بیان میکند: «مکتب اصفهان شیوه شهرسازی و معماری ایران در سلسلههای حکومتی صفویه، افشاریه، زندیه و نیمه نخست قاجاریه است که در اصفهان رشد و نمو پیدا کرد.»
او رشد این مکتب را به دیدگاه حاکمان صفوی مرتبط دانسته و با اشاره به اینکه حاکمان صفویه به دنبال این بودند که آرمانشهر خود را ایجاد کنند، میگوید: «آنها میخواستند مفاهیم سیاسی، عقیدتی، فرهنگی و اقتصادیاجتماعی خود را بپردازند و شهر را به عنوان نماد و تجسم کالبدیفضایی این مفاهیم بشناسند.»یعنی شهر باید به تجسم مفاهیم آنها تبدیل میشد. در نتیجه اصفهان که به عنوان پایتخت و مرکز حکومتی و کانون تمرکز و تجمع فعالیتهای شاخص فرهنگی و نقطه اتصال و ارتباط با دول خارجی، شناخته میشد با پیریزی مکتب اصفهان به برجستهترین نماد فرهنگی ایران تبدیل شد.
مکتب اصفهان و شهرهای جدید
به نظر زیاری، در شهرسازی و معماری مکتب اصفهان، خیابان در نقطه مقابل بیابان قرار دارد که درختان بسیاری را در کنارههای خود به نشانه آبادانی و تسلط بر بیابان میپرورد. به نظر این پژوهشگر همین رویکرد موجب میشود شهرهایی جدید با نگاهی نو بنا شوند؛ چراکه این کار، یعنی تسلط درخت در کنار خیابان، نه در دل شهر کهن، بلکه در کنار آن صورت میگیرد.
بنابراین در شهرسازی مکتب اصفهان، «رونق و آبادانی شهر نه از طریق بازسازی بافت کهن، بلکه از مسیر ایجاد مجموعههای شهری جدید در کنار شهر کهن تعریف میشود.»
اصل تعادل و توازن در شهرسازی مکتب اصفهان
به نظر این استاد دانشگاه، این مکتب در عین بینظمی ظاهری دارای نظمی باطنی است؛ یعنی نظم در بینظمی و در اینجاست که میتوان وجود سلسلهمراتب را در بسیاری از عناصر فضای شهری یافت. «شکلگیری مکتب اصفهان بر پایه تحقق بخشیدن به اصول تعادل و توازن است؛ تعادل فضایی و توازن کالبدی»
زیاری به مهمترین بناهای ایجاد شده بر طبق اصول این مکتب اشاره و بیان میکند: «از جمله مهمترین آثاری که به شیوه اصفهانی ساخته شده باید به بناهایی مثل مسجد شیخ لطفالله، مسجد امام، عالیقاپو، میدان نقش جهان، خیابان چهارباغ، پل خواجو، سیوسهپل، تالار اشرف، چهلستون و هشتبهشت در اصفهان، میدان، گرمابه، سرا، آبانبار، بازار و ضرابخانه گنجعلیخان در کرمان، خانقاه شیخ صفیالدین در اردبیل، مدرسه خان، مدرسه و بازار وکیل، ارگ، دیوانخانه و آرامگاه کریم خان در شیراز، کاخهای بادگیر، گلستان و تالار تخت مرمر در تهران و باغ دولتآباد، میدان و قیصریه و مدرسه خان در یزد اشاره کرد.»
میدان نقش جهان؛ نماد مکتب اصفهان
زیاری سپس به بررسی میدان نقش جهان میپردازد و با اشاره به اینکه این میدان مهمترین نماد مکتب اصفهان از آن به عنوان یک «آرسن شهری» یاد میکند. آرسن شهری را باید مجموعهای از بناها و عناصر شهری دانست که نیازهای شهری را برآورده میکند. آرسن شهر دربرگیرنده کویچه (کوچه)، کوی (محله)، برزن (ناحیه)، میدان، بازار، خیابان و ساختمانهای همگانی مانند مسجد، مدرسه و غیره است.
سبک تهران چگونه شکل گرفت؟
این استاد دانشگاه معتقد است سبک شهرسازی تهران با ورود مدرنیسم به ایران در دوره قاجار، مرتبط است. چراکه فضاهای جدیدی در بطن شهر بوجود آمد؛ فضاهایی همچون خیابان و راسته تجاری، میدان، تماشاخانه و عناصری همچون تراموای اسبی، سنگفرش خیابان، چراغ برق معابر و غیره.
چرا به این سبک از معماری سبک تهران میگویند؟ چون «این مدرنیته ابتدا خود را در پایتخت نشان داد و به همین دلیل است که امروز تحولات شهری رخداده در شهر تهران در روزگار قاجار در زمینه معماری و شهرسازی به نام سبک تهران معروف شده است»
به نظر زیاری این سبک از معماری و شهرسازی خود را در امتداد مکتب اصفهان مطرح کرد؛ اما همزمان عناصری از مدرنیته اروپایی را نیز در خود جای داد. او به عنوان شاهد مثال از چنین تلفیقی میگوید: «گویاترین نمونه این تلفیق را میتوان در میدان امام خمینی (توپخانه) تهران دید، میدانی که بیشباهت با نقش جهان اصفهان نیست، اما از تناسب میادین رنسانس و باروک هم تبعیت کرده است.»
به نظر این استاد دانشگاه شهر تهران قبل از دوران ناصرالدین شاه، با همان سبک مکتب اصفهان طراحی شده بود. چون در آن «ساختار اصلی شهر که در دولت صفوی به امر شاه طهماسب اول، بنا شده، تغییر چندانی جز افزایش تعدادی از بناهای دولتی جدید به بافت شهر نکرده است. عناصر اصلی شهر شامل ارگ مساجد و مدارس بازار و محلات است. شهر دارای حصاری است که در دوران صفویه احداث شده است.»
اما بعد از سرشماری که در شهر اصفهان در دوره ناصرالدینشاه انجام شد و نشان داد در داخل حصار تهران جمعیت روبه افزایش است، ناصرالدین شاه دستور برنامهریزی و طراحی شهر جدید تهران را صادر کرد. به نظر زیاری «نقشه دارالخلافه ناصری نکات عمده و جدیدی را در خود دارد که پایهگذار سبک تهران و تفاوتهای عمده آن با مکتب اصفهان میگردد.»
تفاوت سبک تهران با مکتب اصفهان
به نظر این پژوهشگر و استاد دانشگاه، «در این دوره برای اولین بار در ایران ساختمانسازی با تهیه نقشه مرسوم شد. همچنین طراحی و ساخت برخلاف نظام استاد شاگردی به فرد واگذار گردید و تدریس معماری با حضور آموزگاران اروپایی در دارالفنون برقرار شد. معماری دوره قاجار را معماری خانهسازی و معماری خانههای مسکونی نامیدهاند. این خانهها دارای حیاط مرکزی اتاقهای سهدری و پنجدری با ارسی بود و فضاهای ورودی نیز شامل هشتی و دالان و دهلیز میشد. در این میان تنها خانههای اشراف و طبقات مرفه در محلات شمال شهر مشابه با کاخها و عمارتهای سنتی ساخته میشد. به طور کلی سبک معماری در این دوره تلفیقی از خانههای سنتی ایران به همراه برخی از نماهای فرنگی است. در پی تحول سبک معماری در احداث خانهها، کمکم اصلیترین مفهوم فکری و کالبدی معماری درونگرا جای خود را به برونگرایی در شکلگیری خانهها میدهد.»
در این سبک معماری مفهوم خیابان، معنای جدیدی به خود میگیرد و این بار نه فقط به عنوان تفرجگاه، بلکه به عنوان مکان تجارت و بازرگانی هم نقش بازی میکند.
به نظر زیاری، اگرچه معماری شیوه تهران اصول مبانی و الگوهای قدیم معماری ایران را ارتقا بخشیده و نوآوریهایی از نظر فضا به وجود آورد، لیکن به نظر میرسد قوت لازم را برای خلق یک معماری نوین نداشته است. او در توصیح این مطلب میگوید: «اگر تکامل معماری را گشایش و شفافیت فضاها بدانیم، معماری این دوره به عنوان مرحله تکامل معماری قدیم ایران مطرح میشود. اما وقتی به معماری از زوایای دیگری مانند اندازهها، تناسبات، شکلها و تزئینات نگاه کنیم، معماری سبک تهران وضع نازلتری را نسبت به دورههای گذشته خود و به خصوص دوره صفوی نشان میدهد. شکلها استواری و صلابت قبلی را ندارند و شکلهای جدیدی وارد معماری میشوند که سطحی و تفننیاند. تزئینات معماری گاه تا حد انتقال سقوط میکنند و بیبندوباری، غلو ناشیانه و هرجومرج، جایگزین تزئینات محدود و باوسواس مکتب اصفهان بهویژه در دوره درخشان صفوی میشود.»
او در ادامه خاطرنشان میکند: «به طور کلی خصوصیات شیوههای معماری ایرانی از جمله مکتب اصفهان در اماکن مقدس و مذهبی نمود بیشتری دارد؛ این در حالی است که در سبک تهران به تبعیت از مدرنیسم و تجددطلبی شاهد حضور قوی تفکر غیربومی در سازماندهی فضایی هستیم و از این رو سبک تهران در معماری مساجد و بناهای مذهبی کمتر رخنمون دارد.»
از جمله مهمترین بناهایی که در دوران ناصری به شیوه معماری سبک تهران بنا شدند، میتوان به کاخ صاحبقرانیه، کاخ سلطنتآباد، کاخ شهرستانک، عمارت کلاه فرنگی، عشرتآباد، کوشک احمدشاهی و اشاره کرد.
احیای مکتب اصفهان ممکن است؟
شکلاتی که شهرهای ما به خصوص کلانشهرها امروزه با آن دستوپنجه نرم میکنند، ناشی از شهرنشینی افسارگسیخته و گسترش شهر به سمت مناطقی است که قابلیت سکونت و ارائه خدمات شهری در آن کمتر است. از طرف دیگر بسیاری از شهرهای ما در وضعیت اشباع جمعیتی و بسیاری دیگر از مناطق کشور با قابلیت سکونت، در وضعیت کمبود جمعیتی قرار دارند که البته این به مسائل اقتصادی بازمیگردد، ولی تبعات زیادی بر شهرنشینی دارد. اکنون پر واضح است که انبوهسازی و ایجاد شهرهای اقماری و جدید، نمیتواند پاسخگوی مسائل جمعیتی شهر مادر باشد؛ اضافه بر اینکه بر محیط زیست و منابع آبی تأثیر منفی خواهد گذاشت و نیاز به زیرساختهای گسترده حمل و نقلی و انرژی دارد که همه آنها را حتی اگر با منطق ارزش افزوده و هزینه فایده بسنجیم، باز هم مقرونبهصرفه نیست.
احیای مکتب شهرسازی و معماری اصفهان هم در گرو مواجه با این مسائل است؛ مسائلی که به دلیل تفوق مدرنیته در همه عرصه، از جمله در شهرنشینی و شهرسازی، به وجود آمده و روزبهروز پیچیدهتر شده است. مکتب شهرسازی اصفهان در صورتی قابلیت احیا دارد که همه ابعاد شهرنشینی امروزی را مورد توجه قرار دهد، یعنی از حمل و نقل عمومی گرفته تا شهرهای جدید و به طور قابلتوجهی مسائل اجتماعی را به عنوان محور تمام ایدههایی که مطرح میکند قرار دهد و با در نظر داشتن تفاوتهای اجتماعی به جای ادغام اجتماعی، شهرسازی و شهرنشینی جدیدی ارائه دهد.



