خائن که بود و چه کرد؟ / فیلمی تاریخی که «تاریخی» نخواهد شد

آخرین ساخته مسعود کیمیایی فیلمی است توانا در ساحت تصویر و طراحی صحنه و لباس که احتمالا در همین اندازه باقی می‌ماند. «خائن‌کشی» چیزی جز یک فیلم خوش‌آب‌ورنگ و پرهزینه به کارنامه کیمیایی اضافه نمی‌کند.

تاریخ انتشار: 12:14 - دوشنبه 1 بهمن 1403
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
خائن که بود و چه کرد؟ / فیلمی تاریخی که «تاریخی» نخواهد شد

به گزارش اصفهان زیبا؛ آخرین ساخته مسعود کیمیایی فیلمی است توانا در ساحت تصویر و طراحی صحنه و لباس که احتمالا در همین اندازه باقی می‌ماند. «خائن‌کشی» چیزی جز یک فیلم خوش‌آب‌ورنگ و پرهزینه به کارنامه کیمیایی اضافه نمی‌کند.

«خائن‌کشی» از هر نظر دچار اغتشاش است که مهم‌ترین اغتشاش آن در قصه و فیلم‌نامه موج می‌زند. فیلم از ابتدا با انبوهی از دیالوگ‌های بزرگ و غلوشده، در بحبوحه رخدادی که برای تماشاگر درست جا نمی‌افتد با چه قصد و نیتی و توسط چه کسانی انجام می‌شود، شروع به کار می‌کند. سکانسی داریم پر از سروصدا و تیراندازی‌های تصنعی. جناح افراد مشخص نیست و همه به هم تیر می‌زنند و از هر گوشه شخصیتی ظاهر می‌شود و کاری می‌کند و گم‌شدگی مخاطب در خطوط قصه بیشتر و بیشتر می‌شود.

قرار است تماشاگر با این دیالوگ‌های حجیم و این چهره‌های متعدد که به‌ترتیب و بی‌منطق جلوی دوربین می‌آیند، میخکوب شود؛ ولی در اصل، تنها با نمایشی کوتاه از نقش‌آفرینی‌ها و طرح‌های ابتدایی یک سریال بلند که هیچ‌گاه ساخته نخواهد شد، روبه‌رو هستیم. موضوع و موقعیت فیلم امکان‌ها و فرصت‌های بسیاری می‌تواند داشته باشد. با سرقت بزرگی رُخ‌به‌رُخ می‌شویم که قرار است پُر از مناقشه‌های سیاسی و اجتماعی باشد و تداخل و تعارض نیروهای مختلف سیاسی و نظامی را به تصویر بکشد؛ آن‌هم در برهه حساسی چون اوایل دهه ۱۳۳۰ در ایران و دوران نخست‌وزیری مصدق. اما چه سود؟ خائن‌کشی هم در کنار فیلم‌های پرخرج و پربازیگری قرار خواهد گرفت که بالای فهرستشان بزرگ نوشته است: «امکان‌های ازدست‌رفته».

یکی از عواملی که ارتباط حداقلی با اثر را سخت می‌کند، غلوشدگی و باورناپذیری بازی بازیگرها و دیالوگ‌هاست. برای نزدیک‌کردن فضای فیلم به موقعیت تاریخی مدنظر، لازم نیست بازیگران در چشمان هم نگاه کنند و انگار که دارند نمایشنامه یا بیانیه می‌خوانند، با لحنی ادبی یا با جمله‌هایی قصار با هم حرف بزنند. می‌توان روی به‌کارگیری اصطلاح‌ها و کلمات و جمله‌های پرکاربرد هر قشر جامعه در آن زمان خاص پژوهش کرد و فیلم‌نامه را بر آن اساس نوشت؛ کاری که در همه پروژه‌های تاریخی معمول و ضروری است؛ اما هم‌زمان می‌بایست از یک لحن ادبی و غلوشده دوری کرد تا دیالوگ‌ها، جمله‌های باورپذیر و مؤثری باشند که مثلا از دهان آن دو مرد درمی‌آید و تصنعی‌بودنشان در یاد نمی‌ماند.

دیگر مناقشه‌ای که می‌توان پیش کشید، درباره حضور این حجم از بازیگران مشهور و گران‌قیمت است. دوجین بازیگر داریم که بینشان کسانی دیده می‌شوند که نه بازیگر، که در اصل خواننده، منتقد و حتی کارگردان‌اند و حالا معلوم نیست به چه منظور و مقصودی در فیلم حاضر و ظاهر شده‌اند و چه ارجحیتی نسبت به بازیگرهای دیگر داشته‌اند. به‌واقع باید پرسید این حجم از آدم‌های چهره، بعضا برای نقش‌هایی کاملا فرعی چه ضرورتی داشته است. انگار تهیه‌کننده فقط می‌خواسته است رفقا و آشنایانش را دور هم جمع کند تا کمی خوش بگذرانند و کنارش هم در لوکیشن‌های قدیمی و بازسازی‌شده، با لباس‌های شیک و نوستالژیک و سیگار، یک فیلمی اگر شد بسازد. ازطرفی هم کار سختی است که این همه چهره را در یک پروژه داشته باشی و تقریبا از همه‌شان بازی خوبی نگیری.

«خائن‌کشی» فیلمی است که هیچ‌گاه شروع نمی‌شود؛ فقط ذوق دارد بازیگران رنگارنگش را در لوکیشن‌ها و نقش‌های نامعمول نمایش دهد و رادیووار دیالوگ تولید کند؛ البته که کیمیایی اگر 100تا فیلم ضعیف‌تر از «خائن‌کشی» هم بسازد، کماکان «استاد قهرمان‌سازی» و یکی از ستاره‌های سپهر جاویدان سینمای ایران باقی خواهد ماند.