به گزارش اصفهان زیبا؛ شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار از 2 بهمن در پایتخت در حال برگزاری است و مستندهای راهیافته به بخش مسابقه در دوازده بخش با یکدیگر رقابت خواهند کرد.
مستند «کارتپستال» به تهیهکنندگی مهدی کوچکزاده و کارگردانی حامد واعظپور، از جمله آثار راهیافته به مسابقه اختتامیه در بخش دانشگاه دژدانش است. این مستند مهاجرت معکوس را سوژه اصلی خود قرار داده و به سفارش سازمان صداوسیمای مرکز اصفهان تولید شده است.
مستند «کارت پستال» اولین تجربه کار جدی برای حامد واعظپور است. او که دانشجوی تهیهکنندگی در دانشگاه صداوسیماست، پیش از این در مستند «بذر امید» در قامت دستیار کارگردان ظاهر شده و تجربه تولید و کارگردانی نداشته است. با او درباره این مستند و دلیل انتخاب این سوژه گفتوگو کردهایم.
این کار را براساس دغدغه شخصی تولید کردید یا به سفارش صداوسیمای مرکز اصفهان؟
انتخاب براساس دغدغه شخصیام بود. در دوران ریاستجمهوری شهید رئیسی، در عین ادامه یافتن مهاجرتها به خارج از ایران، موج مهاجرت معکوس و بازگشت به ایران طبق آمار بنیاد علمی کانکت (سامانه همکاری با متخصصان و فناوران ایرانی خارج از کشور) سه برابر شده بود. این جرقهای شد که به دنبال چراییاش برویم. براساس پژوهشها و بررسیها، عوامل مختلفی همچون جنگ اوکراین، وضع نابسامان اقتصادی و تورم اروپا منجر به افزایش مهاجرت معکوس شده بود. برخی از نخبگان در چرایی بازگشتشان به ایران، به اوضاع کشور خودمان در خصوص ایجاد امید میان نخبگان و فعالیتهای جدی بنیاد نخبگان و ثبات قیمتها نیز اشاره میکردند.
بنیاد علمی کانکت چیست؟
وظیفه این بنیاد که دولتی و زیر نظر معاونت علمی ریاستجمهوری است، شناسایی نخبگان رفته از کشور است. این بنیاد سامانهای را تدارک دیده که با شناسایی و ثبتنام نخبگان، پروژهها و امتیازهایی را به آنها اختصاص میدهد و پیگیر مباحث مربوط به خدمت سربازی و استخدامهای شغلی و دیگر خدمات است.
آیا مستند «کارت پستال» از نظر مکانی در اصفهان تولید شده است؟
بله! کار در اصفهان تولید شده است.
چرا شما در مستندتان از راوی استفاده کردید و کار را با آن پیش بردید؟
ابتدا به فکر راوی نبودیم. در آغاز، چهار استاد دانشگاه و یک کارمند دانشگاه را به عنوان سوژه انتخاب کرده بودیم که همگی مهاجرت معکوس کرده بودند و حرفهای بسیاری برای گفتن داشتند و میخواستیم فقط روایت اینها را منعکس کنیم؛ اما به نتیجه رسیدیم که این روایتها نیاز به یک نخ تسبیح و کسی دارد که این صحبتها را به هم گره بزند.
به خانمی رسیدیم که خواهرش مهاجرت کرده بود و خودش نیز قصد مهاجرت داشت؛ ولی بعد از یک سفر به خارج از کشور، در خصوص مهاجرت مردد شده بود. او بعد از پرسوجو و تحقیق بسیار، از این تصمیم منصرف شد. در نتیجه، راوی ما کسی بود که با وجود دلتنگی برای خواهرش، در کشور ماند و دوست دارد جوانان کشورش از سر آگاهی مهاجرت را انتخاب کنند. در این کار، یک پژوهشگر نیز حضور دارد که در خصوص مهاجرت هزار مورد را بررسی کرده است.
طی این پژوهش متوجه شدید که چقدر از اصفهانیها مهاجرت معکوس داشتهاند؟
در این خصوص، تحقیقات بسیاری کردیم تا بتوانیم به آن استناد کنیم؛ ولی آمار دقیقی در این خصوص وجود ندارد. تنها آماری که توانستیم کسب کنیم، سه برابر شدن مهاجرت معکوس بود.
گفتید که با چند استاد دانشگاه هم در این مستند صحبت کردید. آنها چه چیزهایی میگفتند؟
آنها نیز درباره تجاربی که در خارج از کشور داشتند صحبت کردند. همچنین، از دلایل افزایش گرایش به مهاجرت به خارج از کشور و نیز مهاجرت معکوس گفتند.
با تولید این مستند دنبال بیان چه حرف و حقیقتی بودید؟
ما یک جمله کلیدی در مستند داشتیم و قصد داشتیم به آن برسیم: «ایران جای بدی برای زیستن نیست.» برخی فکر میکنند ایران در رده برخی کشورهای همسایه است؛ درحالیکه واقعا اینطور نیست. کسانی که از تجربه زندگی در خارج میگویند، معتقدند استانداردهای زندگی ما کم از زندگی اروپایی ندارد و در مستند، این بهروشنی تبیین شده است. کسانی که تجربه زندگی در اروپا و آمریکا و کانادا را دارند، میگویند وقتی وارد جزئیات زندگی میشوید، همان دغدغههایی را که در ایران وجود دارد، به نحوی دیگر در زندگی آنها نیز میبینید. حتی گاهی زندگی ما بهتر و استانداردتر است.
با توجه به اشرافتان به فضای صداوسیمای مرکز اصفهان، این نهاد چقدر از مستندسازان حمایت میکند؟
بحث درباره حمایت بحثی منسوخ است. اگر کسی بخواهد در فضای تولید رسانهای کار کند، حمایتها زیاد است و به شرط داشتن ایده و طرح خوب و پیگیری و جا نزدن با نهادها میشود همکاری کرد. اینکه کسی بگوید کسی از کار من حمایت نمیکند، پذیرفته نیست؛ چون نهادها پشتیبانی قویای دارند. ده سال پیش اگر کسی طرحی داشت، چند نهاد محدود طرح را میپذیرفت و با تأخیر بسیار کار به مرحله تولید میرسید؛ ولی اکنون سختگیریها کمتر شده و کارها زود به تولید میرسد. به نظرم بحث حمایت در اصفهان موضوعیتی ندارد.
اولین نفری هستید که چنین پاسخی به این سؤال میدهید؛ چون اکثر همکارانتان در حوزه هنرهای تصویری از حمایتهای نهادها بسیار گلهمندند.
بله؛ شاید به این دلیل که اشرافشان در این حوزه کم است و به همین دلیل از کمبود حمایتها در اصفهان گله دارند. پاسخ من این است که اگر اصفهان حمایت نمیکند، نهادهای تهران حمایت میکنند و میتوانند کارشان را با کمک نهادهای آنجا تولید کنند.
اما به دنبالش ممکن است کلا به تهران مهاجرت کنند. در این صورت وضعیت مستندسازی در اصفهان بدتر میشود.
در کار رسانه بیمعناست که کسی به شهر دیگری مهاجرت کند. بسیاری از بلاگرها و یوتیوبرهای معروف در شهر خودشان کار میکنند. این شاید بیشتر بهانهای برای کار نکردن باشد. کسی که ایده دارد، در شهر یا حتی اتاق خودش هم میتواند کار کند.
نسبت به دیگران پاسخهای متفاوتی میدهید. پس خودتان هم قصد مهاجرت به تهران به هوای امکانات بیشتر را ندارید.
من قبلا تهران بودهام و به اصفهان آمدم.
پس فضای کاری تهران و اصفهان را در حوزه مستند کمی با هم مقایسه کنید.
در تهران، معیارهای کار حرفهای بیشتر رعایت میشود؛ درحالیکه در اصفهان بیشتر نظرها و سلایق شخصی کارها را پیش میبرد. در تهران کارها زودتر به تولید میرسد و بودجهها راحتتر دریافت میشود و در کل، نگاهشان در تولید بازتر است. در اصفهان گاهی مته به خشخاش میگذارند و حاشیهسازی میکنند. به همین دلیل، کسانی که ایدههای اولیه دارند، هرچند ایدههایشان خام باشد، بهدلیل سختگیریها در فضای اصفهان زود ناامید میشوند. در تهران آنقدر فضای تولید وسیع است و گروههای مختلف کار میکنند که بهراحتی میشود در یک گروه جایگاهی را پیدا کرد.
نهادهای فرهنگی اصفهان چقدر برای تولید مستند با هدف نمایش در جشنوارهای مثل عمار سرمایهگذاری میکنند؟
با هدف نمایش در جشنواره عمار، معمولا کسی تولید اثر نمیکند؛ چراکه این جشنواره همچون سینماحقیقت یا جشنواره فیلم فجر حرفهای نیست. افرادی هم که کارشان را برای این جشنواره ارسال میکنند، بهدلیل توزیع خاصی است که این جشنواره دارد؛ زیرا برای مناطق محروم و در میان مردم تولیدات تصویری را اکران میکند. همکاری و شرکت در این جشنواره بیشتر دلی است. به همین دلیل، نهادهای فرهنگی اصفهان نیز با این دیدگاه کاری تولید نمیکنند.
به عنوان سؤال آخر وضعیت مستندسازی در اصفهان را چطور میبینید؟
اصفهان مدتی است در بحث هنرهای نمایشی و هنرهای مستند و تصویری ضعیف شده است که ریشهاش به تضعیف تئاتر بازمیگردد. از زمانی که تئاتر شور و اشتیاق سالهای گذشته را از دست داد و به ضعف گرایید، فضای هنری اصفهان در هنرهای نمایشی و تصویری مثل مستند فروکش کرد. مستندسازان و تولیدکنندگان کارهای داستانی اصفهان نیز به همین دلیل دستشان خالی شده است؛ بنابراین برای حل این معضل، باید ریشه را درست و تئاتر را تقویت کرد. سرمایهگذاری در تئاتر خروجیاش را روی هنرهای تصویری نشان خواهد داد، سریالسازی و تولیدات سینمایی اصفهان رونق خواهد یافت و مستندسازان به میدان خواهند آمد.



