فعالان استارتاپی از دشواری‌های تعامل با برخی ارگان‌ها می‌گویند

قوانین فرسوده کسب‌وکارهای نوین

کسب‌وکارهای نوین و دانش‌بنیان موتور محرکه‌ی اقتصاد استان هستند. ازاین‌رو، شناخت مشکلاتشان و رسیدگی و حل‌وفصل این موانع واجب و ضروری است.

تاریخ انتشار: ۰۹:۵۵ - سه شنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
قوانین فرسوده کسب‌وکارهای نوین

به گزارش اصفهان زیبا؛ کسب‌وکارهای نوین و دانش‌بنیان موتور محرکه‌ی اقتصاد استان هستند. ازاین‌رو، شناخت مشکلاتشان و رسیدگی و حل‌وفصل این موانع واجب و ضروری است.

به نظر کارشناسان و اهالی کسب‌وکارهای نوین، برخی قوانین قدیمی مخل فعالیت‌هایشان شده است.

کسب‌وکارهای نوپا باید از میان مسیرهای پرپیچ‌وخم مجوز، قوانین فرسوده و قواعد بیمه‌ای منسوخ شده عبور کنند.

شرایطی که نه‌تنها به رشد استارتاپ‌ها کمکی نمی‌کند، بلکه هر روز آنها را در باتلاقی از قوانین نامفهوم، موازی و گاه متضاد فرو می‌برد.

محمد کرمانی، مدیرعامل شرکت آبی سفید، بر این عقیده است که افزایش مالیات بر ارزش افزوده، به‌جای پرداخت حق بیمه به تأمین اجتماعی، بهترین روش کاهش هزینه‌ها برای کارفرمایان کسب‌وکارهای نوین است.

او معتقد است مالیات یک سری قواعد شفاف دارد، ولی قوانین تأمین اجتماعی، مبهم است و به همین دلیل، اکثر افراد حاضر به سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌ها نیستند و این خود دلیلی است بر افزایش دلالی‌ها و مهاجرت نخبگان.

به نظر او، راه‌حل برون‌رفت از این مشکل، این است که به‌جای پرداخت 30 درصد از حقوق بابت بیمه تأمین اجتماعی، بهتر است 7 درصد، به ارزش افزوده کالا و خدمات اضافه شود تا هم جلوی دلالان گرفته شود و هم درآمد واقعی به جیب کارفرمایان و کارگران برگردانده شود.

به گفته‌ی مدیرعامل فضای اشتراکی آبی سفید، در یک کلام، مهم‌ترین آسیب و اختلال در نظام اقتصادی کشور را ساختار تأمین اجتماعی ایجاد می‌کند.

محمد کرمانی توضیح داد: جریمه‌هایی که تأمین اجتماعی برای شرکت‌ها اعمال می‌کند، در سال‌های مختلف فرق دارد. در برخی مواقع یک موضوع خلاف قانون است و در برخی مواقع خلاف قانون نیست و این برای فعالان کسب‌وکارهای نوین سردرگمی ایجاد می‌کند.

افزایش دلالی‌ها نسبت به کسب و کارهای نوین و مهاجرت نخبگان

وی با بیان اینکه شغل دلالی در ایران سودآورترین شغل است و هزینه‌های کمی نیز دارد، ادامه داد:

30 درصد از حقوق کسی که کار می‌کند، برای پرداخت بیمه تأمین اجتماعی کسر می‌شود، ولی کسی که دلالی می‌کند هیچ کمکی به تأمین امنیت اجتماعی نمی‌کند و حتی بهایی بابت این کار نیز پرداخت نمی‌کند.

درنتیجه، دلالی به نسبت شغل‌های دیگر، از جمله کسب‌وکارهای نوین، سودآورتر و کم‌هزینه‌تر است و قوانین دست‌وپاگیری نیز ندارد.

درنتیجه، افراد بیشتر به سمت دلالی روی می‌آورند و سرمایه‌های خود را در کسب‌وکارهای نوین و دانش‌بنیان وارد نمی‌کنند و به همین دلیل، نخبگان هم که حمایتی ندارند، مهاجرت می‌کنند و حتی فرار مغزها اتفاق می‌افتد.

کرمانی می‌گوید: ادعای دانش‌بنیان و توسعه‌ی گردشگری و صادرات خدمات و غیره داریم، ولی حتی فروش زرشک از مالیات بر ارزش افزوده معاف است.

ولی خدمات مهندسی هم مالیات بر ارزش افزوده دارد و هم باید 30 درصد از حقوق کارکنان را به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت کند و دولتی‌ها به‌جای رسیدگی به این مشکلات، بیشتر مشغول برگزاری همایش‌های نه‌چندان مفید هستند.

وی با تأکید بر زیان‌ده بودن شرکت‌های تأمین اجتماعی، ادامه می‌دهد: درآمدهای مالیاتی در بودجه عمومی آورده می‌شود، ولی درآمدهای تأمین اجتماعی در بودجه نوشته نمی‌شود و در تاریک‌خانه‌ی شرکت‌های زیرمجموعه‌ی تأمین اجتماعی، با پول مردم شرکت‌های ضررده ایجاد می‌کنند که پول واریزی به این‌ها نیز از بودجه عمومی تأمین می‌شود.

او ادامه می‌دهد: فرض کنید در خرید و فروش آهن، اگر 30 درصد آهن گران شود، مالیات بر ارزش افزوده آن نیز محاسبه می‌شود و به دولت پرداخت می‌شود که البته همین هم با ترفندهایی پرداخت نمی‌کنند.

ولی اگر همان پول روی یک استارتاپ با کسب و کار نوین در حوزه فناوری اطلاعات سرمایه‌گذاری شود، چون بیشتر درآمدی که به‌دست آمده است باید تبدیل به حقوق کارکنان شود که 30 درصد از آن نیز وارد جیب تأمین اجتماعی می‌شود، سود آن‌چنانی حاصل نمی‌شود، درنتیجه درآمد کسب‌وکارهای دانش‌بنیان و نوین حتی به جریمه‌های تأمین اجتماعی هم نمی‌رسد.

درنتیجه کاملاً مشخص می‌شود که چرا افرادی که سنین بالا دارند و پولدار هستند اصلاً رغبتی ندارند در این حوزه سرمایه‌گذاری کنند، چون قوانین دست‌وپاگیر را می‌دانند و تجربه کرده‌اند.

بنابراین مردم هم به سمت دلالی که هزینه‌ها و قوانین کمتری دارد روی می‌آورند و درنتیجه نخبه‌ها هم مهاجرت می‌کنند، چون جایی برای حمایت از خودشان نمی‌بینند.

وی ادامه می‌دهد: از رئیس‌جمهورها تا معاون رئیس اداره‌های شهرستان‌های دورافتاده، از نماینده‌های خبرگان تا نمایندگان شوراهای روستاها در این کشور در مورد توسعه نوآوری و اقتصاد دانش‌بنیان و غیره صحبت کرده‌اند، ولی هیچ‌کس به مشکل واقعی و مهمی به اسم تأمین اجتماعی فکر هم نمی‌کند، چرا که همه از آن فرار می‌کنند.

درصورتی‌که مهاجرت، دلالی، کمبود فرصت‌های شغلی، عجیب‌وغریب بودن بودجه، شرکت‌های دولتی بی‌سروته و غیره همه ریشه در این ساختار ناکارآمد دارد، ولی چون در مورد موضوعات دیگر راحت‌تر می‌شود صحبت کرد و همایش برگزار کرد، همه در مورد آن‌ها صحبت می‌کنند و تأمین اجتماعی را نادیده می‌گیرند.

او می‌گوید: راه‌حل هم خیلی ساده است، امروزه سامانه مودیان و ساختار ارزش افزوده خیلی خوب و قوی پیاده شده است که البته فلسفه قانون پنجاه سال پیش تأمین اجتماعی هم چیزی شبیه به همین ارزش افزوده بوده است.

او می‌گوید: به نظر من باید تمام قوانین نامربوط تأمین اجتماعی لغو شود و به‌جای آن درصدی، برای مثال هفت درصد، به ارزش افزوده اضافه شود.

درنتیجه هم جلوی دلالی گرفته می‌شود و هم با سرمایه‌گذاری مردم در حوزه‌های دانش‌بنیان از فرار مغزها جلوگیری می‌شود، این روش پیچیده و فسادزا هم نیست.

با این راه‌حل تمام مشکلاتی که اشاره شده هم حل می‌شود. اگر این روش اجرا شود، دیگر 30 درصد از حقوق بابت تأمین اجتماعی کم نمی‌شود و فقط به‌دلیل اضافه شدن هفت درصد مالیات بر ارزش افزوده هزینه‌ها نیز هفت درصد بیشتر می‌شود، ولی با این وجود نیز رفاه همه مردم، کارگر و کارمند و غیره بیست‌وسه درصد نیز بیشتر می‌شود، درنتیجه ضرر آن کمتر و سوددهی آن بیشتر است.

قوانین دست و پاگیرند!

در ادامه مدیرعامل استارتاپ تپ پرشیا نیز می‌گوید: ما به‌عنوان استارتاپی در حوزه گردشگری به واسطه اینکه فعالیتمان در حوزه گردشگری بود متوجه شدیم متولی ما وزارت میراث است، درنتیجه برای گرفتن مجوز به وزارت میراث مراجعه کردیم، ولی در طول سه سال رفت‌وبرگشت و پیگیری‌های ما، میراث اصفهان جوابگوی ما نبود.

بنابراین در سال ۹۸ از طریق معاون وزیر کار به معاون وزیر گردشگری معرفی شدیم و از این طریق پیگیری‌های ما توسط وزارت میراث و کارشناسان آن بررسی شد و بالاخره فعالیت‌های نوآورانهٔ ما در حوزه گردشگری را تأیید کردند.

البته ازآنجاکه در آن زمان پلتفرم‌های آنلاین محدودیت‌هایی داشت و نمی‌توانست جوابگوی ما باشد، مجبور شدیم شرکتمان را با عنوان مجوز آژانس مسافرتی ثبت کنیم؛ چراکه هم فعالیت‌های ما را پوشش می‌داد و هم محدودیت‌های کمتری داشت.

هادی ناجی تصریح می‌کند: بعد از تعامل با وزارت میراث و انجام فعالیت‌های گسترده‌تر در حوزه گردشگری متوجه شدیم که باید با ارگان‌ها و سازمان‌های دیگری هم مانند وزارت خارجه، تأمین اجتماعی برای امور بیمه‌ای، ارگان‌های امنیتی برای گرفتن ویزای مسافرین، معاونت علمی ریاست‌جمهوری به‌عنوان حامی فعالیت‌های دانش‌بنیان و غیره نیز در ارتباط باشیم.

البته متأسفانه معاونت علمی یک فرایند پیچیده فرسایشی را برای شرکت‌های دانش‌بنیان ارائه کرده است و عده‌ای که حقشان نیست صرفاً با استفاده از رانت از وام‌ها و معافیت‌های مالیاتی و بیمه‌ای استفاده کرده‌اند چه در حوزه گردشگری چه در حوزه‌های دیگر.

ناجی بیان می‌کند: عملاً شرکت ما به‌عنوان یک شرکت خلاق سودآوری آن‌چنانی نداشت؛ ازاین‌رو باتوجه‌به اینکه فعالیتمان در حوزهٔ گردشگری بود و باعث ورود و جذب مسافرین خارجی نیز می‌شدیم و ارزآوری داشتیم، متوجه شدیم که فعالیت ما در حوزه خدمات صادراتی نیز قرار می‌گیرد.

در وزارت صمت مجموعه‌ای هست به نام سازمان توسعه تجارت که این سازمان متولی این هست که به شرکت‌هایی که در حوزه ارزآوری در ایران فعالیت می‌کنند خدمات ارائه می‌دهد؛ مانند بعضی معافیت‌های مالیاتی و غیره.

وی خاطرنشان می‌کند:

البته تقریباً طی دو سالی که با این مجموعه آشنا شدیم متوجه شدیم که هیچ گفتمان مشترکی بین ما و این سازمان باتوجه‌به روند گردشگری به‌روز دنیا وجود ندارد و این سازمان با ملاک‌ها و قوانین منسوخ شده و سنتی خودشان که ازسی‌سال پیش با آژانس‌های مسافرتی داشتند ما را نیز ارزیابی می‌کنند.

من هرچه تلاش کردم که بگویم این قوانین دست‌وپا گیراست به‌جای اینکه از ما حمایت کنند و سرعت رشد ما رو بیشتر کنند فقط انرژی ما را هدر می‌دهند.

این فعال استارتاپی اذعان می‌کند: ارگان دیگری که با قوانین دست‌وپاگیر خود مانع رشد استارتاپ‌ها می‌شود، سازمان امور مالیاتی کشور هست.

ما به‌عنوان کارآفرین با فعالیت‌های خود باعث ارزآوری می‌شویم، به جوان‌های ایرانی فرصت می‌دهیم در کشور خود بمانند و درآمد کسب کنند.

در واقع ارز را سر سفره هزاران راهنما، راننده، هتلدار، کارمندان هتل‌ها و غیره می‌بریم و به‌واقع ما در صف اول این جنگ اقتصادی برای کشورمان جهاد می‌کنیم، ولی مسئولین دست‌وپای ما را می‌گیرند و نه می‌گذارند رشد کنیم و نه حال خوبی داشته باشیم.

درواقع بنده به‌عنوان یک کارآفرین در این چند سال گذشته از تعامل با این مجموعه‌های دولتی فشل و نابود، بسیار فرسوده و ناتوان شده‌ام.

من کسی بودم که در حوزه گردشگری فعالیت می‌کردم قطعاً فرد دیگری در حوزه‌های دیگر نیز چنین است و ممکن است با وزارت‌خانه‌های دیگر در تعامل باشد و این آسیب‌ها را ببیند.

ناجی تأکید می‌کند: واقعیت این است که صرفاً یک پوسته‌ای از مفهوم استارتاپ در ایران دیده شده است؛ ولی متأسفانه بسترهای قانونی نه مهیای حمایت از استارتاپ‌ها هستند و نه فضا را باز گذاشتند که نوآوری‌های بیشتری انجام دهند و آن‌قدر قوانین ما دست‌وپاگیر هست که تمام انرژی، روح روان و جسم کارآفرینان و تیم آن‌ها را می‌گیرد.