به گزارش اصفهان زیبا؛ «جامعه زینب(س)» مجموعه فرهنگی نامآشنای اصفهان است که از ابتدای دهه ۷۰ تاکنون، با محوریت تربیت جوانان، بهویژه نوجوانان، فعالیت میکند. این مجموعه بانوانه، مانند دیگر مراکز فرهنگی، اهداف خود را از طریق تشکیل گروههای سنی مختلف دنبال میکند.
بااینحال، فعالیتهای جامعه زینب(س) در چند ماه اخیر، مانند دیگر مجموعههای فرهنگی شهر، تغییراتی داشته است؛ چراکه اکنون خیابان موضوعیت پیدا کرده است.
هفته گذشته، به مناسبت میلاد باسعادت حضرت زینب(س)، جشنهایی در موکبهای مختلف شهر برگزار شد. در برخی نقاط، متولیان موکبها برگزارکننده مراسم بودند و در برخی دیگر، مجموعههای فرهنگی همچون «جامعه زینب(س)» این برنامهها را به ثمر رساندند.
در گفتوگو با فاطمه سهرابی، مدیر این مجموعه، درباره نسبت تازه فعالیتهای جامعه زینب(س) با خیابان صحبت کردیم.
فعالیتهای جامعه زینب(س) پیش و پس از جنگ چه تفاوتی داشته است؟ پیش از جنگ، بیشتر بر فعالیتهای درونگروهی تمرکز داشتید یا در سطح شهر هم برنامه برگزار میکردید؟
قبلاً بخش مهمی از کار ما به کادرسازی و پرورش نیروهای فعال اختصاص داشت. جلسات قرآن و نهجالبلاغه، تحلیل اخبار، معرفی و بررسی کتاب و دورههای آموزشی برگزار میکردیم.
بااینحال، این روند با شیوع کرونا تغییر کرد و بهمرور حضور میدانی ما بیشتر شد. برای مثال، بعضی جشنها را به بیمارستانها بردیم. در دوره حوادث سال ۱۴۰۱ هم در مدارس برنامههایی اجرا کردیم.
با شروع جنگ، چه تغییری در فعالیتهای جامعه زینب ایجاد شد؟
حدود یکی دو هفته پس از شروع جنگ، ستاد مقاومت را تشکیل دادیم و چند محور کاری مشخص کردیم. یکی از مهمترین محورهای ما تبیین بود. احساس کردیم هم اعضای مجموعه و هم مخاطبان بیرونی به شناخت بیشتر و پاسخ به پرسشهایشان نیاز دارند.
برای این کار، گروهی را مسئول تولید محتوا کردیم. اعضای این گروه درباره اسرائیل، شناخت یهودیت، نسبت آن با اسلام و تحولات غزه و فلسطین محتوا تهیه میکردند. تلاش داشتیم مسائل را توضیح دهیم و به پرسشها و شبهات پاسخ بدهیم.
این محتواها را چگونه ارائه کردید؟
در کنار تولید محتوا، بروشورهایی آماده و توزیع کردیم. همچنین در چهارباغ و محدوده میدان انقلاب، میز خدمت برپا کردیم. چند شب در این مکانها حضور داشتیم و با مردم صحبت میکردیم.
در همین حین، تلاش میکردیم برنامههایی هم برای کودکان داشته باشیم تا مادرانشان فرصت بیشتری برای حضور و گفتوگو پیدا کنند. برای مادران نیز محتوا و ابزارهای رسانهای در نظر گرفتیم تا بتوانند در خانه درباره موضوعات روز با فرزندانشان صحبت کنند.
معرفی محصولات و بررسی ارتباط برخی کالاها با رژیم صهیونیستی هم در برنامههای ما قرار داشت.
برای کمکرسانی هم برنامهای داشتید؟
بله، از همان ابتدا در زمینه امداد و کمکرسانی فعالیت کردیم. اعضا در دورههای هلالاحمر و کمکهای اولیه شرکت کردند تا در صورت نیاز، آمادگی بیشتری داشته باشند.
همچنین کمکهای نقدی و غیرنقدی جمعآوری کردیم. بعضی از اعضای مجموعه طلا و زیورآلات خود را اهدا کردند. بخشی از این کمکها را شخصاً به مجموعه ایران همدل تحویل دادیم و بخشی دیگر را از مسیرهای دیگر به مقصد رساندیم.
با همین نگاه، طرح «آشپزخانه مقاومت» را هم اجرا کردیم و برای نیروهای بسیجی شهر غذا تهیه کردیم.
با توجه به اینکه سالهاست هدف این مجموعه تربیت دختران و بانوان شهر بوده، آیا به این فکر کردید که بانوان مجموعه در موکبها بهعنوان سخنران حضور پیدا کنند و محتواهای تولیدشده را ارائه دهند؟
این نگاه را در جشن میلاد حضرت زینب(س) دنبال کردیم. با توجه به فضای سوگواری و مطالبه خونخواهی در جامعه، برگزاری جشن به شکل معمول برایمان مناسب نبود.
به همین دلیل، تصمیم گرفتیم بهجای محدودکردن برنامه به یک مراسم ثابت، در میدانهایی حضور پیدا کنیم که مردم هر شب در آنها جمع میشدند.
میخواستیم این مناسبت را به فرصتی برای معرفت و بصیرت تبدیل کنیم. در همین راستا، با مبنا قراردادن بیانیه گام دوم انقلاب، محتوایی درباره سبک زندگی و سیره حضرت زینب(س) از نگاه رهبر شهید تولید کردیم.
محتوا را بر اساس پنج ویژگی حضرت زینب(س) تنظیم کردیم و تلاش داشتیم نسبت این ویژگیها را با مسئولیت اجتماعی و شرایط امروز نشان بدهیم.
همانطور که حضرت زینب(س) پس از واقعه عاشورا مسئولیت سنگینی بر عهده گرفت و رسالت خود را ادامه داد، ما هم میخواستیم بخشی از این الگو را برای مخاطبان توضیح دهیم و ویژگیهای شخصیتی و اجتماعی ایشان را متناسب با شرایط امروز بازگو کنیم.
این برنامهها در چه مکانهایی و طی چند روز برگزار شد؟
در دو هفته گذشته، یعنی پیش و پس از میلاد حضرت زینب(س)، در بیش از ۲۰ میدان و موکب برنامه داشتیم. در این مکانها، سخنرانیهای کوتاه ۱۵ تا ۲۰ دقیقهای برگزار شد.
در کنار سخنرانان، گروههای دانشآموزی نیز فعالیت میکردند و برای کودکان و نوجوانان برنامه داشتند. این فعالیتها شامل بازی، گفتوگو، شعرخوانی و برنامههای گروهی دختران بود.
برداشتتان از این تجربه چه بود؟
همانطور که میدانید، در این هفت ماه، زنان زیادی در تجمعها و میدانها حضور داشتند؛ اما کمتر پیش میآمد که یک زن در جایگاه سخنران قرار بگیرد.
بعضی از مخاطبان به ما میگفتند که تا آن زمان سخنرانی یک خانم را در چنین فضایی ندیدهاند. همین موضوع نشان میداد که این حضور میتواند تجربه تازهای برای مردم باشد.
ما میخواستیم بانوان و دختران جوان احساس کنند که آنها هم میتوانند در عرصه عمومی نقش داشته باشند. به همین دلیل، در کنار سخنرانیها، از ظرفیت دختران نوجوان برای شعرخوانی و اجرای برنامه استفاده کردیم.
در این چند روز، بانوان در بخشهای مختلف برنامه حضور داشتند؛ از آمادهسازی محتوا و هماهنگی گرفته تا اجرای فعالیتهای میدانی.
چه تعداد از اعضای مجموعه بهصورت مستقیم در این فعالیتهای میدانی مشارکت داشتند؟
اگر بخواهم تقریبی بگویم، حدود ۴۰ تا ۵۰ نفر در بخش میدانی فعالیت داشتند. البته همه اعضا در میدان حضور پیدا نمیکردند؛ عدهای نیز پشت صحنه کارها را پیش میبردند.
هر گروه متناسب با توان و امکانات خود، بخشی از برنامهریزی و اجرا را بر عهده داشت.
آیا بر اساس این تجربه، برای گسترش حضور بانوان در برنامههای عمومی هم برنامهای دارید؟ بههرحال، همانطور که گفتید، اکنون میدانداران اصلی خیابان بانوان هستند.
ما برای گسترش این حضور، طرح جداگانهای نداشتیم؛ اما فکر میکنم وقتی بانوان در میدان حضور پیدا میکنند و مردم سخنرانی آنها را میشنوند، این تجربه میتواند دیگران را هم به مشارکت تشویق کند.
مهم است که زنان و دختران ببینند میتوانند در کنار سایر فعالیتهای اجتماعی، در گفتوگو و تبیین مسائل هم نقش داشته باشند.
از طرف دیگر، محتوایی که برای این برنامهها آماده کردهایم، میتواند در اختیار گروهها و موکبهای دیگر هم قرار بگیرد.



