تحقق مأموریت‌ صادراتی به اصفهان نیازمند اصلاح تصویر ایران و اصفهان در فضای مجازی چین است

امروزِ اصفهان را به چین نشان دهیم

سفر اخیر وزیر صنعت، معدن و تجارت به استان اصفهان و ابلاغ مأموریت‌های جدید صادراتی، بار دیگر تمرکز بر تقویت روابط تجاری و دیپلماتیک اصفهان با چین را افزایش داده است. این تلاش‌ها در حالی صورت می‌گیرد که تاریخچه تعاملات دو دو طرف، مبتنی بر همکاری‌های دیرینه، همواره بستری برای توسعه مبادلات بوده است. با این حال، فشارهای فزاینده بین‌المللی و چالش‌های لجستیکی در مسیرهای تجاری، ضرورت بازنگری در این روابط را برجسته کرده است.

تاریخ انتشار: ۰۸:۰۰ - دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
امروزِ اصفهان را به چین نشان دهیم

به گزارش اصفهان زیبا؛ سفر اخیر وزیر صنعت، معدن و تجارت به استان اصفهان و ابلاغ مأموریت‌های جدید صادراتی، بار دیگر تمرکز بر تقویت روابط تجاری و دیپلماتیک اصفهان با چین را افزایش داده است. این تلاش‌ها در حالی صورت می‌گیرد که تاریخچه تعاملات دو دو طرف، مبتنی بر همکاری‌های دیرینه، همواره بستری برای توسعه مبادلات بوده است. با این حال، فشارهای فزاینده بین‌المللی و چالش‌های لجستیکی در مسیرهای تجاری، ضرورت بازنگری در این روابط را برجسته کرده است. برای بررسی دقیق‌تر این موضوع، با امین خوش‌نواز، فعال حوزه تجارت با چین، به گفت‌وگو نشستیم تا مأموریت‌ها و چالش‌های پیش روی تجار، موانع موجود در مسیر تجارت با چین و راهکارهای عبور از این چالش‌ها را از نگاه یک فعال این حوزه بررسی کنیم.

با توجه به مأموریت‌های جدید وزیر صمت به اصفهان در حوزه صادرات، آیا اساسا ظرفیت لازم برای اجرای این مأموریت‌ها در بخش خصوصی وجود دارد؟

بله، بخش خصوصی و به‌ویژه بازرگانان اصفهانی نشان داده‌اند که ظرفیت بسیار خوبی برای ورود به بازارهای خارجی دارند. حتی در بسیاری از موارد، بخش خصوصی پیش از اینکه مأموریت رسمی از سوی دولت ابلاغ شود، مسیرهای صادراتی خود را پیدا کرده است. تاجر زمانی که یک بازار برایش توجیه اقتصادی داشته باشد، منتظر دستور نمی‌ماند. بازرگانان اصفهانی در سال‌های گذشته، حتی در شرایطی که محدودیت‌های مختلف وجود داشته، تلاش کرده‌اند مسیرهای جدیدی برای صادرات پیدا کنند. در بعضی مقاطع که مسیرهای دریایی با مشکل مواجه شده، فعالان اقتصادی به سمت حمل‌ونقل جاده‌ای و استفاده از کامیون رفته‌اند تا تجارت متوقف نشود.

 اگر بخش خصوصی تا این اندازه آماده است، مأموریت صادراتی دولت چه کمکی می‌تواند به بازرگانان بکند؟

مأموریت دولتی زمانی اثرگذار است که همراه با رفع موانع باشد. صرف اینکه به یک استان یا یک بخش اقتصادی گفته شود صادرات را افزایش دهید، به‌تنهایی اتفاق خاصی ایجاد نمی‌کند. دولت باید موانعی را که تاجر در مسیر صادرات با آنها مواجه می‌شود، برطرف کند. اگر این موانع برطرف شود، بخش خصوصی خودش انگیزه کافی برای صادرات دارد. بنابراین به جای اینکه مأموریت صادراتی را صرفا یک هدف کمی ببینیم، باید آن را یک بسته کامل ببینیم که در آن دستگاه‌های مختلف وظیفه داشته باشند مسیر صادرات را برای بخش خصوصی هموار کنند.

در حال حاضر کدام مانع را جدی‌تر می‌دانید؛ مشکلات داخل کشور یا دشواری ورود به بازارهای خارجی؟

هر دو وجود دارد، اما در بسیاری از موارد مشکل اصلی این است که ما بازار هدف را به اندازه کافی نمی‌شناسیم. برای مثال وقتی درباره چین صحبت می‌کنیم، باید بدانیم با یک بازار بسیار بزرگ و کاملا متفاوت مواجه هستیم. چین فقط یک کشور مصرف‌کننده نیست؛ یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های تولید، صادرات و تأمین کالا در جهان است. اگر قرار است کالایی از اصفهان یا دیگر شهرهای ایران به چین صادر شود، نمی‌توانیم همان محصولی را که برای بازار داخلی تولید کرده‌ایم، بدون شناخت بازار هدف به چین بفرستیم و انتظار موفقیت داشته باشیم. باید بدانیم مصرف‌کننده چینی چه می‌خواهد، چه استانداردهایی دارد، چه نوع بسته‌بندی را می‌پسندد و از چه مسیری باید به او دسترسی پیدا کنیم.

نمونه مشخصی از این فاصله بین ظرفیت تولید و امکان صادرات وجود دارد؟

در حوزه محصولات پروتئینی می‌توان به پای مرغ اشاره کرد. محصولی که ممکن است در ایران ارزش اقتصادی بالایی نداشته باشد و حتی در مواردی دورریز شود، در بازار چین تقاضای قابل توجهی دارد. اما برای صادرات چنین محصولی، فقط وجود تقاضا کافی نیست. چین در حوزه سلامت و استانداردهای غذایی الزامات مشخصی دارد. در مقطعی، مسیرهایی که برخی تجار از طریق آنها این کالا را به بازار چین می‌رساندند، از جمله مسیر ویتنام، با مشکل مواجه شد. اینجا باید دستگاه‌های دولتی وارد عمل شوند؛ یعنی اگر بازار چین استاندارد خاصی برای یک محصول تعیین کرده، ما باید آن استاندارد را به تولیدکننده و صادرکننده آموزش دهیم، زیرساخت لازم برای کنترل کیفیت ایجاد کنیم و امکان تأیید محصول را فراهم کنیم. این دقیقا همان نقطه‌ای است که مأموریت صادراتی دولت می‌تواند خودش را نشان دهد.

اصفهان بیش از ۳۰ سال است که با شیان رابطه خواهرخواندگی دارد. حال چرا باتوجه به تأکیدات فراوان در ارتباط ایران با چین، رابطه اصفهان و شیان هنوز به یک ارتباط اقتصادی پررنگ تبدیل نشده است و اصفهان از این بستر خواهر‌خواندگی برای تحقق اهداف اقتصادی استفاده نمی‌کند؟

به نظر من در ابتدای شکل‌گیری این رابطه، اشتراکات تاریخی و فرهنگی بیش از ظرفیت‌های اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است. اصفهان و شیان هر دو شهرهای تاریخی هستند و همین شباهت، زمینه شکل‌گیری خواهرخواندگی را فراهم کرده است. اما خواهرخواندگی اگر قرار باشد دستاورد واقعی داشته باشد، نباید فقط به اشتراکات فرهنگی محدود شود. باید از ابتدا مشخص شود این رابطه قرار است در حوزه تجارت، گردشگری، صنایع‌دستی، سرمایه‌گذاری، فناوری یا همکاری‌های شهری چه دستاوردی داشته باشد. البته به هیچ عنوان نمی‌توان گفت رابطه با شیان اشتباه بوده است. امروز این رابطه یک سرمایه و یک نقطه شروع است و می‌توان از آن برای ورود گسترده‌تر اصفهان به شبکه اقتصادی چین استفاده کرد.

با توجه به اینکه هدف، توسعه تجارت و گردشگری است، آیا تصویری که امروز از ایران در جامعه چین وجود دارد، با واقعیت ایران همخوان است؟

یکی از ضعف‌های جدی ما همین‌جاست. در رسانه‌های دولتی چین تقریبا هر شب نام ایران مطرح می‌شود، اما در بسیاری از موارد همان تصاویر آرشیوی و تکراری از ایران نمایش داده می‌شود؛ تصاویری که عمدتا مربوط به شرایط جنگ، درگیری یا موضوعات سیاسی است. این در حالی است که هم ایران در چین خبرنگار دارد و هم رسانه‌های چینی در ایران حضور دارند. بنابراین انتظار می‌رود تصویری که از ایران به مخاطب چینی ارائه می‌شود، به‌روزتر و واقعی‌تر باشد. وقتی چند ماه از توقف جنگ گذشته، اما همچنان تصویری که ممکن است در ذهن بخشی از مخاطبان چینی باقی مانده باشد این است که ایران کشوری است که دائما زیر بمب و موشک قرار دارد، طبیعی است که چنین تصویری روی تصمیم یک گردشگر یا حتی یک فعال اقتصادی برای سفر و سرمایه‌گذاری اثر بگذارد. ما باید برای اصلاح این تصویر اقدام کنیم.

چرا اصلاح این تصویر را تا این اندازه مهم می‌دانید؟

چون نگاه مردم چین به مردم ایران در مجموع نگاه مثبتی است و ما نباید اجازه بدهیم تصویر نادرست یا ناقصی از ایران، جای واقعیت را بگیرد. وقتی یک چینی ایران را فقط از قاب اخبار جنگ و تصاویر آرشیوی بشناسد، طبیعتانمی‌تواند ایران امروز را ببیند؛ ایرانِ شهرهای فعال، بازارها، صنایع، دانشگاه‌ها، جاذبه‌های گردشگری، صنایع‌دستی و مردمی که زندگی عادی خودشان را دارند. ما باید این تصویر واقعی را به مردم چین نشان دهیم. اگر می‌خواهیم گردشگر چینی جذب کنیم یا بازرگان چینی را برای همکاری با ایران ترغیب کنیم، ابتدا باید به او نشان دهیم ایران امروز چه کشوری است. این کار فقط وظیفه یک دستگاه نیست. رسانه‌ها، وزارت صمت، وزارت میراث فرهنگی، مدیریت شهری، اتاق بازرگانی و بخش خصوصی همگی می‌توانند در این زمینه نقش داشته باشند.

یکی از موانع مهمی که کمتر درباره آن صحبت می‌شود، فضای مجازی چین است. این موضوع چه اثری بر تجارت و معرفی اصفهان دارد؟

فضای مجازی چین با فضای مجازی بسیاری از کشورهای دنیا متفاوت است. بسیاری از پلتفرم‌هایی که در ایران و سایر کشورها ابزار اصلی تبلیغات و ارتباط هستند، در چین قابل استفاده نیستند. بنابراین اگر ما در اینستاگرام، یوتیوب یا سایر شبکه‌های رایج جهانی درباره اصفهان محتوا تولید کنیم، الزاما به دست مخاطب چینی نمی‌رسد. این یعنی ما در تبلیغات و معرفی ظرفیت‌های اقتصادی و گردشگری خودمان عملا با یک دیوار ارتباطی مواجه هستیم.

برای عبور از این دیوار چه باید کرد؟

باید در فضای رسانه‌ای و دیجیتال خود چین حضور داشته باشیم.ما باید محتوای چینی تولید کنیم، در پلتفرم‌هایی که مردم چین استفاده می‌کنند حضور داشته باشیم و اطلاعات مربوط به اصفهان، محصولات، گردشگری و فرصت‌های سرمایه‌گذاری را در اختیار مخاطب چینی قرار دهیم. در همین راستا ما سایتی با عنوان «ایران دایرکتوری» تهیه کرده‌ایم که به زبان انگلیسی و چینی فعالیت می‌کند و هدف آن پر کردن بخشی از این خلأ است. این نوع فعالیت‌ها باید در سطح مدیریت شهری و دستگاه‌های اقتصادی نیز جدی گرفته شود. اگر می‌خواهیم کالا یا گردشگر چینی جذب کنیم، ابتدا باید خودمان را به او معرفی کنیم.

اگر قرار باشد مأموریت صادراتی وزیر صمت را از یک دستور کلی به یک برنامه عملی تبدیل کنیم، مهم‌ترین اقداماتی که باید در اصفهان انجام شود چیست؟

چند اقدام باید هم‌زمان انجام شود: اول، شناخت دقیق بازار هدف است. نمی‌توان بدون شناخت چین برای این کشور برنامه صادراتی تدوین کرد. دوم، رفع موانع صادراتی است؛ از گمرک و استاندارد گرفته تا حمل‌ونقل، نقل‌وانتقال پول و بازگشت ارز. سوم، تطبیق محصول با بازار چین است. تولیدکننده باید بداند برای چه مشتری‌ای تولید می‌کند. چهارم، تقویت دیپلماسی اقتصادی و رسانه‌ای است. ما باید در چین دیده شویم و ظرفیت‌های اصفهان را به شکل حرفه‌ای معرفی کنیم. و پنجم، فعال کردن ظرفیت خواهرخواندگی اصفهان و شیان است؛ اما نه با چند برنامه تشریفاتی، بلکه با پروژه‌های مشخص اقتصادی، گردشگری، تجاری و نمایشگاهی. در نهایت اگر دولت مأموریت صادراتی تعیین می‌کند، باید دستگاه‌های مختلف نیز در کنار بخش خصوصی قرار بگیرند. بخش خصوصی مسیر را بلد است و انگیزه حرکت دارد؛ چیزی که نیاز دارد، این است که موانع از سر راهش برداشته شود.