بررسی اندیشه‌های ناب مرحوم آیت‌الله حسن‌زاده‌آملی به بهانه برگزاری همایش ملی علامه در اصفهان

علامه ذوالفنون

علامه حسن‌زاده آملی، علامه‌ای ذوفنون که در فلسفه، فقه، ادبیات، نجوم، ریاضیات و عرفان تبحر داشت، نمونه‌ای کم‌نظیر از یک عالم جامع‌العلوم به‌شمار می‌رود.

تاریخ انتشار: ۱۰:۱۵ - پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
علامه ذوالفنون

به گزارش اصفهان زیبا؛ علامه حسن‌زاده آملی، علامه‌ای ذوفنون که در فلسفه، فقه، ادبیات، نجوم، ریاضیات و عرفان تبحر داشت، نمونه‌ای کم‌نظیر از یک عالم جامع‌العلوم به‌شمار می‌رود.

این عالم بزرگوار را می‌توان الگویی درخشان و مایه افتخار برای جامعه علمی دانست. ایشان عالمی پرشور و متخصص در علوم الهیات بود و بر ادبیات فارسی و عربی تسلطی عمیق داشت و به شیوه‌ای استادانه از اشعار بزرگان ادب پارسی در بیانات خود بهره می‌برد.

احاطه ایشان بر فلسفه، تاریخ، اصول، فقه و سایر علوم، نشان از جامعیتی بی‌نظیر داشت.

صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را/ تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

علامه حسن‌زاده در اواخر ۱۳۰۷ هجری‌شمسی، در روستای ایرا از توابع لاریجان شهرستان آمل، چشم به جهان گشود.

پرورش و تعالی ایشان در دامان پدر و مادری متدین و اهل یقین، پایه‌های اولیه شخصیت والای ایشان را به‌درستی بنا نهاد. آموزش‌ها از شش‌سالگی و در مکتب‌خانه‌ای تحت نظر معلمی روحانی آغاز شد.

علامه در مهر ۱۳۲۳ هجری‌شمسی، به حوزه علمیه وارد شد. او نزد بزرگانی چون مهدی الهی‌قمشه‌ای، علامه شعرانی، علامه طباطبایی و سید محمدحسن الهی طباطبایی شاگردی کرد.

حسن‌زاده آملی از علامه شعرانی، اجازه اجتهاد و اجازه نقل حدیث دریافت کرد. ایشان هم‌زمان آثار فلسفی و عرفانی مانند اشارات، اسفار اربعه و نیز شرح فصوص قیصری و شرح منظومه و همچنین ریاضیات و هیأت را تدریس می‌کرد.

در بیوگرافی خودنوشتی که از آن عالم بزرگوار بر جای مانده که در آن خود به شرح احوال خویش پرداخته، تألیف‌های متعددی را برشمرده‌ و نام قریب به ۶۱ کتاب و رساله که حاصل تلاش‌های علمی ایشان تا ۵۶سالگی بوده، ذکرشده که خود گواهی بر موفقیت چشمگیر علامه در عرصه‌های تحقیق، علم و معنویت است.

عنایت ویژه علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) به علامه حسن‌زاده

علامه حکایتی شگرف از دوران جوانی خویش نقل می‌کند: «در عنفوان جوانی، هنگامی که در مسجدجامع آمل، اوقات خویش را به آموختن صرف‌ونحو مصروف داشته بودم و در سحرخیزی و تهجد، عزمی راسخ داشتم، در شبی مبارک، در رؤیا به ارض اقدس رضوی مشرف شدم و توفیق زیارت جمال دل‌آرای ثامن‌الحجج، حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) را یافتم.

در آن شب پربرکت، پیش از حضور در محضر نورانی امام، مرا به مسجدی بردند که مدفن یکی از اولیاءالله بود و فرمودند: “در کنار این تربت، دو رکعت نماز حاجت به جای آور و حاجت بخواه که برآورده خواهد شد.” من نیز به جهت عشق و علاقه وافر به علم، نماز گزاردم و از درگاه الهی، طلب علم کردم؛ سپس به پیشگاه والای امام هشتم، سلطان دین، حضرت‌رضا(ع) رسیدم و ادای احترام کردم.

بی‌آنکه سخنی بر زبان رانم، حضرت که آگاه از اشتیاق و التهاب و تشنگی من برای تحصیل آب حیات علم بودند، فرمودند: “نزدیک بیا.”

نزدیک رفتم و چشمان خود را به‌سوی امام گشودم. دیدم که حضرت آب دهان مبارک خود را جمع کرده و به لب آورده و به من اشاره فرمودند که بنوشم.

من با کمال اشتیاق، آن آب حیات را از کوثر لبان ایشان نوشیدم و در همان حال، این سخن امیرالمؤمنین‌علی(ع) به خاطرم خطور کرد که فرمودند: پیامبر اکرم(ص) آب دهان مبارک خویش را به لب آوردند و من آن را نوشیدم و هزار در از علم و از هر دری هزار در دیگر به رویم گشوده شد.

سپس امام‌رضا(ع) طی‌الارض را به‌طور عملی به من نمایاندند. آنگاه از آن خواب نوشین و شیرین که از هزاران سال بیداری برایم بهتر بود، بیدار شدم.» این رویداد تأثیرهای بسیار عمیقی در وجود ایشان گذاشت؛ به‌طوری‌که خود را همواره وام‌دار آن بشارت سحرگاهی می‌دانستند.

همنشینی عرفان و فلسفه 

ایشان به معنای حقیقی کلمه، یک عارف تمام‌عيار بود. عارف واقعی، تک‌ساحتی نیست و برای درک حقایق هستی، از همه منابع معرفت بهره می‌گیرد؛

از این‌رو استاد فرزانه، در کنار عرفان ناب، فیلسوفی برجسته، متکلمی زبردست، مفسری عمیق و ادیبی چیره‌دست نیز بود؛حتی تسلط کم‌نظیر ایشان بر علوم قدیمه از قبیل ریاضیات، با بن‌مایه‌های عرفانی او عجین شده بود.

این همه، گویای آن است که عرفان ایشان، عرفانی جامع، مبتنی بر منابع متعدد و مستحکم و متکی بر مکتب اهل‌بیت(ع) بود.

اگر تنها یکی از این وجوه علمی ایشان، مانند ادبیات، مورد توجه قرار می‌گرفت، باز هم در زمره نامداران تاریخ ادب ایران جای می‌گرفت؛ علاوه‌براین، آیت‌الله حسن‌زاده معتقد بود که حکمت اسلامی، سرشتی علوی دارد و آنچه امروزه به‌عنوان میراث تفکر اسلامی شناخته می‌شود، در هیچ کجای جهان به این صورت وجود ندارد.

آن عالم وارسته، نقشی کلیدی در احیای این حکمت ایفا کرد. شرح‌های او بر ابن‌سینا و تألیف‌هایی که در همایش‌های علمی ارائه کرد، نشان داد که چگونه می‌توان میان برهان فلسفی، قرآن کریم و عرفان، جمع کرد و رویکردی بدیع ارائه داد.

آن عالم یگانه، به‌عنوان عارفی فیلسوف، ریاضی‌دان، منجم، مفسر و در یک کلام، عارفی متخلق به مکتب اهل‌بیت(ع) شناخته می‌شود.

معرفه‌النفس شهودی

در حوزه‌ معرفت نفس که همواره محل بحث و تبادل‌نظر میان حکما و فیلسوفان بوده و مباحث گسترده‌ای در حوزه‌های روان‌شناسی و حتی فلسفه زبان دارد، می‌توان دو مسیر متمایز را شناسایی کرد: یکی، مباحث نظری درباره نفس و دیگری، «معرفت نفس الهی و شهودی» که مقامی فراتر از بحث‌های نظری دارد.

این حکیم متأله، پیگیر مسیر دوم بود و در این عرصه، مطالب نو و بدیع بسیاری را مطرح کرد. شایان ذکر است که در این مسیر سلوکی، ازجمله کسانی که به تبیین عملی مراحل و چگونگی شهود نفس پرداخته‌اند، دو استاد برجسته، مرحومین علامه طباطبایی و میرزا جواد ملکی‌تبریزی هستند.

میرزا جواد ملکی‌تبریزی، نامه‌ای خطاب به محقق‌اصفهانی، از نوابغ عصر دارد که در آن به بیان «طریقه عملی برای شهود نفس» پرداخته است؛ همچنین، علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، به تفصیل وارد بحث معرفت شهودی نفس شده و روایات مختلفی را در این زمینه بررسی کرده‌ است.

علامه حسن‌زاده محتوای این نامه را در اثر خود با عنوان «هزارویک کلمه» نقل و اشاره کرده که نسخه اصلی این نامه را مرحوم علامه طباطبایی، که خود آن را از استادشان محقق‌اصفهانی دریافت کرده بوده، در اختیار ایشان قرار داده است.

در این روش عملی، معرفت شهودی نفس در مراحل متعدد به صورتی ترسیم شده که درنهایت، سالک به نقطه‌ای می‌رسد که دیگر خود را نمی‌بیند و تنها حق مطلق را مشاهده می‌کند.

باید روزگارانی بگذرد تا حوزه‌های علمیه به‌طور کامل عظمت وجودی چنین شخصیتی را درک کنند. این بزرگان، از نیکان روزگارند که در وجودشان چیزی جز سعی و کوشش خالصانه تجلی نیافته است.

اعجاز بیانی به‌عنوان برترین دلیل امامت

از دیدگاه استاد، معجزات بیانی سفیران الهی، استوارترین دلیل بر حقانیت رسالت آنان به‌شمار می‌رود. روایات، خطب، ادعیه و مناجات‌های اهل‌بیت‌(ع) نشان‌دهنده آن است که این حجم از معارف ناب، تنها از نفوس مؤید به روح‌القدس صادر شده است؛ بنابراین، علامه معتقد است برای اثبات حقانیت امامت و خلافت ائمۀ اثناعشر(ع)، همین معارف منقول از آن بزرگواران کافی است.

روایات، مرتبۀ نازلۀ قرآن هستند و قرآن، مرتبۀ عالیۀ آنان. روایات، تجلی‌گر بطون و اسرار آیات قرآنی است که از اهل‌بیت بهره‌مند از علم لدنی‌ صادر شده‌اند. پوشیده نیست که این‌گونه معجزات بیانی، پس از قرآن و پیامبر خاتم(ص)، از هیچ یک از صحابه و علمای پس از ایشان جز از ائمۀ اثناعشر امامیه‌(ع) روایت نشده است.

افزون بر روایات، ادعیۀ مأثوره، هر یک بیانگر مقامی از مقامات انشائی، علمی و عرفانی ائمۀ دین ماست. لطائف شوقی و عرفانی و مقامات ذوقی و شهودی که در ادعیه نهفته است، در روایات یافت نمی‌شود؛ زیرا در روایات، مخاطب مردم هستند و با آنان به اندازه‌عقل و فهمشان سخن گفته‌اند؛ اما در ادعیه و مناجات‌ها، با جمال و جلال مطلق و محبوب حقیقی به رازونیاز پرداخته‌اند و آنچه در نهان‌خانه سرّ و نگارخانه عشق داشتند، به زبان آورده‌اند.

تقریبی‌بودن دایره هندیه در علم نجوم

استاد در علم هیأت و نجوم نیز دارای تبحر ویژه‌ای بوده، تا آنجا که توانایی استخراج تقویم و نصب دائره‌ هندیه را داشت. به نظر ایشان، تعیین سمت قبله از طریق دائره هندیه، علاوه بر اینکه با براهین و قواعد ریاضی، «تقریبی» است، نه «تحقیقی»، در مناطقی که تفاوت طول جغرافیایی آن‌ها با مکه به اندازه ربع دایره یا بیشتر باشد، قابل اجرا نیست.

یکی از دلایل ایشان بر تقریبی‌بودن این روش، ناکارآمدی آن در همۀ عرض‌های جغرافیایی و نیز ثابت نبودن میل شمس در هنگام محاسبات است. از فرمایشات نغز استاد دربارۀ قبله مدینه منوره این است که آن را تنها معجزۀ فعلی باقی‌مانده از رسول الله(ص) می‌داند که ایشان بدون استفاده از ابزار نجومی و قواعد هیئتی و تنها با الهام الهی، آن را در نهایت دقت تعیین و فرمودند: «محرابی علی المیزاب»؛ یعنی همین جهتی که من (برای اقامه نماز) ایستاده‌ام، دقیقابه سمت ناودان کعبه است.

تفسیر حروف مقطعه قرآن

یکی از نظریات استاد در مباحث قرآنى، تفسیر حروف مقطعه (فواتح سور) است. به باور ایشان، این حروف پس از حذف مکررات، شامل چهارده حرف است که می‌توان آن‌ها را در عبارت «صراط على حق نمسکه» یا «على صراط حق نمسکه» (راه علی حق است؛ به آن تمسک می‌جوییم) جمع کرد. این حروف در اصطلاح علماى عدد، «حروف نورانیه» نامیده می‌شوند و چهارده بودن آن‌ها، اشاره به سرّ قرآن دارد؛ چرا که قرآن، ظاهر و واضح نشد مگر به وجود نورانی چهارده نفر که اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) هستند و در کلمه مبارکه «طه» جمع شده‌اند.

کیفیت وحی بر پیامبر(ص)

استاد دربارۀ چگونگی وحی بر رسول الله(ص) بیان می‌کنند که بر اساس روایات، حالت پیامبر(ص) در هنگام وحی بی‌تمثل، سنگین‌تر از حالت ایشان در هنگام وحی با تمثل بود. این معنا برای اهل سلوک واضح است؛ زیرا جذبه‌های بی‌صورت، موجب اضطراب بیشتر می‌شود؛ برخلاف حالت تمثل که با صورتی مأنوس از عالم شهادت همراه است. علت این امر، آن است که عالم شهادت، نشئه افتراق است و عالم غیب، عالم انفراد. بنابراین، هرچه توجه روح انسان به عالم جمع بیشتر شود، دهشت او نیز بیشتر می‌شود.

ادب مع‌الله

از اندیشه‌های نورانی استاد، تبیین «ادب مع‌الله» و توضیح دقائق آن است. به نظر ایشان، ادب در برابر خداوند ایجاب می‌کند که انسان بدون اذن و امر الهی، در برنامه‌های تکوینی یا احکام تشریعی، دست به تصرف نزند. اگر چیزی به انسان عطا شد، ادب اقتضا می‌کند که در برابر آن، بنده‌ای شکرگزار باشد.

بسیاری از اولیاء الله که به آنان قدرت تصرف داده‌شده، به دلیل رعایت ادب و معرفت، از اعمال و عرضه آن خودداری کرده‌اند؛ همچنین، ادب مع‌الله اقتضا می‌کند که از او جز خودش را نخواهی؛ این، عبادت احباب و احرار است. از مهم‌ترین موارد ادب مع‌الله، «حضور قلب» در مناجات است. دعایی که با انصراف قلب به غیر خدا و عدم توجه به ذات اقدس او همراه باشد، محض سوء ادب است و موجب قرب نمی‌شود؛ بلکه بُعد می‌آورد. انسان باید مقام «عندیت» را کسب کند؛ چراکه عبد، نزد خداست.
سرانجام، آن استاد فرهیخته و آن حکیم الهی، پس از عمری مجاهدتِ علمی و عرفانی، در سوم مهر ۱۴۰۰ هجری‌شمسی، در ۹۳سالگی به ملکوت اعلی پیوست و به سرای باقی شتافت.