آنچه نام «فلکه» در ذهن متبادر میکند، مرا به یاد چرخوفلکهای پارکهای بازی در کودکیام میاندازد. در زبان فارسی واژه فلکه، معادلی مناسب برای نقاط ترافیکی است که اتومبیلها را به دور خود به چرخش وامیدارد. در واقع فلکه، عنصری دایرهای شکل است که حرکت سواره به دور خود را اجبار میکند؛ کاملا در اختیار سواره است و با نامی که معمولا بر تابلوهای شهری حک میشود، یعنی «میدان»، تفاوت بسیار دارد. فلکه اجازه ورود به خود را نمیدهد و اجتماعگریز است. جمعیت را در همان اتاقکهای فلزی به دور خود جمع و هر یک را به سویی روانه میکند؛ فلکه برای گذر» است.در حالی که عملکرد و ماهیت میدان درست برخلاف فلکه است.
پل، میدان، خیابان… احتمالاً زیستن در شهرهای جدید هر شهروندی را با این فضاها آشنا کرده باشد. ما از خلال زیستن در شهرها، مفاهیم متفاوتی نسبت به این فضاها داریم. حتی این مدعا گزاف نیست که بگوییم اینکه در چه شهری و کجای شهر زندگی کنیم مفهومی که از فضاهای شهری درک میکنیم متفاوت باشد. اما ویژگی اصلی و مشترک این سه فضای مورد اشاره چیست؟ شاید بتوان گفت اتصال و ایجاد ارتباط و امکان گذر کردن. پل، میدان و خیابان، هر سه فضاهای شهری هستند که دو قسمت، دو مکان، دو فضای شهری را به یکدیگر پیوند میزنند. و البته این امکان را به وجود میآورند که بتوان از آنها گذشت. همین پیوند زننده بودن میتواند به هنگام احداث یک پل جدید، ادامهی یک خیابان یا یک میدان نوبنیاد، وضعیتهای جدید را هم به همراه بیاورد. وضعیتهایی که به قول کارکردگرایان، پیامدها و کارکردهایی همراه دارد و البته شاید کارکردهای پنهان، پیشبینی نشده و حتی کژکارکرد.
صحبتهای مردم بهترین معیار برای سنجش درست و به جا بودن تغییر و تحولات شهری است. آن هم مردمی که در همان شرایط زمانی و مکانی تغییرات، سالها زندگی کردهاند و قبل و بعد از آن را دیدهاند و از کنار آن هر روز عبور کردهاند. یکی از این تغییرات اخیر شهر، احداث میدان شهدای هستهای در شرق اصفهان است. این پروژه، تغییر چشمگیری برای محلههایی چون زوان، پینارت، روشندشت و ارغوانیه بوده است. در همین راستا ما بر آن شدیم که به سراغ اهالی محلههای اطراف پروژه رفته و نظرات ساکنان این منطقه را بشنویم.