شاید برای شما اتفاق نیفتاده باشد که در زیر آفتاب در ظهری داغ و تابستانی، پس از ساعتی پیادهروی به یک سقاخانه رسیده باشید و پس از رفع عطش برای زنده و مرده وقفکننده آن سقاخانه طلب آمرزش کنید. حالا اینکه برای من چند بار این اتفاق افتاده به کنار، احتمالا کارکرد دوم و رمانتیکتر سقاخانه در زمان قلیان احساساتان، شما را واداشته باشد که به یکی از این محلها بروید و شمعی را روشن کنید. واقعیت این است که با رشد امکانات شهری، وجود آبخوریهای بهداشتی متعدد و بطریهای آبی که در هر چند قدم میتوان از یک فروشگاه خرید، آن کارکرد قدیم و حیاتی سقاخانهها منسوخ شده است. دیگر کمتر کسی رغبت میکند کاسه برنجی زنجیرشده به سقاخانهای را پر از آب کرده و بنوشد.
کاشیهای سقاخانه چهارراه نقاشی را از بالا یکییکی دزدیدند تا رسیدند به گلوی اثر ولی دیگر نتوانستند پایینتر بروند. با تلاش مردم علاقهمند به میراث فرهنگی، یگان حفاظت و بخش امانی اداره کل میراث استان اصفهان، نهتنها کاشیدزدها و کاشیها پیدا شدند، بلکه روز گذشته بخشی از عملیات استحکامبخشی و مرمت و برگرداندن کاشیها به کالبد سقاخانه نیز انجام شد. روایت پیش رو، گزارشی است که طی حضور در کارگاه مرمت برایتان تدارک دیدهام به این امید که افزایش آگاهی عمومی درباره میراث ارزشمند اصفهان چراغی باشد بر راه حفاظت و مرمت میراث ارزشمندمان. جا دارد تأکید کنم که مرمت سقاخانه نقاشی میتواند آغازی باشد بر جریان حفاظت، شناسنامهدار و حتی تـــوریستیکــردن ســـقاخــانههـای بهیادگارمانده در جای جای اصفهان و این مهم فقط با همکاری و همافزایی سه ارگان اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان، شهرداری منطقه و اداره کل بهسازی و نوسازی شهرداری اصفهان ممکن است.
چرا دو تا خیابان کمال در اصفهان داریم؟ مقبره شاعر پرآوازه ایرانی در چه حال و اوضاعیاست و چه ماجراهایی را طی هفت قرن اخیر از سر گذرانده؟ پاسخ این سؤالات را در متن پیش رو میخوانید. امید که سه ارگان مسئول فکری کنند و اوضاع این میراث ارزشمند را طوری سامان دهند که در شأن شاعر مشهور اصفهان باشد. کمال الدین اسماعیل از شاعران بزرگ قرن ششم و اوایل قرن هفتم است. دیوان او بارها به چاپ رسیده است اما قسمت تراژیک زندگی او این است که این انسان والا و خردمند در سال 635 ق زمانی که قوم خونخوار مغول به اصفهان حمله کرده بود، به دست آنان کشته شد. در واقع او نماد مظلومیت مردم اصفهان در مقابل قومی است که تا دندان مسلح بودند. جا داشت که مقبره او در این چند قرن به عنوان سمبل ایستادگی و مظلومیت اصفهان، آراسته و بلندمرتبه میشد، اما گویا سرنوشت او چنین نبود.
سابقه حفاظت از آثار تاریخی ایران به چه زمانی و تلاش چه کسانی برمیگردد؟! در پاسخ به این سؤال به سراغ تاریخچه «انجمن آثار ملی ایران» میرویم و فعالیتهایی را که در قالب این ارگان در کشور و البته اصفهان انجام شد و رویههای خوبی را که پایهگذاری کردند، بررسی میکنیم. انجمن آثار ملی ایران در سال 1301 شمسی در تهران پایهگذاری شد. حدود پانزده نفر از رجال اهل فرهنگ ایران، که میدیدند آثار تاریخی و گنجینههای ایران مورد بیتوجهی قرار گرفته و در حال نابودی هستند، جلسهای تشکیل دادند و قرار گذاشتند با انجام فعالیتهای قلمی و عملی احساسات و فکر مردم را به این آثار برانگیزانند و تلاش کنند تا جایی که میشود به حفظ و مرمت این آثار کمک کنند.
چه بخواهیم، چه نخواهیم، قهوهخانهنشینی را میتوان بخشی از میراث معنوی (ناملموس) ایرانیان دانست. امروز این سنت بیشتر در میان جوانان رواج دارد که آنجا را بهعنوان پاتوقی برای نشستن و گفتوگوکردن انتخاب کردهاند. دلیلش هم آن است که هنوز «مکان عمومی» جایگزینی برای این دورهمی جوانان به وجود نیامده است.
تاکنون آنچه راجع به گردشگری در مطبوعات منعکس میشده است، بیشتر معطوف به مرمت و زیباسازی عمارت و مکان گردشگری بود. اما مطلبی از شصت سال پیش را یافتم که نشان میداد شخصی به موضوع «بلیت فروشی» و شرایط و ضوابط متصدی این کار و نیز قیمت بلیت توجه کرده و البته اطلاعات جالبی را نیز در خلال پیشنهادات خود ارائه داده است.
محال است آخرین دهه صفر باشد و هنگام گذر از کوچههای برخوار صدای شیپور و آواز تعزیه ایرانی را نشنوی، اما امسال این ویروس کوچکی که جهان را تسخیر کرده، دستش به آیین سنتی و مذهبی ایرانیان هم رسید و تقریبا تمام مراسمهای تعزیهخوانی اصفهان را به تعطیلی کشانده است؛ از حسینیه تاریخی حضرت ابوالفضل قودجان در خوانسار تا مراسمهای کوچک و بزرگ شهرستان برخوار و خمینی شهر. اما حالا که از دیدن میراث مهمانان بازماندهایم، پای صحبتهای حجتالاسلام سیر محمد مؤمنی نشستیم تا از تعزیه بشنویم.
منبت شهرستان گلپایگان هنری بینظیر است و بهزودی این شهر بهعنوان شهر ملی منبت ایران به ثبت خواهد رسید، اما هنوز برنامهریزی و گامهای استواری برای شناسایی این رشته بهعنوان یک هنر صادراتی انجامنشده است و این هنری که در خون مردمان گلپایگان جریان دارد نتوانسته درآمد پایداری را برای هنرمندانش ایجاد کند. در گفتوگو با رئیس اداره میراث فرهنگی شهرستان گلپایگان، سعی کردیم درباره تلاشهای این شهرستان برای معرفی منبت ویژهاش در سطح ملی و بینالمللی جویا شدیم و در ادامه روایتهایی درباره چگونگی خلق آثار منبت را نقل کردهایم تا بهاینترتیب پنجرهای برای آشنایی مخاطبان با این هنر سنتی ویژه بگشاییم.
زبان، آیینها و آدابورسوم، هنرهای اجرایی، مهارت در ساخت صنایعدستی و همچنین دانش سنتی مرتبط با طبیعت و کیهان، تجلیگاه میراث فرهنگی غیرمنقول، معنوی یا ناملموس است. در این میان، استان اصفهان با داشتن 125 پرونده ملی ثبتشده درزمینه میراث ناملموس یکی از استانهای شاخص است که در ششماهه اخیر نیز پروندههای مرتبط با میراث ناملموس همچنان باوجود آسیبها و موانع بسیاری که تحت تأثیر کرونا ایجادشده برای ثبت در فهرست میراث ملی بررسی میشوند. میراث ناملموس و معنوی جزئی لاینفک از میراث مادی زندگی مردم است و در اجزای زندگی ما ریشه دارد که این موضوع از یکسو، عاملی خوشایند است و از سویی دیگر، نشان میدهد مردم و مسئولان در حفظ و حراست از این میراث وظیفه خطیری دارند.
سال 1381 بود که اصیلترین هنر مذهبی ملی ایران به قلب نیویورک رفت و تعجب یک شهر را برانگیخت و با تعزیهخوانان اصفهانیاش توانست روی جلد مجلهها و روزنامههای آمریکایی برود و از یک هنر نوظهور تازهکشفشده خبر بدهد. حاج حسن نرگسخانی یکی از تعزیهخوانان برجسته کشوری بود که در ضیافت تعزیهخوانی نیویورک حضور داشت و درخشید. امروز پای صحبتهای حاجحسن نرگسخانی نشستیم تا از تعزیه در قلب ایالتی بشنویم که یک سال قبل از این اجرا حمله یازده سپتامبر در آن به وقوع پیوسته بود. شخصی که به جرئت میتوان گفت افتخار تعزیه ایران و اصفهان است.حسن نرگسخانی، مشهور به حسن دلیگانی را علاقهمندان و فعالان هنر تعزیه به خوبی میشناسند. شخصیتی که سابقه چهل و سه ساله فعالیت در تعزیهخوانی و مداحی اهل بیت را دارد. پای گفتوگو با او نشستیم و حالا شما میتوانید روایتهایی از یک عمر تعزیهخوانی را از زبان خود او در ادامه این گزارش بخوانید.
کمیسیون نظارت اتاق اصناف در نشست بیستم، شهریور سال جاری با بررسی تعیینتکلیف رسته نقرهکاری و نقرهسازی اعلام کرد که فروشندگان مصنوعات نقره بهصورت خردهفروشی باید پروانه خود را از اتحادیه صنف سازندگان و فروشندگان طلا و نقره و جواهرات دریافت کنند. همچنین نقرهکاری و نقرهسازی در اتحادیه تولید و فروش صنایعدستی فعال میشود؛ ضمن اینکه اگر تولیدکننده مصنوعات نقره، در محل تولید به فروش تولیدات خود به مصرفکننده اقدام کند، نیازی به دریافت پروانه کسب جداگانه ندارد؛ اما اگر در محل دیگری به فروش اقدام کند موظف به دریافت پروانه کسب از اتحادیه صنف سازندگان و فروشندگان طلا و نقره و جواهر است. این اقدام کمیسیون نظارت با مخالفت جدی هنرمندان صنایعدستی نقره و اتحادیه صنف صنایعدستی استان اصفهان مواجه شده، آن را عاملی برای مرگ صنایعدستی اصفهان تلقی میکنند.
شورای بینالمللی میراث فرهنگی (International Cultural Heritage Council) از ۳۱ شهریور سال جاری به مدت چهار روز در مسکو میزبان رویدادی بهصورت ویدئو کنفرانس با عنوان حفاظت از میراث در دوران همهگیری (Heritage Conservation in times of the pandemic) است. در نخستین روز از این رویداد که با مجریگری اسوتلانا زینلاوا (Svetlana Zeynalova) از رادیو و تلویزیون روسیه از ساعت ۱۷ تا ۱۹ بهوقتایران برگزار شد، چهرههایی از مقامات دولتی مسکو، مرمتگران، آکادمیسینها و مقامات اجرایی و شهری متعددی از چند کشور جهان حضور داشتند و محل اصلی برپایی این کنفرانس در سالن چخوف هتل متروپل مسکو بود. این کنفرانس به زبان انگلیسی برگزار شد و ترجمه منتخبی از صحبتهای مطرح شده را میتوانید در گزارش ویژه سرویس میراث و گردشگری اصفهان زیبا بخوانید.