به گزارش اصفهان زیبا؛ آفتاب هنوز سر نزده که جلوی درِ آهنی مدرسه میایستد. ذکری زیر لب میگوید و با همان لباس همیشگیِ کار، مشغول آبوجارو کردن میشود تا پاکیزگی که نشانه ایمان است، از بدو ورود به مدرسه آغاز شود و دانشآموزان با روحیهای شادابتر وارد کلاس شوند. با لبخند و آرامش منتظر میماند تا آخرین دانشآموزی هم که دیرش شده برسد؛ سپس درِ مدرسه را میبندد و به کارهای دیگرش میرسد. برای دانشآموزان، او «بابای مدرسه» است؛ کسی که توپهای افتاده روی پشتبام مدرسه را پایین میاندازد، زنگهای تفریح همه جا حضور دارد؛ مبادا خاطری مکدر شود و تا آخرین لحظه کنار دانشآموزی که والدینش دیر کردهاند میماند و با مهربانی به او دلداری میدهد. پشت لبخند مهربان او اما مردی است که شبهنگام با هزاران فکر و خیال سر بر بالین میگذارد و سفره کوچک و مخارج زندگی، خواب را از چشمانش میرباید. دستهایش پر از ترک است، شویندههای مختلف پوستش را آزرده و پاهایش بعد از سالها خدمت در مدرسه، توان گذشته را ندارد.
شرححال نیروهای خدماتی و سرایداران مدرسه، داستانی پرآبچشم است؛ وقتی یکی از آنها در پیامی به ما مینویسد: «آیا با این همه سال خدمت در مدرسه ما نباید دیده شویم؟ مگر مشکلات موجود در آموزشوپرورش فقط مخصوص معلمان است؟ لطفا درد ما را هم به گوش مسئولان برسانید. قبل از اینکه بهصورت رسمی کد پرسنلی بگیرم، با وجود انجام کارهای تأسیساتی در ادارهکل آموزشوپرورش، چندین سال خودم حق بیمهام را پرداخت میکردم. از سال ۱۳۹۱ که دارای کد شدیم، قول دادند که بعد از سه سال تبدیل وضعیت میشویم؛ ولی همچنان با ۲۲ سال سابقه خدمت، تبدیل وضعیتی اتفاق نیفتاده است.»
فیروزمندی که بر اثر تصادف هنگام انجام کار دچار مشکلات جدی سلامتی شده، میگوید علاوه بر اینکه حقوقش کفاف خرجومخارج زندگی را نمیدهد، وضعیت جسمانیاش باعث شده دیگر مثل سابق نتواند کار کند. مدرسه محل خدمتش ۸۰۰ دانشآموز دارد که نیازمند سه نیروی خدماتی است؛ اما فقط یک نیروی کمکی یک روز در میان به کمکش میآید و باقی امور بهعهده خود اوست که این مسئله توانش را تحلیل برده.
از دیگر مشکلاتی که این بابای مدرسه به آن اشاره میکند، حق بیمه، پایه سنواتی و اضافهکاری است که به آنها تعلق نمیگیرد: «حقوق ما با این همه سابقه کار با یک فرد تازهوارد تفاوتی ندارد. سال به سال نیروی کار کمتر میشود و حجم کار بیشتر. طبق قانون، مدرسه ما سه نیروی انسانی خدماتی کسری دارد که بار آن بر دوش من است. از همه مهمتر، پایه حقوق در فیش حقوقی خیلی کم است که این مسئله برای بازنشستگی ما معضلی جدی است.»
نانمان توی روغن است؟
«مردم فکر میکنند در خانه رایگان داریم زندگی میکنیم و نانمان توی روغن است!» این جمله یکی دیگر از نیروهای خدماتی است که نامش را نمیگوید.او با سابقه بیستساله خدمت به مردم، از برخی نگاهها گلایه دارد و میگوید: «مردم نمیدانند زندگی در یک خانه کوچکِ گوشه حیاط یعنی چه! ما نه تعطیلی داریم و نه پنجشنبه و جمعه. تابستان و زمستان باید نگهبان مدرسه باشیم. حتی برای رفتن به سفر یا مراسم ختم اقواممان باید کلی خواهش و تمنا کنیم یا از جیب خودمان هزینه کنیم تا کسی جایمان بیاید. عملا ۲۴ساعته در خدمت مدرسهایم اما هیچ اضافهکاری نداریم.»
از دیگر مشکلات این قشر زحمتکش، عدم تغییر رسته شغلی است. عدهای از نیروهای خدماتی ادامه تحصیل دادهاند؛ به این امید که شغلشان تغییر کند و وارد کادر آموزشی یا اداری شوند؛ اما به دلیل کمبود نیرو این مسئله اتفاق نیفتاده و باعث سرخوردگی این افراد شده است.
دلنوشته همیاران مدارس در یکی از کانالهای پیامرسان که مربوط به همیاران مدارس است، این متن نوشته شده که گویای حال حدود چهارهزار نیرویی است که عضو آن هستند:«در بین همه این پستها و عناوین [عناوین شغلی در آموزشوپرورش]، یک قشر خدوم و زحمتکش وجود دارد که نه دیده میشوند و نه صدای این عزیزان که صادقانه و دلسوزانه خدمت میکنند، شنیده میشود. این عزیزان همان نیروهای خدماتی، مدرسهیاران یا سرایداران و خدمتگزاران مدارس هستند که شبانهروز بدون هیچگونه چشمداشتی برای سربلندی و افتخار کشور، به آیندهسازان و معلمان گرامی در مدارس خدمت میکنند. این عزیزان زحمتکش با اینکه دیده نمیشوند؛ اما بار تمامی مسئولیتهای مدارس را بر دوش میکشند. اینان جوانی، غرور، عزتنفس و سلامتی خود را فدا کردند تا سربلندی و افتخار را نصیب کشور و آیندهسازان کنند؛ ولی متأسفانه مسئولان وزارت آموزشوپرورش با کملطفی و بیتوجهی خود، این عزیزان را به حال خود رها کرده و نادیده میگیرند و حتی حاضر نیستند بهدرستی حقوق و مزایایی که قانونگذار برای آنها تعیین و تصویب کرده، پرداخت کنند. کمبود نیروی انسانی در این بخش باعث شده بار مسئولیت جبران آن را هم بدون اینکه هیچگونه مزایایی در ارتباط با انجام کار در مدارسی غیر از مدرسه هدف (که ابلاغ شروع به کار برای آنها صادر شده) پرداخت نمایند؛ و در بسیاری از شهرستانها، مناطق و نواحی، بهاجبار این عزیزان را با تهدید وادار به انجام کار در چندین مدرسه میکنند. سرایداران و خدمتگزاران مدارس هم استخدامشده وزارتخانه آموزشوپرورش هستند و انتظاری جز اجرای عدالت و دیدهشدن ندارند. این عزیزان دلسوز و زحمتکش انتظار دارند شأن و کرامت انسانی آنها نیز مانند دیگران حفظ شود. سرایداران و خدمتگزاران مدارس هم خانواده، زن و بچه دارند و دغدغهمند آیندهاند و از وزیر محترم آموزشوپرورش بهعنوان متولی امر انتظار دارند همچنان که این عزیزان کمبود نیروی انسانی در این بخش را با انجام کار خارج از توان و ابلاغ کاری در مدارس بر عهده گرفتهاند، ایشان نیز زحمات آنها را با پرداخت مزایای مربوط جبران کند و باعث ایجاد انگیزه
جهت ادامه کار شوند.» مطالبات نیروها بحق است در این زمینه جلال سلمانی، مدیر اطلاعرسانی و روابطعمومی ادارهکل آموزشوپرورش استان اصفهان در گفتوگو با «اصفهانزیبا» توضیحاتی را ارائه میدهد.
او در خصوص گلایه نیروهای خدماتی از تفاوت حقوق و مزایایشان با خدمات مشابه در سایر بخشها و ارگانها میگوید: «مطالبات این عزیزان کاملا بحق و نیازمند نگاه ویژه از سوی حاکمیت است. سرایداری و خدمات در مدرسهای با چهارصدپانصد دانشآموز، کار بسیار سنگینی است؛ اما مسئله تأمین حقوق و افزایش ردیفهای مزدی مستقیما به تأمین اعتبار و مجوزهای سازمان برنامه و بودجه مربوط میشود. با این وجود، سال گذشته با دستور و پیگیری شخص وزیر ، اقدامی جدی انجام شد و حقوق سرایداران ترمیم پیدا کرد؛ یعنی حدود هفت میلیون تومان به دریافتی این عزیزان به اضافه سه آیتم دیگر اضافه شد؛ بهطوری که در حال حاضر دریافتی یک سرایدار به حدود ۲۱ تا ۲۲ میلیون تومان رسیده است که از حقوق اولیه یک معلم در برخی موارد بیشتر است؛ بنابراین نگاه مدیریت آموزشوپرورش نسبت به این قشر مثبت بوده و تا جایی که مقدورات بودجهای اجازه داده، پیگیری شده است.»
جاماندن افزایش دستمزد از تورم
سلمانی در پاسخ به اینکه بهنظر میرسد این تغییرات با توجه به تورم موجود نتوانسته رضایت ایجاد کند، میافزاید: «واقعیت این است که با تورم فعلی جامعه، هزینههای زندگی سرسامآور است. امسال سهم آموزشوپرورش از بودجه عمومی کشور حدود ۹ درصد بوده که برای رسیدن به وضعیت ایدئالتر، این میزان باید به حدود ۱۸ درصد برسد. متأسفانه ما هیچوقت به این عدد نرسیدهایم. گرچه زمانی این سهم تا حدود ۱۲ رسید؛ اما تورم باعث شد که این پیشرفت هم از بین برود. با وجود اینکه بالاترین سهم در میان دستگاهها به آموزشوپرورش تعلق داشته؛ اما شما باید حجم جامعه هدف را هم ببینید. فقط در استان اصفهان حدود ۶۰ هزار معلم شاغل و ۱۱۰ هزار معلم بازنشسته داریم. وقتی جامعه آماری تا این حد گسترده است، تقسیم اعتبارات، کار را دشوار میکند. با این حالاین موضوع نیاز به ورود ویژه دارد و باید برای این مسئله چارهای اندیشید تا نظام آموزشی شادابتری داشته باشیم.»
کمبود نیرو داریم
مدیر روابط عمومی آموزش و پرورش استان اصفهان ادامه میدهد: «متأسفانه بحران اصلی ما اکنون کمبود شدید نیروی خدماتی است. تقریبا نیمی از مدارس استان اصفهان سرایدار یا نیروی خدماتی ندارند! ما قبلا حدود دوهزار و ۶۰۰ نیروی خدماتی در استان داشتیم که طی سالهای اخیر بخش عمدهای از آنها بازنشسته شدند و مجوز جایگزینی متناسب صادر نشد. در حال حاضر کسری ما بیش از دوهزار نفر است. در آزمون استخدامی اخیر هم سهمیه بسیار محدودی (حدود ۱۰۰ نفر) به استان داده شد که اصلاً پاسخگوی این حجم از کمبود در مدارسی با جمعیتهای ۳۰۰ تا ۷۰۰ دانشآموز نیست.»
این مسئول در خصوص تغییر رسته نیروهای خدماتی با وجود ادامه تحصیل آنها تصریح میکند: «ما با پیشرفت، ادامه تحصیل و ارتقای همکارانمان مخالفتی نداریم و به آن احترام میگذاریم؛ اما موضوع اینجاست که استخدام این افراد از ابتدا برای رسته خدماتی بوده و اگر اجازه تغییر رسته به آنها داده شود، مدارس بهکلی از نیرو خالی میشوند. وقتی ما با کسری بیش از دوهزار نفری روبهرو هستیم و سهمیه جذب جدید هم در حد ۱۰۰ نفر است. چگونه میتوانیم نیروهای خدماتی موجود را به کادر دفتری یا آموزشی منتقل کنیم؛ در حالی که جایگزینی برای نظافت، نگهداری و حراست مدرسه نداریم؟ بههمین دلیل از نظر ضوابط اداری، اعمال مدرک و تغییر رسته با محدودیتهای قانونی روبهرو است.»
به گفته سلمانی، شرح وظایف هر فرد در آموزشوپرورش مشخص است. او درباره فعالیت خارج از شرح وظایف این نیروها میگوید: «بهواسطه شرایطی که در کشور ما وجود دارد، با کمبودها و کسریهایی روبهرو هستیم. این بزرگواران همیشه، همانطور که این کلمه را بارها شنیدهاید، “بابای مدرسه” بودهاند. از قدیمالایام با بزرگواری نقش پدری را در مدرسه ایفا کردهاند و حتی اگر مسئلهای پیش آمده، فراتر از وظایف رسمیشان عمل کردهاند. این عزیزان اگر نباشند، کار مدرسه لنگ میماند و ما قدردان زحماتشان هستیم. ما معتقدیم سرایدار و نیروی خدماتی، فقط یک نیروی اجرایی و نظافتی صرف نیست؛ بلکه یک عنصر تربیتی در مدرسه است. خیلی از بچهها ارتباط صمیمانهای با بابای مدرسه دارند. تکریم این افراد جزو وظایف اخلاقی و سازمانی ماست. علاوه بر این، ما باید به سمت اصلاح فرهنگ عمومی در مدارس برویم؛ نباید همه بار نظافت و نگهداری مدرسه فقط روی دوش یک نفر باشد. تلاش ما این است که فرهنگ مسئولیتپذیری در دانشآموزان تقویت شود تا خود بچهها مراقب نظافت محیط درس و کلاس خود باشند؛ نه اینکه مدرسه رها شود و فشار مضاعفی به سرایدار بیاید. با این حال باز هم تأکید میکنم که این مسئله نیاز به نگاه ویژه دولت دارد؛ همانطور پیام مقام معظم رهبری در آغاز سال تحصیلی برایمان بسیار دلگرمکننده بود.»
مشکلات خانههای سرایداری
در مدارسی که سوئیت یا خانه سرایداری تعبیه شده، هدف اصلی هم حراست و نگهبانی شبانهروزی از مدرسه و تجهیزات بوده و هم اینکه کمکی به سرایدار برای تأمین مسکن (بهویژه با هزینههای سنگین اجارهبها) شود. این مسئول این درباره بیان میکند: «البته میپذیریم که وضعیت این خانهها در همه مدارس یکدست نیست. در مدارسی که نوساز هستند یا بازسازی شدهاند، شرایط قابلقبول و مناسب است؛اما در مدارس قدیمیساز متأسفانه با فرسودگی فضا و کمبود امکانات روبهرو هستیم. تلاش بر این است که با همکاری ادارهکل نوسازی و کمک خیران و توسط مدیران از طریق سرانه مدارس، بهسازی و تعمیر این فضاها در دستور کار قرار گیرد تا محیطی آبرومند و ایمن برای زندگی خانوادههای این عزیزان
فراهم باشد.» سلمانی در زمینه بهداشت و سلامت این نیروها نیز میگوید: «نیروهای خدماتی در بدو ورود دورههای آموزشی مربوط به اصول ایمنی، کار با مواد شوینده استاندارد و پروتکلهای بهداشتی را طی میکنند. علاوه بر این، سالانه دورههای ضمنخدمت با همکاری مراکز بهداشت و اداره سلامت آموزشوپرورش برگزار میشود تا از بروز خطرات شغلی و آسیبهای احتمالی پیشگیری شود. البته سلامت همکار در هر ردهای که باشد اولویت اول ماست.»
بحث مرخصی و جایگزینشدن نیروها از دیگر مواردی است که درخصوص آن تأکید میکند: «روال کاملا مشخص و قانونی است. اگر خدایناکرده مشکلی برای هر کدام از همکاران پیش بیاید، موضوع در کمیسیون پزشکی بررسی میشود و در صورت تأیید مدارک، برای ایشان مرخصی استعلاجی لحاظ میشود تا بهبودی کامل حاصل شود. در خصوص کمبود نیرو نیز تدابیر منطقهای صورت میگیرد؛ در صورتی که امکان حضور نیرو نباشد، نهایتا دو تا سه روز تمهیدات لازم برای تأمین یا جایگزینی موقت اندیشیده میشود تا امور بهصورت حداقلی انجام شود و کار مدرسه روی زمین نماند.»



