به گزارش اصفهان زیبا؛ گروهی از مستندسازان مستقل با تکیه بر تجربه «ضیافت» و الهام از مکتب شهید آوینی، بیآنکه منتظر سفارش یا حمایت ارگانی باشند، فیلمبرداری از حضور خودجوش مردم را از همان ساعات اولیه آغاز جنگ شروع کردند.
نتیجه، مجموعه مستند «جنگ به روایت فتح» است؛ اثری که در آن خبری از مصاحبهکننده، قهرمانسازیهای اغراقآمیز یا روایت تحمیلی نیست؛ بلکه دوربین همسطح مردم و آیینهوار، لحظات چشمانتظاری، شور، اندوه و همت آنان را بدون دخلوتصرف ثبت میکند. این مستند ادامهدار بوده و تا امروز دو قسمت از آن به کارگردانی جمال احمدی از شبکه اصفهان پخش شده است. هانیه مهوری، تهیهکننده اجرایی این مجموعه و اعضای تیم قاب هشت که از سال 1397 تجربه فیلمبرداری و تدوین مستند داشته است، در گفتوگویی تفصیلی، از تولد ایده، چالشهای تولید مستقل، پرهیز از کلیشههای رسانهای، نقد سکوت برخی هنرمندان در شرایط جنگی و توصیههایش به نسل جوان مستندساز میگوید. آنچه میخوانید، روایتی است از مستندی که تاریخ مردم را بر تاریخ نظامی
ترجیح میدهد.
ریشه شکلگیری
تهیهکننده مجموعه مستند «جنگ به روایت فتح» ریشههای شکلگیری این پروژه را به دوران همهگیری کرونا بازمیگرداند. به گفته هانیه مهوری، در آن روزها بود که تیم تولید متوجه شد کشور و مردم در فضایی بیماریگونه و بحرانی قرار گرفتهاند. تجربه پیشین آنها در ساخت مستند «ضیافت» که به گفته او تجربهای موفق و تأثیرگذار بود، این مستند را رقم زد و زمینهساز رویکردی شد که بعدها در آغاز جنگ به کار گرفته شد. زمانی که جنگ رسماً شروع شد، گروه تصمیم گرفت به جای منتظر ماندن برای سفارش یا بودجه، خودجوش وارد میدان شود. هدف اصلی، پشتیبانی تصویری از فعالیتهای مردمی بود؛ کارهایی که خود مردم بدون اتکا به پشتوانه دولتی، نهادی یا هر سازمان خاصی انجام میدادند. تأکید او بر این نکته بود که حتی با وجود کمبود شدید تسهیلات و امکانات مالی، «ما شروع کردیم» و اجازه ندادند شرایط سخت، مانع از فیلمبرداری شود.
برداشت اول از همان سکانس اول کلید خورد
یکی از نکات کلیدی که تهیهکننده بارها بر آن تأکید کرد، زمان دقیق شروع فیلمبرداری است. او میگوید: «از همان روز اول جنگ شروع شد» و توضیح میدهد که بلافاصله پس از اعلام خبر شهادت رهبری که به تعبیر او نقطه عطفی در فضای کشور بود، اعضای گروه خود را به میدان اصلی شهر رساندند. بسیاری از دوستان و همکارانشان همان شب نخست به میدان رفتند و بدون هیچ برنامهریزی از پیش تعیینشده، فیلمبرداری را آغاز کردند. چیزی که آنها را شگفتزده کرد، حضور گسترده و خودجوش مردم در برنامههای شبانه بود؛ جمعیتهایی که بدون فراخوان رسمی، در خیابانها و میدانها حاضر میشدند. این حضور شبانه، به گفته او ادامهدار شد و هر شب شکل و رنگ تازهای پیدا میکرد. از همان شبهای اول، گروه تلاش کرد تا این موج مردمی را بدون دخل و تصرف ثبت کند.
الهام از «روایت فتح»
در پاسخ به این پرسش که آیا از تصاویر آرشیوی هم در کار استفاده شده، تهیهکننده توضیح مفصلی ارائه میدهد. مهوری میگوید که بله، آرشیو نیز به کار رفته، اما رویکرد اصلی و فرم مستند بهشدت تحتتأثیر مکتب «روایت فتح» و شهید آوینی است. به باور او، مهمترین ویژگی این سبک، تلاش برای «تحمیل نکردن روایت» بر وقایع است. الگوی آنها این بود که اجازه بدهند تصاویر خودشان حرف بزنند و گوینده یا راوی تا حد امکان در سایه بماند. در بسیاری از بخشهای مستند، راوی روی فیلم زیاد صحبت نمیکند؛ چراکه هدف این بود که متن از پیش نوشتهشده به تصاویر تحمیل نشود. تهیهکننده تأکید میکند: «ما نمیخواستیم متنی که از قبل نوشته شده، چیزی را به مخاطب بقبولاند. روایت باید از دل تصاویر بیرون بیاید.» مهوری مثال میزند که در صحنه تشییع یک شهید یا حضور مردم در مسجد، صدای مستند فقط فضای چشمانتظاری و احساس جمعی را توصیف کرده و تحلیل سیاسی یا نظامی به آن اضافه نمیکند.
استقلال تولید و نبود حمایت ارگانی
یکی از محورهای گفتوگو، مسئله سفارشدهندگان و حامیان مالی بود. او توضیح میدهد: «ما کلاً بهصورت مستقل کار میکنیم. براساس تجربهای که از “ضیافت” داشتیم، در بزنگاههایی که احساس میکنیم لازم است و میبینیم حال مردم واقعاً دگرگون شده، خودمان وارد میشویم.» او این لحظات را «ایامالله» مینامد؛ واژهای که به تعبیر رهبری، به روزهای ظهور حوادث عجیب و شگفتانگیز در میان مردم اشاره دارد. به گفته او، در چنین ایامی است که تکرارنشدنیترین صحنهها رخ میدهد. مهوری در پاسخ به این سؤال که آیا هیچگاه ارگانی برای حمایت اعلام حضور کرده، میگوید: «خیر. تمام کارها از دل همت و شوق بچههای گروه شکل گرفته.» البته اشاره میکند که در موارد بسیار معدودی، کارهایی به سفارش دوستان و ارگانهای مختلف انجام شده است؛ اما این استثنا بوده و نه قاعده.
تمایز با صداوسیما و فضای مجازی
یکی از پرسشهای مهم این بود که با وجود انبوه تصاویر مشابه در صداوسیما و شبکههای اجتماعی، تمایز این مستند در چیست؟ تهیهکننده پاسخ روشنی دارد: «تمام تلاش ما دوری از رویکرد صرفاً خبری و رسانهای بوده است.» او توضیح میدهد که در خبرهای معمولی، معمولاً نماهای از بالا، آمار و اعداد و روایت رسمی اولویت دارد؛ اما در مستند آنها، هدف همسطح شدن با مردم و ارائه نماهای واقعی و باورپذیر است. میخواستند آیینهای باشند برای مردم که خودشان را در آن ببینند؛ نه اینکه چیزی را به آنها تحمیل کنند. به تعبیر او «نان و آب را کنار بگذاریم و فقط ببینیم. دوربین نباید مانع شود. باید روایت کند و مردم را همانطور که هستند نشان بدهد».
چرا مصاحبهکننده نداریم؟
یکی از تندترین و صریحترین بخشهای گفتوگو به رسالت هنرمندان در زمان جنگ اختصاص دارد. تهیهکننده با اشاره به اینکه برخی هنرمندان در فضای مجازی هیچ واکنشی نشان نمیدهند و برخی دیگر هم با تأخیر بسیار دست به تولید میزنند، میگوید: «اتفاقات کشور نشان داد که مردم از هنرمندان پیشتازتر بودهاند.» او معتقد است هنرمند نباید خود را بالاتر از مردم بداند، بلکه باید از آنها تأثیر بگیرد. رسالت هنرمند در شرایط جنگی، «گفتوگو به زبان مردم» و «ثبت و ضبط ایام» است. هانیه مهوری تأکید میکند که این روزها «ایام ویژهای» هستند؛ روزهایی که جوششهای عجیبی در جامعه رخ میدهد. به گفته او «مردم زنده شدهاند. امیدوارم این روح زنده در هنرمندان هم اتفاق افتاده باشد.» هر هنرمندی، چه با قلم، چه با دوربین، چه با موسیقی و نقاشی، باید به نحوی روایت کند و این ایام را برای آیندگان متذکر شود. سکوت یا تأخیر، به باور مهوری، نوعی فرار از مسئولیت تاریخی است.
تهیهکننده در بخش دیگری از صحبتهایش، به تفصیل درباره انتخاب فرم میگوید. او اعتراف میکند که مدتی را صرف فکر کردن به مستندهای جنگ و مکتب شهید آوینی کردهاند. نتیجه این تفکر، تصمیم به حذف مصاحبهکننده از قاب بود. در مستند «جنگ به روایت فتح»، خبری از یک مجری یا پرسشگر روبهروی دوربین نیست. بهجای آن، گفتار متن (نریشن) روی تصاویر قرار گرفته است. این نریشن از جنس توصیف خشک وقایع نیست؛ بلکه تلاش میکند آنچه تصاویر بهسختی میگویند، به زبان ساده بیان کند. او میگوید: «خود فیلم با مردم صحبت میکند. مخاطب باید فراتر از تصاویر معمولی که در خیابان میبیند، به عمق ماجرا پی ببرد.» این رویکرد به زعم او، به مخاطب اجازه میدهد خودش نتیجهگیری کند و احساساتش برانگیخته شود، بدون اینکه راوی به او بگوید چه احساسی داشته باشد.
زاویهدید انسانی
یکی از چالشهای همیشگی در مستندهای جنگی، انتخاب زاویهدید است. آیا باید تعداد تلفات، عملیات نظامی و پیروزیهای تاکتیکی را نشان داد یا روحیه و زندگی روزمره مردم را؟ هانیه مهوری با ارجاع به شهید آوینی میگوید: «ما تعداد کشتهها و آمار را اعلام نمیکنیم. هرچه در جبهههای جنگ دفاع مقدس به ما نشان دادند، روحیه رزمندهها و بسیجیها بود.» بنابراین تیم تولید تصمیم گرفت به جای پرداختن به موشکها و آسیبها، همت مردم را نشان دهد. او میگوید: «تاریخ مردم برای ما مهمتر از تاریخ نظامی است.» این یعنی نگاه مستند، نگاهی انسانشناسانه و جامعهشناسانه به بحران است؛ اینکه مردم عادی در شبهای جنگ چه میکنند، چگونه عزاداری میکنند، چگونه شادی میکنند و چگونه همدیگر را حمایت میکنند.
تدوین، ضربآهنگ و تصاویر آرشیوی
این مستندساز درباره فرایند تدوین توضیح میدهد که تصاویر آرشیوی زیادی در اختیار نداشتند، اما هر کجا که آرشیو به فهم بهتر روایت کمک میکرد، از آن استفاده میشد. تعیین ضربآهنگ (ریتم) فیلم کار سادهای نبود؛ زیرا رویدادها روزبهروز تغییر میکردند. شبی که مردم در یک نقطه جمع بودند، شب دیگر الگوی حرکتشان عوض میشد؛ ازاینرو، تدوینگران بهجای فرمول از پیش تعیینشده، ضربآهنگ را براساس روایت لحظهبهلحظه تنظیم میکردند. اگر فیلمی از یک مراسم شلوغ و پرشور میگرفتند، ریتم تندتر میشد و اگر نوبت به لحظات ساکت و چشمانتظاری میرسید، ریتم کند و سنگین میشد. این انعطاف، به گفته او، یکی از قوتهای کار است.
دوری از قهرمانسازی اغراقآمیز
یکی از دغدغههای اصلی تیم تولید، افتادن در دام کلیشههای رایج مستندهای جنگ بود؛ مثل قهرمانسازیهای بینقد، نشان دادن مداوم صحنههای گریه و فریاد، یا تقابلهای سادهشده. تهیهکننده راهکار خود را چنین شرح میدهد: «ما سعی میکردیم سؤالات را از روی کلیشه نپرسیم. بهجای پرسشهایی که جوابهای تکراری دارند، میرفتیم سراغ شغل مردم، ویژگیهای شخصیشان و اتفاقاتی که در لحظه برایشان مهم است.» مثلاً بهجای اینکه بپرسند «چه حسی داری؟»، سعی میکردند گفتوگو را بهسمت تجربه عینی و روزمره ببرند. او معتقد است که هرچه به «سینمای هنری» نزدیکتر شویم و از شعارزدگی دورتر، از کلیشه هم دورتر میشویم. «منطق حاکم بر کار باید این باشد که بفهمیم چه اتفاقی برای مردم میافتد، نه اینکه به آنها بگوییم چه باید بگویند.»
احساسات پنهان و تکنیکهای نشان دادن بیواسطه
در پاسخ به این پرسش که چه تکنیکهایی برای نشان دادن «احساسات پنهان» مردم به کار گرفته شده، تهیهکننده با نگاهی فلسفی توضیح میدهد که هیچ تکنیک خاصی در کار نبوده، جز «خودِ مستند بودن». مهوری میگوید: «ما قدم برداشتیم در جهت اینکه مردم خودشان باشند. همان جایی که مردم خودشان بودند، سعی کردیم حاضر باشیم و فیلم بگیریم.» به عقیده او، اگر فیلمبردار سعی کند احساسات را دربیاورد یا ژستهای دراماتیک بگیرد، طبیعی بودن صحنه از بین میرود. در مقابل، وقتی دوربین فقط مشاهده میکند، نحوه ایستادن یک مادر در میدان، یا حرکت دست یک پدر در شب شهادت فرزندش، خودش گویای تمام احساسات پنهان است. «ما خیلی به این سمت حرکت کردیم که حس کنیم مردم جلوتر از ما هستند. فقط باید ببینیم و چیزی تحمیل نکنیم.»
توصیه به جوانان مستندساز
در پایان، تهیهکننده توصیهای فنی به جوانانی دارد که میخواهند در زمینه مستند جنگ فعالیت کنند. او میگوید: «با دوربین زیاد تماشا کنید. از کلیشههای تصویری رسانهای فاصله بگیرید. کمتر از قابهای تکراری و زاویههای شعاری استفاده کنید.» او هشدار میدهد که «حیف است این همه اتفاق میافتد و ثبت نمیشود». به اعتقاد مهوری، جوانان باید یاد بگیرند که با زبان خودشان، چه در مستند، چه فیلم داستانی، چه انیمیشن، روایت کنند. او به تجربههای اولیه گروه خود اشاره میکند که با جوانان بیستوچندساله و تازهکار شکل گرفته و به تدریج به خودکفایی رسیده است. توصیه نهایی او این است که «با مردم همراه شوید، از پرسیدن سؤالات کلیشهای بپرهیزید، و اجازه دهید تصاویر حرف اصلی را بزنند».



