به گزارش اصفهان زیبا؛ نمایشگاه نقاشی «تجلی عبودیت»، بازتابی از اندیشههای عمیق و نگاه هنرمندانه استاد عبدالرسول عبودیت، فیلسوف و هنرمند شهرتگریز، جلوهای از پیوند هنر و حکمت را به تصویر میکشد.این نمایشگاه نقاشی فرصتی است برای تأمل در آثاری که هنر و حکمت را در هم میآمیزند و با نگاهی زاهدانه و عارفانه، مخاطب را به ژرفای طبیعت و فلسفه دعوت میکنند.
این نمایشگاه که تا ۱۵ دیماه در نگارستان امام خمینی، واقع در میدان فیض اصفهان، میزبان علاقهمندان است، نمایانگر بخشهایی از جهانبینی استاد عبدالرسول عبودیت است؛ روحانی، فیلسوف و هنرمندی که نقاشیهایش جلوههایی از شهود فلسفی و الهیات طبیعت را در قالب طبیعتگرایی به تصویر کشیدهاند. استاد عبودیت، یکی از برجستهترین صاحبنظران حکمت متعالیه، در طول سالیان فعالیت علمی و هنری خود همواره شخصیتی کمنظیر و چندبُعدی از خود ارائه کرده است.
او که شاگرد برجسته مرحوم آیتالله مصباح یزدی بوده، علاوه بر جایگاه علمیاش، در عرصه هنر نیز حضوری پربار دارد. روح زاهدانه و اخلاق عارفانه این استاد برجسته، او را از بسیاری همعصرانش متمایز ساخته و جایگاه او را بهعنوان یک فیلسوفنقاش تثبیت کرده است. نقاشیهای استاد عبودیت در این نمایشگاه، در عین پایبندی به سبک طبیعتگرایی، رویکردی فراتر از بازنمایی صرف طبیعت دارند. او با بهرهگیری از الهیات طبیعت، تلاش میکند تا شهود شخصی خود از تجلی طبیعت را بهگونهای بازنماید که مخاطب نیز در درک عمیقتر زیباییهای خلقت همراه شود. این شهود نهتنها به هنرش، بلکه به منش و زیست اخلاقی او نیز تسری یافته و شخصیتی شهرتگریز، متواضع و دور از هیاهوی معمول هنرمندان معاصر را از او ساخته است.
در همین راستا، روزنامه «اصفهانزیبا» با حسین مطیع، عضو هیئتعلمی گروه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان، درباره شخصیت، آثار و جهانبینی استاد عبودیت به گفتوگو نشسته است تا از دریچه نگاه او، زوایای پنهان این هنرمند و فیلسوف برجسته را روشن کند.
با توجه به شناختی که شما از پیشینه و زندگی استاد عبودیت دارید، چه عواملی موجب شد که ایشان به نقاشی از طبیعت علاقهمند شود؟
استاد عبدالرسول عبودیت، یکی از چهرههای برجسته فلسفه اسلامی و پژوهشگران دوران معاصر، مسیری منحصربهفرد و چندجانبه را در عرصه علم و هنر طی کرده است. این شخصیت علمی و هنری که همزمان در دنیای فلسفه و هنر تأثیرگذار بوده، در ابتدا در رشتههای مهندسی و دانشگاه صنعتی شریف تحصیلات خود را آغاز کرد. او با ورود به این دانشگاه در جوانی، با شور و شوقی خاص در این مسیر علمی قدم گذاشت و پس از فارغالتحصیلی در سال ۱۳۵۷، به اصفهان بازگشت و فعالیتهای خود را در عرصه ادبیات و فقه ادامه داد و در مدت دو سال، یعنی تا سال ۱۳۵۹، به مطالعات حرفهای و آکادمیک در این زمینهها پرداخت.
در سال ۱۳۵۹، استاد عبودیت وارد حوزه علمیه قم شد تا در کنار تحصیل در این حوزه، مطالعات فلسفی خود را نیز ادامه دهد. حضور او در درسهای خارج از استادانی همچون مرحوم آیتالله بهجت، تأثیر بسزایی در تکمیل مطالعات فلسفیاش داشت. این تجربهها موجب شد که او پس از اتمام تحصیلات حوزوی، بهصورت تخصصی و عمیقتری به فلسفه اسلامی بپردازد.
علاوه بر مطالعات فلسفی و حوزوی، استاد عبودیت از دوران نوجوانی علاقه شدیدی به طبیعت و هنر، بهویژه نقاشی از طبیعت داشت. در سال ۱۳۴۹، بدون استاد و بهطور خودآموز، در عرصه هنر نقاشی شروع به فعالیت کرد. این علاقه به هنر در او بهگونهای شکوفا شد که تا سالها بهصورت تجربی و مستقل به کشف و یادگیری دنیای هنر پرداخت. در این مسیر، او با جوانی خوشذوق آشنا شد که در نقاشی پرتره تبحر داشت و بهعنوان اولین مشوق جدی و راهنما، راه نقاشی را برای استاد عبودیت هموار کرد. استاد عبودیت تکنیک رنگ و روغن را بهعنوان ابزاری برای بیان هنری خود انتخاب کرد و به نقاشی از طبیعت، که همواره در دل او جایگاهی ویژه داشت، پرداخت.
او از سال ۱۳۶۳ بهطور انفرادی، اما با مشورت و تشویقهای مرحوم علامه مصباح یزدی، دوباره به فعالیت هنری خود پرداخت و نقاشی را بهعنوان یک سرگرمی و در اوقات فراغت ادامه داد.
استاد عبودیت در خلق آثار خود پیرو چه هنرمندی هستند؟ مهمترین شاخصه این نمایشگاه چیست؟
مهمترین شاخصه این نمایشگاه، شخصیت برجسته برگزارکننده آن است. ایشان مقلد ایوان شیشکین، نقاش معروف روسی قرن ۱۹، هستند که به «حماسهسرای جنگل» شهرت دارد. شیشکین بیشتر به نقاشی مناظر طبیعی، جنگلها، بیشهزارها و کوهستانها پرداخته است. سبک ایشان در نقاشی طبیعتگرایانه یا naturalism است؛ رویکردی که با توجه به جزئیات دقیق و واقعگرایانه طبیعت، به تصویر کشیدن مناظر طبیعی را بهطور کامل و بدون هرگونه اغراق هنری دنبال میکند.
سبک نقاشی برگزارکننده این نمایشگاه مدرن است و در قالب هنرهای تصویری متداول در قرن بیستم نمیگنجد. ایشان نه به کوبیسم که به آن هجوگرایی هم گفته میشود، تمایل دارند و نه به اکسپرسیونیسم که به هیجاننگاری یا تجسم احساسات فردی اختصاص دارد.
همچنین ایشان در دنیای سورئالیسم که به تصویر واقعیتهای فراتر از واقعیتهای شناختهشده پرداخته میشود، جایی ندارد. در حقیقت، نقاشیهای این هنرمند، با وفاداری به واقعیت و درعینحال با نگاه هنری و دقیق به دنیای طبیعی، تلاشی است برای ارائه تصاویری زنده از آنچه در طبیعت میگذرد، بدون اغراق یا تغییرات غیرواقعی.
چطور ایشان میان تفکر فلسفی و خلق هنری پلی ایجاد کردند؟
استاد عبودیت در وهله اول فیلسوفی صاحبنظر است که شاگردی آیتالله مصباح یزدی را در کارنامه خود دارد و اکنون درزمینه حکمت متعالیه، بهویژه در شناخت و تحلیل آثار ملاصدرا، از سرآمدان ایران محسوب میشود. بهجرئت میتوان گفت اگر در ایران تنها ۱۰ نفر از برجستهترین متخصصان فلسفه ملاصدرا را نام ببریم، استاد عبودیت بیشک یکی از آنها خواهد بود.علاوه بر این، ایشان خطاطی هنرمند نیز هستند، هرچند تاکنون نمایشگاهی مستقل در این زمینه برگزار نکردهاند. جالبتر آنکه استاد عبودیت در دیگر عرصههای هنری نیز دستی توانمند دارند و آنچه شخصیت ایشان را متمایز میکند، ترکیب منحصربهفرد دانش و هنر است.
ویژگی برجسته استاد عبودیت این است که ایشان هم اهل علم هستند و هم اهل طبیعت. بهگونهای که میتوان بهدرستی به او لقب فیلسوفنقاش یا لقب حکیم هنرمند را داد. درواقع میتوان او را فیلسوفی نقاش یا حکیمی هنرمند نامید. چنین ترکیبی از فلسفه و هنر، ایشان را به شخصیتی نادر و الهامبخش بدل کرده است که تأثیری عمیق بر هر دو عرصه بهجای میگذارد.
به چه صورت نقاشیهای ایشان بهعنوان بازنمودی از تجلی طبیعت، به مخاطب کمک میکند تا به شهودی فلسفی برسد؟
در فلسفه و هنر، میان دو مفهوم «الهیات طبیعی» (Natural Theology) و «الهیات طبیعت» (Nature Theology) تفاوتهای بنیادینی وجود دارد که شخصیت هنری و فلسفی استاد عبودیت را بهخوبی تبیین میکند. استاد عبودیت طرفدار الهیات طبیعت است؛ جریانی که بهجای اثبات وجود خدا از طریق نظم و قوانین موجود در طبیعت، بر نمایش تجلی الهی از دل طبیعت تمرکز دارد.
در الهیات طبیعی، متفکران با بهرهگیری از استدلالهایی همچون برهان نظم، به دنبال اثبات وجود خدا از طریق پدیدههای طبیعی مانند آسمانها، کهکشانها و قوانین علمی هستند. در مقابل، الهیات طبیعت فراتر از این نگاه میرود. این رویکرد تلاش میکند تا خداوند را از خلال طبیعت به نمایش بگذارد؛ نه با استدلال و برهان، بلکه از طریق شهود هنری و فلسفی.
برای استاد عبودیت، این فرایند در سه مرحله خلاصه میشود:
بود: هستی یا واقعیت مطلق طبیعت که بدون دخالت ذهن انسان وجود دارد.
نمود: درکی که فیلسوف یا هنرمند از این هستی پیدا میکند. این مرحله به معنای پدیدار شدن طبیعت در ذهن هنرمند یا فیلسوف است.
بازنمود: بازنمایی یا ارائه این درک و شهود به دیگران، که در هنر استاد عبودیت بهصورت نقاشیهای زیبای طبیعتگرایانه (Naturalism) دیده میشود.
بهعبارتدیگر، استاد عبودیت از طبیعت بهعنوان پلی برای همراه کردن مخاطبان خود با شهود فلسفیاش استفاده میکند. او با آثار هنریاش میکوشد تا «بود» طبیعت را به «نمود»ی در ذهن خود تبدیل کند و سپس آن «نمود» را به شکلی ملموس و بصری برای مخاطب «بازنمود» کند. نقاشیهای او، بازنمودی از تجلی خداوند در طبیعت هستند؛ آثاری که مخاطب را در شهودی که هنرمند از طبیعت داشته، شریک میکنند.
فکر میکنید جایگاه هنر در بین حوزویان و اهالی علوم انسانی در دانشگاه چگونه است؟ هنر چه تأثیری در بین این قشر میتواند داشته باشد؟
بهرغم پیشینه درخشان فرهنگی و هنری ایران، هنر در میان حوزویان کمتر بهعنوان یک عرصه جدی تلقی شده است. گرچه روحانیان بسیاری را میتوان یافت که به خطاطی و شعر پرداختهاند یا حتی در هنرهایی مانند نقاشی مینیاتور و آواز فعالیت داشتهاند، اما نقاشی مدرن یا طبیعتگرایانه، هنری است که در این میان کمتر به چشم میخورد. استاد عبدالرسول عبودیت شخصیتی است که تواضع، اخلاقمداری و مهربانی او در کنار قدرت علمی و فلسفیاش، او را به چهرهای بینظیر در حوزه علمیه تبدیل کرده است. او با وجود جایگاه برجستهاش در فلسفه اسلامی و حکمت متعالیه، بهطور کامل از شهرتگریزی برخوردار است و همواره در سایه فعالیتهای علمی و هنری خود باقی مانده است.
شاید بتوان گفت استاد عبودیت در میان روحانیون، نمونهای کمنظیر است؛ چرا که در کنار سابقه درخشان حوزوی و توانایی فلسفی بیبدیل، بعد هنری ویژهای نیز دارد. اگرچه در حوزههای علمیه روحانیانی را سراغ داریم که به هنرهای مختلف از جمله خطاطی، شعر، نقاشیمینیاتور و حتی آواز پرداختهاند، اما نقاشی، آن هم در سبک طبیعتگرایی، هنری است که کمتر میان روحانیان دیده شده است.
در مقایسه با برخی روحانیانی که وارد عرصههای هنری مانند سینما شدهاند و در این مسیر گاه از اصالت حوزوی خود فاصله گرفتهاند، استاد عبودیت موفق شده است هنرش را بهعنوان ابزاری برای تقویت پیامهای فلسفی و معنوی خود حفظ کند. این ویژگی او را به الگویی استثنایی تبدیل کرده است؛ روحانیای که هنر را نه وسیلهای برای استحاله شدن، بلکه ابزاری برای بازنمایی ارزشهای عمیق فلسفی و دینی میداند.





