به گزارش اصفهان زیبا؛ تهدیدهای اخیر آنقدر ویژه بوده که فرصتهای فراوانی هم در آن خلق شده است. من فقط به یکی از این نکتهها اشارهکرده و در ادامه هم سعی میکنم یک طرح عملیاتی مطرح کنم که در صورت اجرا، میتواند به یاری خدا زمینهساز رفع بقیه چالشها در خصوص این نسل باشد.
این طرح، همین امسال میتواند اجرا شود و ثمر دهد؛ حتی میتواند مبتنی بر تصمیمهای فردی باشد و حتی شخص شما، پیش از دیدن این پیشنهاد نیت کنید که به آن عامل باشید.
قضیه از اینجا آغاز میشود که آیا باور داریم، دانش آموزان سرزمین ما آنقدر پاک و زلال و عدالتجو هستند که دشمن سعی کرده است همین ویژگیها را مورد سوءاستفاده قرار دهد؟ بههرحال این دانشآموز پای همین روضههای ضدظلم تربیت شده است. نوجوان جامعه شیعی و انقلابی ما بیش از دیگران مستعد عدالتجویی است. دشمن تلاش کردهاست همین فرصت را برای ما به چالش تبدیل کند.
بههرحال این دانشآموز که در محیط محله یا شهر یا مدرسه خودش بیعدالتی میبیند، اینجا توسط بیگانه بازی میخورد! درواقع ما نتوانستهایم برای این روحیه عدالتخواهانه، بستر کنشگری ایجاد کنیم؛ کنشی که میتواند باعث ترقی جامعه ما هم بشود و اگر این فرصت دریغ نشود، بالاخره این روحیه کمی تحقق پیدا میکند.
درخواست من از مسئولان در لایههای متفاوت این است: این فضا را فراهم کنند که این دانشآموز، یک روز از پشت حصار نیمکتهای مدرسه خارج شود و لااقل بهاندازه یک روز، با مسائل یک مدیر از نزدیک مواجه شود. اینجاست که تمام حرفهایی که میخواهیم در مدرسه با ابزارهای بعضا ناعادلانه انضباطی و با ابزار کتاب و دفتر به گوش بچهها برسانیم، برای او تجربه میشود.
در این شرایط، دانشآموز میتواند عمق فاجعه نظام اداری را بفهمد که خیلی وقتها مدیران بسیار شایسته و بافضیلت، نمیتوانند در محدودیتها و حصارهای این نظامات اداری، کاری از پیش ببرند. این دانشآموز وقتی این را چشید، به جای دشمنی با فلان مدیر و فلان مسئول، ذهنش متمرکز میشود که چگونه میشود بر چالشهای نظام اداره فائق آمد؛ آنوقت به جای آنکه برای امتحان و از ترس معلم، یکسری محفوظات از بر کند، خودش در میدان عمل، علم نافع تولید میکند.
ممکن است حقیقتا به راهکاری برسد که آن مدیر و آن مجموعه از مشکلاتشان رهایی پیدا کنند و درنهایت هم مدیر محترم، نامهای برای مجازشدن غیبت دانشآموز به مدرسه بدهد و بگوید دانشآموز شما دیروز در اتاق مدیریت شهر یا استان یا مدرسه یا بیمارستان یا پادگان یا هرجای دیگر حضور داشت و من از شما میخواهم غیبتش را مجاز کنید.
این یک قسمت ماجراست. همیشه مسئله، خطای بینشی نیست؛ گاهی مشکل اینجاست که هیجانهای دانشآموز در مسیر درستی واقع نشده و عملا در مدرسه، سرکوب شده است. این دانشآموز تا حالا فرصت نیافته که بر سر ظلم فریاد بزند.
ما همواره به دانشآموزان توصیه میکنیم هنجارپذیر باشند و نظم اجتماعی را یاد بگیرند؛ این در جای خود، کاملا صحیح است؛ اما در کنار آن، باید ظلمستیزی را نیز تمرین کند. میترسیم بگوییم دانشآموزان دچار خطای بینشی شدهاند و دوباره یک کتاب به کتابهای مدرسه اضافه کنیم تا این خطا را رفع کند. راهحل مسئله، صرفا بینشی نیست. اصلا علم نمیتواند همراه عمل نباشد و درست منتقل شود.
بعضی از این دخیلکردنها بیشتر جنبه شکلی دارد. آیا حاضریم فرمان اداره را به دست نوجوان بدهیم تا مسئولیتپذیری را تمرین کند؟ چهبسا اگر این میدان فراهم شود، این دانشآموز با ما همداستان شده و دردها و غصههای انقلاب را بفهمد. یک تیم دلسوز و دغدغهمند میتواند این کار را مدیریت کرده و اشکالات احتمالی آن را برطرف کند؛ بههرحال این اتفاق از واجبات امروز ماست. ما معمولا عدالت را از اصول مذهب مطرح میکنیم اما سازوکار کنشگری عدالتجویانه را فراهم
نمیکنیم. این روزها فرصتی ناب برای ایجاد چنین ساز و کارهایی است.



