به گزارش اصفهان زیبا؛ در سالهای اخیر محققان و پژوهشگران زیادی سعی کردهاند با فاصلهگرفتن از رویکردهای سنتی برنامهریزی، به شهر با نگاهی آیندهپژوهانه نظر بیفکنند.
عدم پاسخگویی روشهای پیشین برنامهریزی به نیازهای بهروز شهر و همچنین احساس نیاز در جهت تغییر در ساختار شهرها موجبشده اندیشمندان و مدیران شهری با نگاه به آینده شهر بر اساس محدودیتها و معضلهای فعلی و وزنی که هر مؤلفه دارد، سناریوهای مختلفی را طراحی و با تخمین احتمال تحقق هر سناریو، برنامهها و راهبردهای لازم را برای شهر طرحریزی و اجرا کنند.
پیش از این و در مقالهای با عنوان « شهر، امضا و تاریخ دارد» به یکی از پژوهشهای آیندهپژوهانهای که سناریوهای مختلف برای آینده شهر اصفهان را بررسی کرده بود، پرداختیم. در این پژوهش که سه سناریو متناسب با شهر هوشمند، شهر نظامی با منطقههای خودمختار و شهری با تداوم وضع موجود را محتمل دانسته بود، مورد بررسی و نقد قرار دادیم و گفتیم که در این سناریوها هیچ جایی برای تاریخ و امضای شهر (هویت شهر) در نظر گرفته نشده است.
در نوشته حاضر نیز میخواهیم یکی دیگر از پژوهشهای مربوط به آیندهنگاری شهر اصفهان را موردبررسی قرار دهیم. هدف این پژوهش که با عنوان «آیندهپژوهی راهبردی کلانشهر اصفهان» توسط فاطمه دانشور، دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری نوشته شده، آیندهپژوهی در برنامهریزی و مدیریتشهری با رویکرد شناخت چالشهای آینده در حوزه برنامهریزی شهری کلانشهر اصفهان و شناخت راهبردهای اجرایی بهمنظور کاهش چالشها بیان شده است.
چه چالشهایی بحرانهای آینده شهر اصفهان را تعیین میکنند؟
در این پژوهش با استفاده از روشهای آماری و پرسشنامه، 16 معضل که آینده شهر اصفهان را تحتتأثیر قرار میدهد، معرفی شده است: خشکسالی و کمبود منابع آبی، آلودگی هوا و ریزگردها، بحران زایندهرود، توسعه نامتناسب شهری، مهاجرت، افزایش جمعیت و تراکم نامتوازن جمعیت، آلودگیهای زیستمحیطی، الحاقات به شهر اصفهان، فرونشست، وجود صنایع آببر و آلودهکننده، معضلهای ترافیکی، حاشیهنشینی، بافت فرسوده، عدم مشارکت اجتماعی، تراکمفروشی شهرداری، عدم مدیریت یکپارچه و کارآمد شهری.
اما همه این 16 عامل، بهطور مستقیم اثرگذار نیستند؛ بخشی از آنها اثرگذار و بخشی دیگر اثرپذیر هستند یا به عبارت دیگر، بخشی از این عوامل، معلول علتی هستند و بخش دیگر این عوامل به خودی خود، علت معضل و آسیب محسوب میشوند.
دانشور با دستهبندی این عوامل به دو نوع اثرگذار و اثرپذیر معتقد است که چالش الحاقهای شهری، عدم کارآمدی و مدیریت یکپارچه، تراکمفروشی شهرداری، وجود صنایعآببر و آلودهکننده، توسعه نامتناسب شهری، افزایش جمعیت و تراکم نامتوازن جمعیت، عدم مشارکت اجتماعی، خشکسالی و کمبود منابع آبی و مهاجرت در دسته چالشهای علی قرار دارند و از چالشهای تأثیرگذار هستند؛ درنتیجه، حاشیهنشینی، بحران زایندهرود، بافت فرسوده، معضلهای ترافیکی، فرونشست، آلودگی هوا و ریزگردها و آلودگیهای زیستمحیطی در دسته معلولها و چالشهای اثرپذیر قرار دارند.
چالشهای اثرگذار و اثرپذیر
بر اساس محاسباتی که پژوهشگر در پژوهش خود انجامداده، مشخص شده است چالش عدم مدیریت یکپارچه و کارآمد شهری بیشترین میزان اثرگذاری را دارد و درنتیجه زمینهساز سایر چالشهاست؛ بنابراین اگر این چالش بهدرستی مدیریت و کنترل شود، کنترل سایر چالشها بهتر اتفاق خواهد افتاد.
چالشهای دیگری که در رتبه دوم و سوم اهمیت قرار دارد، الحاقها به شهر اصفهان و همچنین تراکمفروشی شهرداری اصفهان است. به عبارت دیگر، این سه عامل، مهمترین عواملی هستند که بر بحرانهای آینده شهر اصفهان اثرگذارند.
از طرف دیگر، آلودگیهای زیستمحیطی تأثیرپذیرترین عامل است؛ یعنی این چالش، مسئله اصلی در بحرانهای کلانشهر اصفهان محسوب میشود و باید توسط سایر عوامل حل شود؛ همچنین آلودگی هوا و ریزگردها بهعنوان عامل دوم و فرونشست بهعنوان عامل سوم، جزو عواملی هستند که با حل حداکثری سایر چالشها مرتفع خواهند شد.
با چه راهبردی اصفهان را مدیریت کنیم؟
اما راهبردهای اصلی برای حل این بحرانها چیست و چگونه بهدست میآید؟ به نظر نویسنده، اجماع مهمترین راهکاری است که از طریق آن، میتوان برای حل معضلها و چالشهای آینده کلانشهر اصفهان به راهبردهای اصلی رسید.
در ادامه، نویسنده مقاله به 15 راهبرد کلانی اشاره میکند که بر اساس آن، میتوان معضلهای کلانشهر اصفهان را مرتفع کرد؛ راهبردهایی که از طریق اجماع بین نظرهای متخصصان مختلف حاصل شده است. این راهبردها عبارتاند از:
ایجاد محدودیت برای صنایع آببر و آلودهکننده؛
تدوین و طراحی الگوی ساختوساز با توجه به هویت و ویژگیهای شهر اصفهان؛
ساماندهی و ارتقای بافتهای فرسوده؛
برنامهریزی و دیدگاه یکپارچه به مسائل شهری و استقرار مدیریت یکپارچه شهری؛
استقرار برنامه جامع حملونقل عمومی با توجه به نیاز شهر و گسترش حملونقل عمومی؛
برنامهریزی با مشارکت مردم (مردم برای مردم)؛
تهیه و تدوین طرحهای آمایش با رویکرد حفظ محیطزیست؛
لزوم ارزیابی پروژهها توسط شهروندان و کارشناسان؛
مشارکت بخش خصوصی در طرحهای شهری؛
توجه به الگوی رشد جمعیت در طرحهای شهری؛
رونق کسبوکار در روستاها و شهرهای کمجمعیت اطراف بهمنظور جلوگیری از مهاجرت؛
تهیه و تدوین طرح جامع شهری با رویکردهای نوین؛
تدوین برنامه راهبردی کلانشهر اصفهان با توجه به وضعیت موجود؛
حل مسائل اجتماعی و فرهنگی شهر و کاهش تضادهای اجتماعی و فرهنگی جامعه؛
مطالعه عوامل و پیامدهای مهاجرت و راهکارهای جلوگیری از مهاجرت به شهر اصفهان و ساماندهی مطالعه جمعیت سیار شهری.
مطابق روشی که پژوهشگر در پژوهش خود به کار برده، مشخص شد راهبردهایی که بیشترین اهمیت را از نظر متخصصان دارند، به ترتیب اهمیت عبارتاند از: برنامهریزی و دیدگاه یکپارچه در خصوص مسائل شهری و استقرار مدیریت یکپارچه شهری، تهیه و تدوین طرح جامع شهری با رویکردهای نوین، برنامهریزی با مشارکت مردم (مردم برای مردم)، توجه به الگوی رشد جمعیت در طرحهای شهری و مشارکت بخش خصوصی در طرحهای شهری.
تصویر راهبردی از آینده شهر اصفهان
بهطورکلی میتوان گفت که نویسنده در این مقاله به سه بحران اصلی شهر اصفهان اشاره کرده است که عبارتاند از: آلودگیهای زیستمحیطی، آلودگی هوا و ریزگردها و نهایتا فرونشست. سه علت اصلی برای این سه بحران وجود دارد: عدم مدیریت یکپارچه و کارآمد شهری، الحاقها به شهر اصفهان و تراکمفروشی شهرداری اصفهان.
به نظر دانشور بهعنوان نویسنده این مقاله، برای مرتفعکردن علتها و ازبینبردن چالشها باید راهبردهای زیر را اتخاذ کرد: برنامهریزی و دیدگاه یکپارچه به مسائل شهری و استقرار مدیریت یکپارچه شهری، تهیه و تدوین طرح جامع شهری با رویکردهای نوین، برنامهریزی با مشارکت مردم (مردم برای مردم)، توجه به الگوی رشد جمعیت در طرحهای شهری و مشارکت بخش خصوصی در طرحهای شهری.
دید کلنگر با کمتوجهی به فرهنگ و جامعه
بهطورکلی، نویسنده این مقاله دید جامع و کاملی درباره همه معضلهای شهری اتخاذ کرده و با دستگذاشتن روی عدم وجود مدیریت یکپارچه شهری بهعنوان چالش اصلی که زمینهساز باقی چالشهاست، مشخص کرده هرگامی در شهر برداشته شود، بدون حل این چالش، به ثمر نخواهد رسید.
پیچیدگی معضلهای شهر اصفهان، تودرتوبودن آنها و مشخصنبودن مرز بین هر حوزه چالشی، نشان از این دارد که نگاه جزیرهای و اختصاصی به هر معضل کارایی خود را از دست داده و گویای این واقعیت است که هر معضل از چند چالش در حوزه موضوعی گوناگون اثرپذیر است؛ بر همین اساس، مدیریت یک معضل یا بحران و حل آن نیز، نیازمند نگاهی کلنگر و غیرجزیرهای به بحران و داشتن دیدی راهبردی بوده که از ظرفیت و توانایی یک دستگاه یا نهاد اداری خارج است؛ بهعنوانمثال، نمیتوان به مشکلات زیستمحیطی فقط با دید زیستمحیطی نگاه کرد یا مشکل فرونشست را فقط در حد کمشدن ذخایر آب سفرههای زیرزمینی دانست؛ بلکه مجموعهعوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به این معضل دامن میزند و حل آن را در سایه حل مجموعهای از مسائل قرار میدهد. شایان ذکر است؛ این نوشته همچون سایر پژوهشهای حوزه شهرسازی و مدیریتشهری، مسائل فرهنگی و اجتماعی را جزو مسائلی با اولویت پایین قرار داده و در چالشهای اثرپذیر و اثرگذار، وزنی به اینگونه مسائل نداده است.



