شما در یکی از مصاحبههای خود درباره شهر هوشمند صحبت کرده بودید. توضیح دهید که اصفهان در حوزه شهر هوشمند در چه جایگاهی قرار دارد، مشکلات این حوزه چیست و برای ارتقای این جایگاه چه راهکارهایی را مدنظر دارید؟
شهر اصفهان ازنظر هوشمندی وضعیت خوبی ندارد. به نظر من در مرحله اول، لازمه ایجاد شهر هوشمند عزم و اراده جدی مدیران شهری است. آنها باید بخواهند این موضوع محقق شود و ضرورت آن را هم قبول داشته باشند. امروز هنوز مانند زمانهای قدیم مردم باید برای حل کارهای کوچک خود و سایر امورات به شهرداری مراجعه کنند.
زیرساختهای شهر هوشمند نیست؛ چون بسیاری از کارها میتوانست بدون مراجعه مردم انجام شود. متخصصهای خوبی در شهر داریم که میتوانند همه زیرساختها و دسترسیها را هوشمند کنند تا مردم بتوانند در کمترین زمان حتی پروانه ساخت را بدون حضور در شهرداری و از داخل خانه تقاضا بدهند و تأیید آن را هم بگیرند. این موضوع اصلا مشکل نیست و فقط عزم جدی مدیران را نیاز دارد.
ما در این سالها سازمان فاوا را داشتهایم. نقش این سازمان در هوشمندسازی شهر اصفهان باید قابلتوجه باشد. شما نقش این سازمان را چطور ارزیابی میکنید و برای ارتقای جایگاهش چه راهکارهایی در نظر دارید؟
ما باید به جوانان اعتماد کنیم. ما نیروهای جهادی، خوشفکر و انقلابی زیاد داریم. وقتی آنها را باور کردیم و به آنها میدان دادیم، آنها هم مشکلات را حل میکنند. جایی که به آنها اعتماد نکردیم و از آنها استفاده نکردیم، ضرر کردیم. سازمان فاوا هم به نیروهای جوان و خوشفکر و جهادی نیاز دارد تا به جایگاه قابلقبول خود برسد.
برای کوتاهی دست واسطهگران و دلالان از شهرداری چه تدابیری اندیشیدهاید؟ اگر شهر هوشمند اجرا شود، برای قطع دست دلالان مؤثر است؛ ولی غیر از این راهکار، پیشنهاد دیگری برای بهبود این وضعیت دارید؟
بله، در مرحله اول باید به همان موضوع هوشمندسازی تأکید کرد و قلمها را از دست افراد گرفت و کارها را بر بستر اینترنت و دیجیتال قرار داد. اگر قلم در دست افراد باشد، بعضیها از روشهای مختلف آنها را دور میزنند و امکان دارد از مسیر دوستی و رفاقت واردشده و از صداقت و اعتماد مدیران شهرداری سوءاستفاده کنند. به همین دلیل نباید قلم دست کسی باشد. باید سیستم الکترونیک باشد؛ البته باید از مردم هم کمک بگیریم. طرحی در شورا داریم که همان سوتزنی است؛ یعنی مردم تخلفات شهرداری را اعلام میکنند. ما هم به آنها جایزه و هدیه میدهیم و با فرد خاطی هم برخورد میکنیم. دستگاههای نظارتی مثل بازرسی و حراست هم باید جدیتر برخورد کنند و فقط در حد یک دفتر در شهرداری نباشند؛ بلکه باید این موارد را رصد کنند. دستگاههای نظارتی باید بر مناطق خود نظارت داشته باشند و اگر یک مورد غیرعادی و غیرقانونی دیدند، برای حل آن اقدام کنند؛ بهعنوانمثال، ساختوسازهای غیرقانونی را باید اعلام کنند. در ساختوسازهای غیرقانونی بهطورمعمول رگههایی از واسطهگری و دلالی وجود دارد.
بهغیراز هوشمندی شهر، سه موردی که اعلام کردم، میتواند مشکل واسطهگری و دلالی را حل کند: اول، خود مردم اقدام کنند؛ دوم، دستگاههای نظارتی، نظارت را قویتر کنند و سوم، نظارت میدانی در سطح شهر افزایش یابد. شهرداریها باید منطقه خود را بهدقت رصد کرده و هرجا ساختوساز غیرعادی دیدند، بررسی کنند که ارتفاع مازاد یا ساختوساز غــیــرمــجــاز چگــونـــه انجام شده است.
درباره پدیده سوتزنی صحبت کردید. این راهکار به مشارکت قوی مردم نیاز دارد. در حال حاضر مشارکت مردم در اداره شهر کم است. میتوان گفت هنوز هم با وجود تلاشهای مدیریتشهری، نوعی بیاعتمادی بین مردم و آنها وجود دارد. چگونه میخواهید اعتماد آنها را افزایش دهید آنها تخلفات را به شما گزارش دهند؟
اول باید اعتماد و باور مردم را جلب کنیم. باید اعتماد ازدسترفته را بازگردانیم. وقتی شهروندی یک مورد تخلف را در شهر گزارش میدهد، باید نتیجه برخورد با تخلف به او گزارش داده شود. در این صورت این روش، به بهترین مبلغ و مشوق بین مردم تبدیل میشود. وقتی شهروندان گزارش تخلفی را داده و بعد نتیجه به آنها گزارش شود، هم از بروز تخلف جلوگیری شده و هم فرد خاطی، گردنکلفتتر نشده است. باید به طرحهای تشویقی هم بهعنوان یک راهکار قوی دقت کرد. دادن هدیه به سوتزنها باعث تشویق آنها میشود.
البته مدیریتشهری باید بهگونهای برنامهریزی کرده و ساختار ایجاد کند تا مردم به دلال نیاز نداشته باشند. وقتی مشکل مردم از راه قانونی حل نمیشود، به سراغ واسطهگران میروند. اگر شهرداری بهموقع به وظایف خود عمل کند و مردم اذیت نشوند، دلیلی ندارد که به دنبال واسطهگر بگردند؛ چون میدانند کارشان بهموقع و از مسیر قانونی انجام میشود.
در این رابطه نظر شما درباره نظارت شورای شهر چیست؟ در این مدت که درگیر امور شهر شده و مطالعاتی داشتهاید، نظارت شورای شهر را در ۲۰ سال گذشته کافی میدانید؟ اگر کافی و مناسب نمیدانید برای افزایش بهرهوری شورای شهر چه راهکاری دارید؟
شورا باید بین مردم باشد. باید بعضی از جلسات شورا در مناطق، بهخصوص مناطق کمبرخوردار شهر، برگزار شود. وقتی اعضای شورا در مناطق شهر حضورداشته باشند و معتمدان خود را برای بررسی مسائل به مناطق مختلف شهر بفرستند، متوجه میشوند که در مناطق چه اتفاقی میافتد. باید اعضای شورا حضور میدانی داشته باشند و از نزدیک با مردم صحبت کنند؛ در ضمن معتمدان خود را هم بهصورت نامحسوس برای بازدید بفرستند و گزارش میدانی آنها را هم بررسی کنند تا متوجه شوند باید چهکارهایی انجام دهند.
در سالهای قبل، نتیجه یک نظرسنجی و پژوهش منتشر شد که نشان داد جایگاه شوراها در بین مردم تضعیف شده است؛ به این معنی که مردم به سایر نهادهای مردمی مثل بسیج و… در مقایسه با شورای شهر اعتماد بیشتری داشتند. دلیل آن را چه میدانید؟ حضور شورا بین مردم کمرنگ بوده یا شورا نتوانسته است به وظایف خود عمل کند؟
همه این موارد با هم است. دسترسینداشتن مردم به اعضای شورا و درعینحال عملنکردن به وظایف نظارتی خود باعث کاهش اعتماد مردم میشود.
مردم ما از شعار خسته شدهاند. آنها عمل افراد را میبینند و قضاوت میکنند. وقتی نهادی خوب خدمت کند، مردم به آن نهاد اعتماد میکنند. بلوغ فکری مردم ما افزایش یافته است؛ به همین دلیل شاید آنها فردی را که شعار ندهد و فقط عمل کند، نسبت به کسی که شعار میدهد و عمل نمیکند، بیشتر دوست داشته باشند.
قوت و ضعف پروژههای شهر را در چه میدانید؟ آیا اعتقاد دارید که شهر باید بهصورت کارگاه عمرانی باشد یا اینکه اعتقاد دارید اصفهان به اندازه کافی توسعه پیدا کرده است و باید وارد حوزه فرهنگی شد؟
شهر هم به زیرساختهای عمرانی نیاز دارد و هم به فرهنگسازی و معنویت. این دو بال با یکدیگر مردم ما را به آرامش میرسانند؛ یعنی هم امکانات عمرانی و تقویت خدمات شهری باید باشد و در کنار آن کارهای فرهنگی و ارتقای اندیشه و امور فرهنگی هم باید انجام شود. گاهی اوقات میبینیم که به یکی از این دو مورد اهمیت بیشتری داده شده و مورد دیگر رها میشود؛ اما با یک بال بهتنهایی نمیتوان پرواز کرد؛ باید هر دو بال با هم باشد تا مردم با زیرساختهای عمرانی و امور فرهنگی به آرامش برسند.
شما در حوزه فرهنگی هم کار کردهاید. لطفا توضیح دهید که مدیریتشهری و شهرداری چگونه میتوانند به حوزه فرهنگی شهر ورود کنند تا متولیان اصلی فرهنگ شهر تشویق شوند و به وظایف خود بپردازند؟
در هر محله و خیابانی، افرادی هستند که بدون دسترسی به امکانات شهرداری کارهای فرهنگی خوبی انجام میدهند. وقتی ما آنها را شناسایی و تقویت و حمایت کنیم، با انگیزه معنوی و فکری که دارند، چند برابر افرادی که متولی هستند، بر فرهنگ شهر تأثیر میگذارند. مدیریتشهری نباید تصدیگری داشته باشد؛ بلکه باید افراد باانگیزه و جوانان خوشفکر را شناسایی و حمایت کند.
نظر شما درباره آمیختگی سیاست با شورای شهر چیست. ما در هر دوره حضور افراد سیاسی را در شورای شهر میبینیم. حضور این افراد در شورای شهر میتواند باعث ارتقای امور شهر شود یا باید این دو مورد از هم جدا باشد؟
سیاسیکاری را به جای خدمت به مردم نمیپسندم. نباید انرژی را صرف اختلافهای نظری و فکری کرد؛ چراکه این موارد مردم را آزار میدهد. من یا دیگران امکان دارد دیدگاه سیاسی داشته باشیم. هر انسانی باید برای خودش اندیشههای خاص داشته باشد؛ اما این مورد نباید در خدمت به مردم تأثیرگذار باشد. نباید جناحی فکر کنیم. امکان دارد فردی از جناح مقابل مدیر قسمتی باشد که کار خود را خوب انجام میدهد و مردم هم از او رضایت دارند. اگر او را فقط به این دلیل که ازنظر جناحی شبیه من فکر نمیکند از کار برکنار کنم، به یک سرمایه اجتماعی و ملی خیانت کردهام؛ چراکه این مدیر تا به این مرحله رسیده، هزینه زیادی برای او شده و تجربههای زیادی هم اندوخته است تا متوجه شده چگونه کار را انجام دهد؛ بنابراین اگر این فرد فقط به خاطر عدم تطابق فکری و جناحی حذف شود، سرمایهای که خرج تربیت این مدیر شده، از بین رفته است.
نظرتان درباره منظر فرهنگی چهارباغ چیست؟
برای چهارباغ ازنظر تفریح و نشاط، زحماتی کشیده شده است؛ ولی ازنظر فرهنگی با شهری با سابقه مرکز تشیع جهان اسلام، تطابق و همخوانی ندارد. باید در کنار نشاط و شادی و تفریح، با استفاده از ایدههای فرهنگی مثل ایجاد کلبههای فکری و فرهنگی در این گذر، اجازه داد تا شهروندان در کنار شادی و نشاط جسمی، روح و فکر خود را هم ارتقا دهند. باید در کنار تفریح جسم، تفریح روح هم داشت. اعتقاد داریم که نشاط حقیقی، نشاط و شادی روح انسان است؛ چراکه لذت ماندگار مربوط به روح انسان است.
چالشهای فعلی شهر چیست و چه راهکارهایی برای رفع آنها دارید؟
یکی از چالشها، عدم رضایتمندی مردم است. آنها از خدماتی که به آنها داده میشود، رضایت ندارند. از عدمتکریم اربابرجوع در شهرداریها و واسطهگریها رضایت ندارند؛ چون میبینند پولهایی که باید در جیب شهر برود و خدمات ارائهشده به آنها را افزایش دهد، توسط عدهای چپاول میشود. در کنار زیرساختهای عمرانی به مسائل معنوی و فرهنگی که زیبنده شهر اصفهان است، پرداخته نمیشود. مردم از مشکلات اقتصادی رضایت ندارند. انشاءالله بتوانیم از هماندیشی و همراهی دانشگاههای فعال در شهر و شرکتهای دانشبنیان و با انجام کارهای تحقیقاتی، برای حل مشکلات و چالشهای اصفهان استفاده کنیم. آنها با انجام تحقیق و پژوهش، راهکار حل این مشکلات را ارائه میدهند.
سخن آخر
امیدوارم بتوانم خادم خوبی برای مردم و سرباز خوبی برای شهرم باشم. من اصلا فکر نمیکنم که مدیر هستم و مردم زیردست من هستند. آنها من را یک سرباز کوچک بدانند که میخواهد برای مردم و انقلاب خدمتگزاری کند. امیدوارم بتوانم حتی به اندازه کم، پرچم اهلبیت(ع) را در اصفهان بالاتر ببرم.














