مرگ میراثی در پی خشکی زاینده‌رود

تفاقی هولناک زیر پوست اصفهان، در حوزه تمدنی زاینده‌رود، رخ داده و در حال پیشروی است؛ پدیده‌ای به نام فرونشست زمین که ناشی از خشکی زاینده‌رود و قطع و وصل شدن جریان این رودخانه مهم فلات مرکزی ایران است. اتفاق پیش‌رونده‌ای که جان میراث فرهنگی تاریخی و طبیعی ملموس و ناملموس قلب فلات مرکزی ایران را تهدید می‌کند و حالا در یک گفت‌و‌گوی مجازی اینستاگرامی به ابتکار صفحه رسمی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان، کارشناسان به گفت‌وگو درباره بیماری و درمان پــرداخــته‌انــد. شــرح مــفــصــل و کــامــل صحبت‌های لیلا ذاکر عاملی، مجید تابش، نیما ولی‌بیگ و علی محمد فصیحی را در ادامه بخوانید.

تاریخ انتشار: ۰۹:۳۸ - سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۰
مدت زمان مطالعه: 10 دقیقه

 این کارشناسان از ارگان‌های مختلف اداره‌کل میراث فرهنگی اصفهان، نظام مهندسی ساختمان استان و دانشگاه هنر اصفهان سعی کردند با تشریح رخداد به بیان راهکارها بپردازند.
به همت علی فصیحی نائینی، کارشناس ارشد معماری و پژوهشگر میراث فرهنگی، گفت‌وگوی زنده اینستاگرامی شنبه 16 مرداد از ساعت 22 با مقدمه‌ای درباره اهمیت پرداختن به بحث فرونشست زمین در اصفهان شکل گرفت. فصیحی در ابتدا به بیان صورت مسئله پرداخت و سپس مهمانان این گفت‌وگو را معرفی کرد. بعد از آن هرکدام از مهمانان به تفصیل به این سؤال پاسخ دادند که خشکی زاینده‌رود چه تأثیری بر بناهای تاریخی اصفهان دارد. لیلا ذاکر عاملی (دکترای عمران و پژوهشگر و کارشناس ارشد اداره‌کل میراث و گردشگری استان اصفهان) مجید تابش (عضو هیئت‌مدیره نظام مهندسی ساختمان اصفهان و کارشناس ارشد عمران و کارشناس دادگستری و پژوهشگر) و نیما ولی‌بیگ (مدیر‌گروه مرمت بناها و بافت‌های تاریخی دانشگاه هنر اصفهان، عضو هیئت علمی و مدرس دانشگاه و کارشناس دادگستری در بحث ابنیه تاریخی) مهمانان این نشست مجازی بودند.

فرونشست چیست؟

لیلا ذاکر عاملی صحبت‌هایش را با یک سؤال شروع کرد: آیا فرونشست زمین تأثیری بر میراث و ابنیه تاریخی خواهد داشت؟ اگر تأثیر دارد چگونه؟ او تأکید کرد: باید اذعان کرد که ما در ابتدای راه هستیم و امیدوارم بحث امشب جرقه و فتح بابی باشد برای پرداختن هرچه بیشتر به این موضوع. پدیده فرونشست قطعا مثل سایر حوزه‌ها در زمینه میراث و ابنیه تاریخی یک بحث چندرشته‌ای است؛ یعنی ما نیاز به کارشناسان در حوزه‌های مختلف مانند مهندسان هیدرولیک، مهندسان سازه در کنار متخصصان مرمت داریم تا بتوانیم دیدی جامع‌الاطراف به قضیه داشته باشیم. دو مجمع مجزا در یونسکو وجود دارد که به بحث فرونشست می‌پردازد.
یکی از این دو مجمع برنامه بین‌المللی فرونشست زمین است که از دهه ۹۰ شروع شده و منحصرا به بحث فرونشست زمین وتأثیر آن بر زیستگاه‌ها و میراث و بناهای تاریخی می‌پردازد، دیگری کمیته علمی اسکارساست که به ساختارهای میراث فرهنگی می‌پردازد و یکی از مباحث آن‌ها زلزله و فرونشست است. ما امیدواریم که بتوانیم وارد این حوزه‌های علمی بشویم و تبادلاتی در این زمینه با این مجامع علمی داشته باشیم. به‌حق فرونشست بحثی است که در همه کشور با آن دست‌به‌گریبانیم؛ ولی شاید از دهه ۸۰ بود که این موضوع جدی شد. اخباری که بیشتر داریم مربوط به همین دو سال اخیر است. اخباری که از سازمان زمین‌شناسی می‌آید یا رادارهایی که فرونشست را رصد می‌کنند.
به روایت این پژوهشگر، فرونشست در یک تعریف کلی خالی‌شدن لایه‌های زیر سطح به دلیل استخراج معادن، برداشت نفت، گاز و دیگر کانی‌هاست؛ ولی دلیل عمده آن استخراج نابجا و برداشت بی‌رویه از منابع آبی است. اتفاقی که در پنجاه سال گذشته بسیار متداول بوده و حالا دارد گریبان ما را می‌گیرد.

 اصفهان مملو از «دشت ممنوعه» شده!

ذاکر عاملی سپس تصریح کرد: بر اساس گزارش‌هایی که مرکز زمین‌شناسی می‌دهد و در خبرگزاری‌ها در اردیبهشت ۱۴۰۰ منتشر شده است، ده هزار کیلومتر مربع از استان اصفهان تحت تأثیر فرونشست است. یعنی بیشتر دشت‌های اصفهان «دشت ممنوعه» حساب می‌شود. چیزی که رادارها نشان می‌دهد این است که در برخی مناطق هجده سانتیمتر فرونشست در سال داریم. این در حالی است که فرونشست بحرانی یک سانتیمتر در سال تعریف شده است. ما هجده برابر در شرایط وخیم قرار داریم. این آمار طبیعتا ما را متوجه میراث فرهنگی استان می‌کند. او ادامه داد: ما در یک منطقه نیمه‌خشک و نیمه‌بیابانی قرار داریم و زاینده‌رود تنها سرچشمه حیات آن است. وقتی این رود خشک است و چاه‌های عمیق و برداشت بی‌رویه آب داریم طبیعی است که به چنین آماری می‌رسیم. باید گفت اینجا تنها بحث میراث و ابنیه تاریخی و فرهنگی مطرح نیست. هرچیزی که منجر به فرونشست زمین شود و زندگی و حیات فرهنگی را تحت تأثیر قرار دهد، در واقع میراث فرهنگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

نشانه‌های فرونشست چیست؟

مجید تابش در ادامه گفت: اولین موضوع در تمام بحث‌ها پذیرش مسئله و سپس پرداختن به جزئیات است. بحث فرونشست مقوله جدیدی است؛ چراکه یک دهه است که از آن می‌گذرد و یک دهه است که این کلمه میان مختصصان دهان به دهان می‌شود. چرا؟ به این علت که بخشی از بدنه مدیریت این موضوع را می‌شنید و نمی‌پذیرفت. متأسفانه تا چند سال پیش برخی کارشناس‌ها فرونشست را مــقــطعی و نـــتــیـــجه خــشــــک‌ســالی می‌دانستند؛ ولی حالا از این مرحله عبور کردیم و رسیدیم به اینجا که راه حل‌ها چه هست؟ در این بحث نظام مهندسی مصرف‌کننده اطلاعاتی است که توسط دیگر ارگان‌ها پردازش شده است.
عـــضـــو هــیــئت‌مدیــره نـــظام مهـــندسی ساختمان اصفهان افزود: یعنی در واقع ما از کجا می‌فهمیم که دشت اصفهان ۱۶ الی ۱۹ سانتیمتر در برخی نقاط دچار فرونشست شده است؟
۱. از آثار موضعی این بحث. مثلا در سال ۹۲ در جاده کاشان مشکات وسط جاده حفره‌ای باز شد و ماشین‌ها در آن سقوط کردند و یکی دو کشته به همراه داشت. اطراف آن هم هیچ خبری از خاک‌برداری نبود.
۲. در برخی شهرستان‌ها مثلا در شهر دامنه در نزدیکی داران برخی خانه‌ها شروع به ترک‌خوردن کردند. ترک‌های عمودی قطری و… . و بعد که علت‌یابی شد به این نتیجه رسیدیم که دلیلش فرونشست زمین است که با نشست زمین به عنوان یک‌ترم [اصطلاح] مهندسی متفاوت است.

پدیده سایکلینگ علت اصلی تخریب پل‌های تاریخی

نیما ولی‌بیگ از منظر علمی به موضوع پرداخت و گفت: بحثم را از اینجا شروع می‌کنم که اجسام از سه بخش تشکیل شده‌اند. ساختمان، آب و هوا. با فشاری که به آن‌ها می‌آید ممکن است آب از آن‌ها خارج شود. ممکن است هوا خارج شود.  اما بعد از آب‌و‌هوا مصالح در هم فشرده می‌شود و دانه‌بندی مصالح متراکم می‌شود. پس با سه حالت گوناگون مواجهیم. خروج هوا، خروج آب و در نهایت فشرده‌شدن دانه‌بندی مصالح که عمدتا با فشردن به‌وجود می‌آید. در زمان‌های قدیم بناها و معمارانی که با اقلیم آشنا نبودند، چاله‌ای در زمین می‌کندند و از آب پر می‌کردند و وزنه‌ای در آن می‌گذاشتند و شاخصی کنارش می‌گذاشتند تا ببینند چقدر در زمین فرو خواهد رفت و متوجه می‌شدند زمین چه میزان استقامت دارد و سازه چقدر دچار نشست خواهد شد و در نتیجه زمین چه فنداسیونی نیاز دارد و ارتفاع ساختمان را چه میزان بالا ببرند و چقدر سنگینش کنند. مدیر گروه مرمت بناها و بافت‌های تاریخی دانشگاه هنر اصفهان اضافه کرد: حال تصور کنید که یک ابر ظرفشویی درون آکواریوم باشد. با گذاشتن وزنه بر رویش اول هوا خارج می‌شود سپس آب. اگر آب آکواریوم را خارج کنیم چه می‌شود؟ خیلی بعید است که سازه به شکل اول خودش برگردد و به سمت بالا حرکت کند. این اتفاق بدی است که در خاک‌های رسی رخ می‌دهد و اسمش پدیده تورم است. مسئله بعدی سایکلینگ است؛ یعنی خشک و تر شدن متوالی که مشکلات جدی را به بار می‌آورد. مسئله زاینده‌رود و خشک و تر شدن بسترش دقیقا همین است. البته ما با سه لایه مواجهیم. در منظر عام رودخانه را همین آب رویی می‌دانند؛  ولی در زیر سطح بستر رودخانه هم آب جاری داریم و در لایه‌های پایین‌تر هم همچنین.
این مدرس و پژوهشگر تصریح کرد: پس ما دو بحث داریم. یکی فرونشست و دیگری خشک و تر شدن متوالی. چون بحث شما بیشتر متمرکز روی بناهای تاریخی و به‌خصوص پل‌ها بود، باید عرض کنم اگر این پل‌ها دائم در آب یا دائم در خشکی بود مشکل خاصی پیش نمی‌آمد؛ ولی اینکه مرتب آب را باز کنیم و ببندیم قطعا دچار آسیب خواهند شد. مثلا سازه‌های دریایی را تصور کنید. قسمت‌هایی که درون آب یا بیرون آب است کمترین آسیب و قسمت‌های میانی که در معرض جزر و مد است، بیشترین آسیب را می‌بیند. می‌خواهم بگویم که خشک‌بودن یا تر‌بودن دائمی باعث می‌شود که پل به یک تعادل ثانویه برسد؛ ولی اینکه ما به‌خاطر مصالح سیاسی یا خوشایند مردم آب را باز می‌کنیم و بعد از چند وقت می‌بندیم، آسیب جبران‌ناپذیری به پل‌ها می‌زند. در واقع به‌هم‌خوردن تراز آب‌های نمایان و پنهان در رو و زیر سطح بیشترین آسیب را به این پل‌ها می‌رساند.

علت فرونشست زمین در اصفهان

مجید تابش با انتقاد از وضع موجود بحث را این‌گونه ادامه داد: ما از حدود سال ۹۵ در کارگروه‌های تخصصی درگیر بحث فرونشست هستیم. ارگان‌های درگیر را من به‌طور تیتروار خدمتتان عرض می‌کنم:
به لحاظ حاکمیتی استانداری اصفهان؛ بعد از آن اداره‌کل راه‌ها و شهرسازی؛ شهرداری اصفهان؛ سازمان زمین شناسی استان اصفهان و سازمان نقشه‌برداری. علاوه بر این‌ها دانشگاه اصفهان، دانشگاه صنعتی اصفهان و برخی از شرکت‌ها و متخصصان ژئوتکنیک هم در این موضوع دخیل بودند. زاینده‌رود فقط یک رودخانه نیست. شریان حیاتی تمام آبخوان فلات مرکزی ایران به‌خصوص بخش اصفهان است.
این کارشناس ارشد عمران و کارشناس دادگستری افزود: شما ببینید در کل ایران با دشت‌های زیادی (حدود سیصد دشت) مواجهیم که دچار فرونشست هستند در استان اصفهان سی دشت دچار این مشکل هستند. ما دشت‌ها را به سه نوع آزاد، بحرانی و ممنوعه‌بحرانی تقسیم کردیـم که اغــلب دشــت‌های اصــفــهان ممنوعه‌بحرانی هستتد. دشت ممنوعه جایی است که بیلان آبش منفی باشد ولی ممنوعه‌بحرانی سطح آب زیرزمینی‌اش افت دائمی و مستمر دارد. ما طی چهل تا پنجاه سال گذشته در استان اصفهان به‌طور متوسط هشتاد الی صد متر سطح ایستایی را پایین برده‌ایم و این فاجعه است. در واقع سالی نیم الی دو متر کاهش سطح آب داشته‌ایم.
او سپس دلیل این اتفاق را این‌گونه تشریح کرد: انسان‌ها با رشد جمعیت نیاز به آب دارند. وقتی آب سطحی را از او بگیریم، به سمت آب زیرزمینی نیمه‌عمیق و سپس عمیق می‌رود. طبیعی است که آب سطحی از کشاورزان و آحاد مردم دریغ شود، به سمت آب زیرزمینی می‌روند. گراف پراکندگی چاه‌های حفرشده در شهر اصفهان و گراف فرونشست این شهر گویای همه چیز است. هرچقدر رنگ بنفش تیره‌تر باشد، فرونشست جدی‌تر است. به کمک شهرداری و سازمان نقشه‌برداری نقشه‌ها و گراف‌هایی تهیه شده که مشخص می‌کند هر منطقه چند درصد فرونشست دارد و الان مثلا منطقه‌14 صددرصد با فرونشست مواجه است و این موضوع با تراکنش چاه‌های حفر‌شده در پنجاه سال گذشته دقیقا هم‌خوان است. خیلی ساده است. علت کشیدن آب از چاه، معلول فرونشست. مشکل هم فنی نیست. اجتماعی فرهنگی است. در واقع مردمی که شغل ندارند مجبور به کشاورزی با چنین آبی هستند.

فرونشست بیشتر از همه نقش‌جهان را تهدید می‌کند

عضــو هیــئت‌مــدیره نظـــام مهــندسی ساختمان اصفهان ادامه داد: در بحث پل‌های تاریخی اصفهان. ما پنج پل تاریخی در سطح شهر داریم. مارنان، سی‌وسه‌پل، پل خواجو، پل چوبی (جویی) و پل شهرستان. درباره پل شهرستان خیلی نگرانی جدی نداریم؛ چراکه خوشبختانه روی سنگ بستر بنا شده است. در حقیقت لایه آبرفتی کمتری در این پل داریم. در بحث پل خواجو و سی‌وسه پل، سی‌وسه پل نسبت به  پل خواجو عمق آبرفت کمتری دارد. پل چوبی و مارنان بینابین هستند. یعنی احتمال فرونشست روی این چهار پل هست؛ ولی چیزی که نگران‌کننده است بخش تاریخی میدان نقش‌جهان است. آنجاست که احتمال خطر بیشتری دارد. عمق آبرفت در آنجا ظاهرا به صد متر می‌رسد و اگر فرونشست داشته باشیم (که همین حالا هم داریم) آسیب‌زاست.
مجید تابش اضافه کرد: تمایزی هم من ایجاد بکنم، ببینید فرونشست کجاها آسیب ایجاد می‌کند؟ راه حل مهندسی سازه هم برای این موضوع به‌صورت مسکن است. من می‌بینم از واژه مقابله با فرونشست استفاده می‌کنند. این مثل مقابله با زلزله است. زلزله امری طبیعی در مقیاس بزرگ است. ما از طبیعت ضعیف‌تریم. مقابله با زلزله نمی‌توانیم بکنیم. مدیریت می‌توانیم بکنیم و جلوگیری از ایجادش.

 چرا سهم اصفهان مدام حذف می‌شود؟!

تابش ادامه داد: یک بحث دیگر هم اینجا وجود دارد. عده‌ای از دوستان می‌گویند دشت ارژن شیراز فرونشست کرده و اینجا هم همین‌طور. در حالی‌که زمین تا آسمان داستان این دو متفاوت است. دشت ارژن در اثر خشک‌سالی به چنین وضعی افتاده ولی این یکی نتیجه کار من و شماست. شما ببینید زاینده‌رود از چهارمحال شروع می‌شود و به اصفهان می‌رسد. استان خوزستان زاینده‌رود را تغذیه می‌کند و این آب همچنین به یزد هم می‌رسد. یعنی چهار استان درگیر این بحث رودخانه هستند. چطور ما بعد از بیست سال نتوانسته‌ایم بعد از این همه جلسه و ده‌ها پروتکل و توافق در شورای عالی آب و غیره به یک نتیجه مطلوب در مدیریت این آب برسیم؟ ته همه این جلسات می‌نویسند همه تخصیص‌ها بر مبنای آورد سالانه است.او افزود: چنانچه آورد سالانه کم بشود، به همین نسبت برداشت‌ها و تخصیص‌ها هم باید کم شود. ما می‌بینیم خشک‌سالی می‌شود و سهم یزد و چهارمحال مطابق سال‌های قبل است و سهم اصفهان حذف می‌شود و می‌گویند خشک‌سالی است و نباید در رودخانه آب داشته باشیم.
تابش تأکید کرد: باید برادرانه رفتار کرد و دوستانه برخورد کرد. همه هم‌وطنیم. باید این تخصیص‌ها مدیریت شود. در نهایت به‌نظر می‌رسد یک آمایش سرزمینی باید رخ دهد و مدیریت آب اول در کشاورزی و محیط زیست و بعد در شرب و صنعت شکل بهتری پیدا کند.

خشکی زاینده‌رود و از میان رفتن تمدن

لیلا ذاکر عاملی در ادامه این گفت‌وگو به بحث خشک‌سالی پرداخت و اینکه این موضوع نتیجه دست بشر و سوءمدیریت است و ادامه داد: اول این موضوع را بگویم که چیزی که باعث شده پل شهرستان آسیب کمتری در این بحث ببیند، جدای از عمق آبرفت محوطه دریاچه‌ای است که دو طرف پل در سال‌های 55 تا 60 با ساخت تصفیه‌خانه آبشار و عوض‌کردن مسیر رودخانه ایجاد شد. همین محوطه دور پل باعث شده است که وقتی جریان رود قطع می‌شود، زمان زیادی طول بکشد تا این دریاچه خشک شود و همیشه حالتی گلی و خیس دارد. می‌خواهم بگویم همیشه تمهیداتی وجود دارد که قبل از اینکه فاجعه‌ای رخ دهد به فکر پیشگیری از آن باشیم و اقدام کنیم.
او افزود: زمانی که رودخانه خشک می‌شود در واقع علاوه بر بحث فرونشست باعث می‌شود که جمعیت زیادی از حاشیه رود مهاجرت کنند و منجر به از بین رفتن تجربه زیسته هزاران ساله این کلنی‌های جمعیتی حاشیه رود خواهد شد. وقتی جمعیت پراکنده می‌شود میراث ناملموس این جمعیت هم از بین می‌رود. آداب و رسوم و لهجه و غذاها و خیلی چیزهای دیگر از بین می‌رود. بحث میراث کشاورزی و باغداری را داریم که البته تأکید بر اصلاح این ساختارها وجود دارد؛ ولی اگر آبی در بستر رودخانه جاری باشد، قطعا این میراث به حیاتشان ادامه خواهند داد.
به روایت او، خشکی بستر رود و فرونشست بی‌شک تأثیرات مخربی بر ابنیه تاریخی خواهد داشت. ترک‌هایی که در بناهای مختلف مثلا  مورچه‌خورت می‌بینیم نتیجه همین موضوع است. خشکی مادی‌ها، کی‌ها و قنات‌هایی که در گذشته وجود داشته و پر آب بوده‌اند، نتیجه این موضوع است. مسئله فرونشست تأثیر مستقیم مخربی روی جاده‌های باستانی دارد که به همین منوال ممکن است دیگر روزی اثری از آن‌ها باقی نماند. پس در واقع فرونشست باعث تخریب یک تمدن می‌شود و این تمدن فقط بناهای تاریخی نیست؛ چیزهایی را از بین می‌برد که دیگر جبران‌پذیر نیستند و این خیلی وحشتناک است.

 راهکار چیست؟

در نهایت ولی‌بیگ بحث را این‌گونه ادامه داد: حل این قضیه در گرو مدیریت صحیح آن است. ما چگونه باید مدیریت کنیم؟ در زمان قدیم سیستم انتقال آب به چند شکل بود. آبی که درون زاینده‌رود بود و می‌دیدیم. آبی که درون مادی‌ها و جوی‌ها و نهرها بود و می‌دیدم و آبی که نمی‌دیدیم و زیرزمینی بود که در کی‌ها (قنات‌ها) جاری بود. حالا فکر کنید همه این‌ها خشک شود یا پر از آب شود. چه تأثیری روی بناها می‌گذارد؟ شبکه زیرین میدان نقش‌جهان را طوری طراحی کرده‌اند که آب به‌طور یکنواخت در زیر این بناها جاری شود. یعنی به جای اینکه مادی را از رو عبور دهند از زیر میدان عبور داده‌اند و کی‌ها را به‌وجود آورده‌اند. همین کی‌ها باعث توزیع یکنواخت و مساوی آب در زیر بناها و مانع از فرونشست زمین می‌شده است.
استاد دانشگاه هنر اصفهان افزود: ما با سه گونه بنا مواجهیم. بناهایی که مستقیما در آب قرار گرفتند مثل پل‌ها. دوم بناهای مجاور رودخانه و دسته سوم بناهای با فاصله از رودخانه. نسل قبل از ما خوب به یاد دارند که مثلا خانه‌های خیابان کمال‌اسماعیل زیرزمین‌هایش قابل استفاده نبود. چرا؟ به‌خاطر نم و رطوبت زیاد. زمانی در اصفهان چاه هشت‌گزی معروف بود. حالا به چاه چهل‌گزی رسیده‌ایم. یعنی چهل‌گز هم بکنیم باز هم به آب نمی‌رسیم. ما چه کرده‌ایم با رودخانه؟ ولی‌بیگ ادامه داد: بحث البته بیشتر مدیریتی است. شما ببینید چقدر در طول مسیر رودخانه کاشت برنج داریم. کاشت برنج در بالادست باعث می‌شود آب به اصفهان و بناهای تاریخی نرسد. البته کشاورزی ما یک میراث است و این میراث باید حفظ شود؛ ولی نه به شیوه‌ای نادرست. مدیریت آب به نظر می‌رسد بحث مهمی است که با استفاده از تجربه گذشتگان حل خواهد شد. پیشنهادها و راهکارهایی با توجه به مقالات علمی برای بحث فرونشست وجود دارد؛ مثلا تزریق موادی مثل فلای‌اش‌ها به‌صورت ریزدانه که خلل و فرج‌ها را پر کند و فرونشست را کمتر کند؛ ولی آیا مشکل فرونشست با این‌گونه راهکارها حل خواهد شد؟ اصلا آب رودخانه را باز کنیم. مسئله تراز آب که طی چند دهه به این شکل در آمده حل خواهد شد؟ قطعا نه. ما نیاز به کار فرهنگی و به موازاتش کار اقتصادی داریم که برنج‌کار را به سمتی دیگر سوق دهیم.
او تصریح کرد: مقاله‌ای که مربوط به سال ۲۰۱۵ است و توصیه می‌کنم دوستان مطالعه کنند، درباره پل‌های تاریخی ویرجینیاست که مسئله فرونشست را به مدت چندین سال مورد بررسی قرار داده‌اند و نهایتا به این نتیجه رسیده‌اند که فرونشست به این سادگی راه درمانی ندارد و راهکار اول پیشگیری است و بعد راهکارهای موقت حفظ بنای تاریخی. هر بنای تاریخی یک عمر مشخصی دارد. چگونه ما این عمر را افزایش دهیم؟ یکی از راه‌هایش این است که ما اجازه فرونشست را بر اساس لایه‌های زیرش ندهیم. اینجا موضوع جداسازهای سازه‌ای مطرح است. جداسازی یک تکنولوژی است که ساختمان را از لایه‌های زیرینش که دچار کرنش هستند، جدا می‌کند و فرونشست به بنا آسیبی وارد نمی‌کند.
در پایان این گفت‌وگو فصیحی به جـــمع‌بنـــدی مـــوضوعـــات تبــیین‌شده پرداخت و بحث را اینگونه تمام کرد که پرداختن به این مقوله مهم است. اینکه به زاینده‌رود نگاهی ملی داشته باشیم و آن را در حد و اندازه رودخانه‌ای برای تفرج مردم اصفهان تقلیل ندهیم و لزوم جاری‌شدن آن را از منظرهای دیگر نیز مورد توجه قرار دهیم. اینکه بناهای تاریخی که میراث گذشتگانمان هستند نیاز به این آب دارند و امیدواریم روزی شاهد جاری‌شدن دائمی این رود در بستر تاریخی‌اش باشیم.