کشور نیاز به سخنان همدلانه دارد؛ نه صحبت‌های تئوریک و افتراق‌برانگیز

سکوت روشنفکران بهتر از فریادهای شماست!

در شرایطی که جنگ دوازده‌روزه ایران و رژیم صهیونیستی به بهترین شکل ممکن و به دور از تصور بسیاری از تحلیلگران، توانست بعد از چندین سال، انسجام ملی را در ایران‌ترمیم و به شکلی دیگر احیا کند، اما هنوز هستند کسانی که صدای مردم را به درستی نشنیده‌اند.

تاریخ انتشار: 11:16 - چهارشنبه 1 مرداد 1404
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
سکوت روشنفکران بهتر از فریادهای شماست!

به گزارش اصفهان زیبا؛ در شرایطی که جنگ دوازده‌روزه ایران و رژیم صهیونیستی به بهترین شکل ممکن و به دور از تصور بسیاری از تحلیلگران، توانست بعد از چندین سال، انسجام ملی را در ایران‌ترمیم و به شکلی دیگر احیا کند، اما هنوز هستند کسانی که صدای مردم را به درستی نشنیده‌اند.

در یک ماه اخیر برخی صحبت‌ها در تفسیر امر ملی و نسبت آن با امر دینی و حکومت اسلامی موجب شده است این شائبه به‌وجود بیاید که برخی از افرادی که این صحبت‌ها را از تریبون‌های رسمی و غیررسمی بیان می‌کنند، اصلا علقه‌ای به انسجام به‌وجود آمده ندارند و آن را منافی با منافع خود می‌بینند.

به‌عنوان‌مثال، از طرف یکی از کارشناسان فرهنگی در تلویزیون صحبتی از آیت‌الله جوادی‌آملی نقل شد که این عالم بزرگ می‌گوید: «رزمندگان در دوران دفاع‌مقدس قبل از عملیات زیارت عاشورا می‌خواندند، نه سرود “ای ایران، ای مرز پرگهر”.»

این افراد که طی سال‌های گذشته نشان داده‌اند فهمی تقلیل‌گرا و یک‌طرفه از جامعه دارند و خود را محور درستی می‌دانند، گویی حق در جیب آن‌هاست، در دوره پساجنگ (البته ممکن است دوره قبل از جنگ فراگیرتر باشد) به جای تقویت انسجامی که به بهای خون به‌دست آمده است، با تریبون‌هایی که به‌شکلی مفت و رایگان در اختیارشان قرارداده‌شده، سخنانی بر زبان می‌رانند که بوی افتراق و جدایی می‌دهد.

به اینکه سخنان آن‌ها از نظر تئوریک یا دینی چقدر درست و صحیح است، کاری نداریم؛ یعنی اعتبارسنجی این سخنان بر اساس مبانی اسلامی و دینی فعلا در این نوشته جایی ندارد.

اصلا بیایید فرض کنیم هر تفسیری که این حضرات درباره وحدت ملی بیان می‌کنند، صحیح است؛ اما آیا زمانه و نحوه بیان این سخنان نیز درست است؟ واقعا چقدر سخت است که بفهمیم الان کشور و جامعه به سخنان و صحبت‌های همدلانه نیاز دارد؛ آن‌چنان که مقام معظم رهبری همیشه بیان می‌کنند، نه صحبت‌هایی که ظاهری تئوریک و نظری و باطنی افتراق‌برانگیز دارند.

این سخنان را اگر در سر افراط‌گرایانه طیف قرار دهیم، سر دیگر آن طیف صحبت‌های مبتذل و سخیفی بود که در رسانه رسمی کشور درباره نفوذ در سران مملکتی بیان شد. هر دو نوع این صحبت‌ها در شرایط کنونی نه انذار و هشداری به مردم ایران می‌دهد، نه کمکی به فهم شرایط زمانه می‌کند.

ظاهرا این صحبت‌ها یا برای دیده‌شدن، مطرح می‌شود یا ناشی از فهم غلط و قدیمی در خصوص جامعه است یا نشان می‌دهد منافع بیان‌کننده به خطر افتاده.اینکه نخبگان ما هنوز هم سعی می‌کنند با همان ریل‌گذاری‌های سنتی و قدیمی، شرایط کشور را تحلیل کنند، پدیده عجیب و متناقض‌نمایی است؛ عجیب از نظر میزان درک پایین آن‌ها از دوران پساجنگ و متناقض‌نما از نظر ادعای همه‌چیزفهمی آن‌ها.

یکی از ایرادهایی که به برخی از روشنفکران فرهنگی و هنری در دوران جنگ دوازه‌روزه گرفته می‌شد، این بود که در این دوران به جای حضور در میدان اثرگذاری، مهر سکوت بر لب‌های خود زدند تا خدایی‌نکرده با ذکر مصیبتی هرچند کوتاه، زخمی بر چهره غرب موعود آن‌ها وارد نشود.

با این حال به نظر می‌رسد این سکوت بهتر از فریادهای به ظاهر انقلابی طیفی باشد که با هزینه مردم و با ادعای روشنگری و بصیرت‌افزایی، می‌خواهند شکافی جدید در دل انسجام جامعه ایرانی پس از جنگ
ایجاد کنند.