زیست شبانه طی 50 یا 60 سال اخیر (یعنی از سال 1960 به بعد) سرفصل تازهای در حوزه اداره شهرها ایجاد کرد و مدیران و ادارهکنندگان شهرها را به طرح ایدهها و برنامههای تازهای بهمنظور تعریف حیاتی نو برای شهرها در ساعتهای شبانه کشاند. بهزعم بسیاری از کارشناسان حوزه شهری، پدیده زیست شبانه در شهر قادر است درزمینه بهبود وضعیت معیشتی مردم و رونق اقتصاد شهری، توسعه جایگاه شهر و هویت آن در اذهان شهروندان، گسترش بازه زمانی اوقات فراغت و تفریحهای گروهی و دستهجمعی در شهر، توسعه گردشگری، افزایش شادی و نشاط اجتماعی و مواردی ازایندست مؤثر باشد. اصفهان نیز بهعنوان شهری تاریخی با برخورداری از ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی فراوان که هرکدام میتوانند سوژه رویدادهای جذابی برای شبهای شهر باشند، میتواند درزمینه ایجاد و رونق زیست شبانه در شهر حرفهای بسیاری برای گفتن داشته باشد. چه مسافرانی که حتی برای چند ساعت عازم اصفهان میشوند و میخواهند در همان مدت اندک، خاطره دلچسبی از اصفهان را در ذهنشان ثبت کنند و چه شهروندانی که تمایل دارند بعد از فراغت از کار و فعالیتهای روزانه، اوقات فراغتشان را در شبهای شهر بگذرانند، هر دو خواستار این هستند که شبهای اصفهان شبهایی خاموش و مُرده نباشند. بارزترین مصداق این موضوع هم شبهای ماه مبارک رمضان است که ایجاد تغییراتی اندک در ساعتهای خوابوبیداری مردم، صورت تازهای به شب میبخشد و آن را از خاموشی و سکوت خارج میکند. در آن ایام گویی شهر شبانهروز بیدار است و خیال خوابیدن ندارد.
شرایط اقلیمی اصفهان برای زیست شبانه مناسب است
اما زیست شبانه در شهرها نیازمند برنامهریزی مدون و حساب شده است؛ چرا که تصور غالب بسیاری از ما از شب، با ناامنی همراه است و روندی لازم است تا این تصویر را بهبود بخشد. پیش از هر چیز باید پرسید شهر اصفهان چقدر قابلیت زیست شبانه را دارد. محمود قلعهنویی، عضو هیئتعلمی گروه شهرسازی دانشگاه هنر اصفهان، در پاسخ به این پرسش میگوید: «پدیده زیست شبانه را میتوان از زوایای گوناگون از جمله گردشگری، اقلیمی و زیباییشناختی موردبررسی قرار داد که شهر اصفهان در هر سه این موارد، شرایط لازم را برای برخورداری از زیست شبانه دارد.» او توضیح میدهد: «اصفهان بهعنوان شهری توریستی و برخوردار از جاذبههای مختلف گردشگری، میتواند امکان حضور در شهر هنگام شب را برای گردشگران داخلی و خارجی فراهم کند. از سوی دیگر این شهر از حیث اقلیمی نیز شرایط مناسبی برای زیست شبانه دارد. در فصل تابستان به دلیل گرمای زیاد، مردم تمایل بیشتری دارند که در ساعتهای عصر به بعد از خانه خارج شوند و یک برداشت میدانی هم میتواند به ما نشان بدهد که مردم از جمله شهروندان و گردشگران در این فصل سال از نقاط مختلف شهر مخصوصا نقاطی مانند میدان نقشجهان، کنارههای زایندهرود و پلها بهویژه سیوسهپل و خواجو، استقبال زیادی میکنند و تا پاسی از شب در این فضاها حضور دارند.»
او اضافه میکند: «بر اساس مطالعاتی که انجام شده، از حیث زیباییشناسی نیز پدیده زیست شبانه به دلیل تمایل به استفاده از منظر شبانه در شهرهایی همچون اصفهان قابل توجه است. در همین چهارچوب، ضرورت توجه ویژه به “منظر شبانه شهر” در مقیاسهای مختلف نیز مطرح میشود. به این معنا که برخی از نقاط شهر هنگام شب جذابیتی متفاوت با روز دارند که میتوانند بهعنوان جاذبههای ویژه گردشگری مطرح شوند. بسیاری از مردم و گردشگران دوست دارند منظر بناهای تاریخی، میدان نقشجهان، زایندهرود، پل خواجو و… را در شب ببینند. پس اصفهان بهجز حوزه گردشگری و اقلیمی، از حیث زیباییشناسی نیز ظرفیت زیادی در اجرای پدیده زیست شبانه دارد.»
اصفهانیها با زیست شبانه بیگانه نیستند
او به سابقه آشنایی مردم اصفهان با زیست شبانه در شهر اشاره کرده و میگوید: «به طور کلی در شهرهای کوچک، فعالکردن زیست شبانه دشوار است؛ چون رویدادهای زیادی در شهر وجود ندارد و جمعیت هم اندک است. ولی در کلانشهرهایی مانند اصفهان با برخورداری از معماری و شهرسازی ارزشمند و همچنین پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی، پویاسازی زیست شبانه با لحاظکردن ارزشهای فرهنگی و بومی قابلاجراست. بنابراین زیست شبانه میتواند در اصفهان پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بسیار خوبی به دنبال داشته باشد.
زیرساختهای لازم برای اجرای زیست شبانه در شهر چیست؟ موضوع دیگری که این مدرس دانشگاه به آن اشاره میکند، تأمین زیرساختهای لازم برای اجرای پدیده زیست شبانه در شهر است. او توضیح میدهد: «امنیت، ایمنی و دسترسی به خدماتی همچون کاربریهای ضروری و حملونقل شبانه از جمله زیرساختهای لازم برای زیست شبانه است. در بسیاری از شهرهای دنیا به منظور فراهمسازی تسهیلات گردشگری و زیست شبانه، سیستم حملونقل عمومی ویژه شبانه در نظر گرفته شده است.» او تأکید میکند: «بر اساس بررسیهای انجامشده از سوی کارشناسان، زیست شبانه برای اصفهان یک ضرورت است و نباید از یک ساعت مشخص (مثلا ساعت 11 شب) شهر ناگهان دچار سکته شده و به سوی خاموشی و تعطیلی برود.» قلعهنویی همه ارکان شهر از جمله مدیریت شهری و بخش خصوصی را در تأمین این زیرساختها دخیل میداند و میگوید: «همه کسانی که دستاندرکار اداره شهر در سطوح و بخشهای مختلف در طول روز هستند در ایجاد زیست شبانه نیز نقش دارند. هرچند نقش برخی بیشتر و نقش برخی دیگر کمتر است.»
زیست شبانه در شرایط کرونایی هم قابلیت اجرا دارد
عضو هیئتعلمی گروه شهرسازی دانشگاه هنر اصفهان در ادامه از قابلیت اجرای زیست شبانه در اصفهان در چنین روزهایی که شهر به دلیل رعایت اصول بهداشتی زودتر از موعد رو به تعطیلی میرود هم سخن میگوید و میافزاید: «هرچند اکنون در شرایط خاص شیوع بیماری کرونا هستیم؛ ولی میتوان مانند مدارس که به منظور کاهش تراکم افراد در آن واحد، بعضا به صورت دو شیفته اداره میشوند، در فضاهای شهری نیز با افزایش مدتزمان حضور کاربران، تراکم جمعیت و امکان ابتلا را کاهش داد.»
برخی نقاط شهر کشش زیست شبانه را ندارند
اینکه زیست شبانه در کدام نقاط شهر قابلیت اجرا دارد، پرسش دیگری است که قلعهنویی در پاسخ به آن میگوید: «طبیعتا این پدیده مربوط به آن دسته از نقاط شهر است که کشش و ظرفیت لازم را داشته و امکانات و زیرساختهای لازم در آنها فراهم شده باشد. بنابراین ضرورتا همه جای شهر این کشش را ندارد. معمولا مراکز خاص و نقاطی که جاذبهویژهای دارند (مانند مراکز تاریخی) آمادگی بیشتری برای زیست شبانه دارند. مگر اینکه رویداد خاصی مانند تئاتر، سینما، موسیقی و… را در نقطهای از شهر تعریف کنیم.»
نسل جوان به زیست شبانه نیاز دارد
اندیشه مشیری، معمار و مدیر مؤسسه ایوان هم دراینباره میگوید: «متأسفانه اصفهان باوجود برخورداری از ظرفیتهای فراوان برای زیست شبانه، شبهای مردهای دارد و گویی از ساعتی به بعد شهر کاملا خاموش و تعطیل است و هیچ رویداد و اتفاقی برای کسی که بخواهد ساعتی از شب را در شهر بگذراند، وجود ندارد.»
او ادامه میدهد: «شهر اصفهان به رویدادهایی شبانه نیاز دارد که برای شهروندان با ردههای مختلف سنی جذاب باشد. هم میتوان بخشی از اتفاقات و رویدادهای روزانه را به شب موکول کرد تا فرصت بیشتری را برای افراد شاغل فراهم کند که شبها در شهر حضورداشته باشند و هم میتوان رویدادهای تازهای را برای شبها تعریف کرد تا مردم رفتهرفته حضور در شهر در هنگام شب را بپذیرند و زیست شبانه شکل بگیرد.» مشیری تأکید میکند: «این رویدادها گاهی میتواند در فضاهای شهری مناسب رخ دهد. مثلا گذر چهارباغ که به پیادهراه تبدیلشده و مردم اغلب شبها برای قدمزدن به آن مراجعه میکنند، فضای مناسبی برای برگزاری چنین رویدادهایی است. همانطور که میدان شهر رشت بهعنوان شهری زنده و بیدار در شب هم پرشور و پررونق است و دکهها و مغازههایی که در اطراف آن قرار دارند مردم را مشتاق بیرون آمدن از خانه میکند.»
او که چندی قبل کارگاه طراحی «فضایی برای ماندن» را در محله قائمیه برگزار کرده و شاهد استقبال چشمگیر جوانان و نوجوانان محله از این کارگاه بوده، توضیح میدهد: «خیلی از نوجوانان و جوانان تمایل داشتند کارگاه تا شب ادامه داشته باشد تا بتوانند بعد از پایان کارهایشان در روز، به آنجا بیایند. چنین تمایلاتی نشان میدهد که زیست شبانه در اصفهان کمکم میتواند بسیاری از رویدادها را به شب موکول کرده و فرصتهای تازهای را برای تعامل و ایجاد ارتباط میان شهروندان فراهم کند.»
رونق کاروکاسبیها در شب
این موضوع از نگاه شهروندان یا کسبهای که میتوانند در شب مشتریهای خاص خودشان را داشته باشند هم قابلبررسی است. مثلا یکی از کسبه گذر چهارباغ عباسی که مغازه کیف و کفشفروشی دارد، معتقد است اگر ترتیبی داده شود که مردم بتوانند تا نیمههای شب در این گذر رفتوآمد کنند، تأثیر خوبی بر کسبوکار آنها دارد. او میگوید: «تا چهارباغ از آن شکل و شمایل قبلی تغییر کرد و به امروز رسید، کسبوکار ما هم خیلی بالا و پایین داشت. مدتی از رونق افتاد؛ اما حالا کمکم دارد بهتر میشود. بنابراین اگر چراغهای شهر تا دیروقت روشن باشند، هم مغازهدارها رغبت پیدا میکنند مغازهشان را باز نگهدارند و هم مردم احساس امنیت میکنند که تا دیروقت بیرون بمانند.» یکی از کافهدارهای میدان جلفا هم میگـویــد هـرچــنـد کـافـهاش اغلب شبها تا دیروقت باز است؛ اما مشتریهایش بیشتر دوست و آشنا هستند و کمتر پیش میآید که فرد غریبهای در آن ساعت به کافه برود.
او میگوید: «در بعضی از قسمتهای شهر این امکان هست که مغازهها تا دیروقت باز باشند و مردم هم بهراحتی رفتوآمد کنند. بهخصوص کـافــههــا و رستـورانهـا که بیشتر مشتریهایشان شبها به سراغشان میروند؛ چون مردم روزها مشغول کار هستند و دوست دارند شبها از خانه بیرون بزنند؛ بهویژه در فصل بهار و تابستان که خنکی هوا بهانه خوبی برای گشتوگذار در شب است.» او ادامه میدهد: «بعضی از فضاهای شهر در شب حال و هوای بهتری دارند و تعطیل شدنشان در شب آنها را از رونق میاندازد. مثلا کافهها معمولا صبح تا عصر مشتری ندارند و کارشان تازه از عصر شروع میشود. هرچه بشود شبها بیشتر باز بمانند، کسبوکار بهتری هم دارند. خیلی از توریستهای خارجی را هم دیدهام که نیمهشب میآیند همین دوروبر قدم میزنند. انگار دوست دارند جلفا را هم در روز ببینند و هم در شب.»



