این روزهای کرونایی تحریریهها خالیتر و خلوتتر از هر زمان دیگری هستند و در آنها ردپایی از جنب و جوش و تلاش برای ربودن سوژههای روز و بکر و پرداختن به آنها قبل از اینکه رقبا به آن دست یابند و سوژه را از آن خود کنند، نیست. هرچند مطبوعات و خبرگزاریهای اصفهان، حالا چندین و چند سال است که به چنین تحریریههایی تقریبا عادت کردهاند و مدیران مسئول و سردبیران برخی از این روزنامهها و نشریهها برای گریز از پرداخت حقوق و حقالتحریر به خبرنگاران و روزنامهنگاران عطای حضور آنها را به لقایشان بخشیدهاند و ترجیح میدهند که صفحات خود را با عکسها و محتواهای اینترنتی پُر کنند و به قول یکی از همین سردبیران، روزنامهداری این روزها جای روزنامهنگاری را گرفته است، اما وضعیت کرونایی و جولان این ویروس مهارناشدنی معادلات جدیدی را برای مطبوعات و خبرگزاریها به ویژه همان تعداد محدودی که در حوزه تولید محتوا فعال بودند و به عکس و خبرهای دریافتی بسنده نمیکردند، رقم زد و باعث شد تا بنا به مصلحت و رعایت پروتکلهای بهداشتی برخی از آنها از تحریریهها دور شوند و در خانه دورکاری کنند.
کرونا معادله زندگی آدمها را بر هم زد و باعث شد آنها سبک و سیاق جدیدی برای ادامه زندگی خود انتخاب کنند؛ زندگی با کرونا و همراهیکردن این ویروس مهلک و افسارگریخته که اکنون حدود 9 ماه از شیوع آن در ایران میگذرد. از همان ابتدایی که سروکله این ویروس چینی پیدا شد، بسیاری از مشاغل و کسبوکارها رکود و ضرر و زیان بسیاری را متحمل شدند و برخی نیز ترجیح دادند برای مدتی آن کسبوکار خود را تعطیل کنند. در این میان، اما خبرنگارها و روزنامهنگارها و سایر اهالی رسانه از جمله کسانی بودند که از همان ابتدای شیوع بیماری کووید 19 بیکار ننشستند و به تولید محتواهای مختلف در این باره پرداختند؛ برخی پا به میدان گذاشتند و با مراجعه به مراکز و بیمارستانهایی که منبع اصلی آلودگی به شمار میآمد به تهیه گزارش میدانی پرداختند. کرونا، اما برخی از روزنامهنگارها را خانهنشین کرد و سبب شد تا آنها به جای حضور در تحریریهها به صورت دورکاری کارشان را ادامه دهند و تجربه جدیدی از روزنامهنگاری را تجربه کنند؛ تجربهای که مهری مصور، سمیه مسرور و مینا عباسیان که هر سه از اهالی رسانه هستند، در گفتوگو با «اصفهان زیبا» از آن میگویند.
کرونا روزبهروز وحشیتر میشود و در سطح شهر بیشتر جولان میدهد. روال زندگی شهروندان اما همچنان عادی و بدون توجه به اخطارها و هشدارهای وزارت بهداشت ادامه دارد. پارکها و معابر شهری مدام از آدم پُروخالی میشوند؛ آدمهایی که به قول خودشان دورهم جمع میشوند تا از اولین روزهای پاییزی و خنکای هوای آن لذت ببرند. پارکهای حاشیه رودخانه و خیابان چهارباغ عباسی دمبهدم غروب، غلغله است و عابران پیاده ماسک بر صورت بهصورت گروهی در حال تردد یا خوردن بستنی و فستفود هستند، بدون اینکه از کرونا ترس و واهمهای داشته باشند؛ چرا که اگر قرار بود ویروس بگیرند تا الان گرفته بودند. این جمله را سعید میگوید؛ پسر 16سالهای که به همراه سه دوست دیگرش تنگ هم روی چمنها نشستهاند و قلیان میکشند و هیچکدام ماسک بر چهره ندارند.
نوسانهای بازار سرمایه و سیر نزولی ادامهدار آن، پای سهامداران را به رفتوآمد نزد فالگیرها باز کرده است؛ سهامدارانی که حالا و در شرایطی که یک ماه از افت بازار میگذرد، از تصمیمها و مداخلات مختلف به منظور گشایش اقتصادی و بازگشت به عقب بورس خسته و ناامید و برای پیشبینی آینده سهامهای خود دست به دامن رمالها و فالگیرها شدهاند؛ کــفبینهــایی که تنـها با یک جستوجوی ساده اینترنتی لیست بلندبالایی از شماره تلفنهای آنها به دست میآید و مدعی هستند با غیبگوییهایشان بازار سرمایه را از «کف» به سقف میرسانند. در برهکشان داغ فالگیرها همه نوع آدمی یافت میشود و مراجعهکنندگان از طبقه یا قشرخاصی نیستند؛ چرا که یکی از همین فالگیرها که میگوید درآمد ماهانهاش به 30 میلیون تومان میرسد، مدعی است که یکی از مراجعهکنندگانش رئیس بانک است و هر چند وقت یکبار برای پیشبینی وضعیت بازار سرمایه و آگاهی از آینده سهامهای خود به او مراجعه میکند.
نزدیک به دو ماه از قرار گرفتن اصفهان در وضعیت قرمز گذشته و این استان هنوز نتوانسته از شرایط حادِ کرونایی خلاصی یابد. اگرچه چندی پیش، طاهره چنگیز که ریاست دانشگاه علوم پزشکی اصفهان را بر عهده دارد، در نشست مجازی خود با خبرنگاران، میزان مرگومیر ناشی از ابتلا به بیماری کووید19 در استان اصفهان را پایینتر از میانگین کشوری خواند؛ اما حالا و با گذشت تنها چند هفته از اظهارنظرهای این مسئول، نام این استان به عنوان رکورددار کرونا در کشور سرخط رسانهها شد و در خروجی خبرگزاریها قرار گرفت. آماری که نشان میدهد، مرگ کرونایی در کمین اصفهان نشسته؛ چرا که صحبتهای اخیر بهروز کلیدری، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی و عضو ستاد مقابله با کرونا از افزایش سه برابری آمار مرگومیر ناشی از ابتلا به بیماری کووید19 در اصفهان حکایت دارد؛
«بیسلیقگی»؛ مفهومی که مرد شماره یک وزارت آموزشوپرورش را واداشت تا رو به لنز دوربین رسانهها بنشیند و بابت رخ دادن آن از یک «جامعه» معترض، عذرخواهی کند: «یک بیسلیقگی در حذف تصویر دختران از کتاب سوم ابتدایی انجام شده است؛ لذا از این بابت عذرخواهی و آن را اصلاح میکنیم.» ماجرا از غیبت دانشآموزان روی جلد کتاب ریاضی سوم دبستان شروع شد؛ جلدی که در فضای مجازی دستبهدست چرخید و کنش و واکنشهای زیادی را به دنبال خود همراه کرد و باعث شد تا کاربران فضای مجازی به این بهانه و با به اشتراک گذاشتن سایر کلیشههای جنسیتی موجود در کتابهای درسی و همچنین با قراردادن عکس «مریم میرزاخانی»، نابغه ایرانی در جلد کتاب ریاضی به این رویکرد آموزشوپرورش بتازند؛ انتقادهایی که استدلال و توجیه تصمیمگیرندگان آن نیز نتوانست، منتقدانش را توجیه کند؛ آنجا که گفته شد: «ازآنجاکه تصویر قبلی بسیار شلوغ و تعداد مفاهیم ریاضی مطرحشده در آن تصویر بسیار زیاد بود، پیشنهاد دوستانی که از منظرهای هنری، زیباشناسی و روانشناسی بخشهای مختلف کتاب را بررسی میکنند بر این بوده است که تصویر خلوتتر شود.
معاون دادستان تهران میگوید توهمزایی ماده مخدر «گل» در ایران 50برابر اروپاست. بر اساس آخرین «شیوعشناسی» که دو سال پیش، نتایج آن بر خروجی خبرگزاری «ایسنا» قرار گرفت نیز تعداد معتادان کشور به دو میلیون و 808 هزار مصرفکننده مستمر مواد مخدر در کشور رسیده است؛ این در حالی است که ماری جوآنا و مشتقات آن شامل گل، گرس، علف با ۱۱,۹ درصد، پس از تریاک دومین مواد مخدر مصرفی در میان مصرفکنندگان مستمر مواد مخدر در کشور اعلام شده است. آنطور که آمارها میگویند، گل ماده مخدر محبوب میان دانشجویان و سایر جوانان است. اعداد و ارقامی که سه سال گذشته در خصوص میزان شیوع این ماده مخدر منتشرشده، نشان میدهد 14,8 درصد مصرفکنندگان گل را دانشجویان تشکیل میدهند.
طرح صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی و ساماندهی پیامرسانهای اجتماعی، دنبالرو طرحی که بهارستاننشینها در دوره گذشته آن را تدوین و اصرار به نهایی کردنش داشتند، اصلاح و بهتازگی در کمیسیون فرهنگی مجلس یازدهم آماده شده؛ طرحی متشکل از 20 ماده و تبصره که قرار است خطونشانهایی باشند برای فعالیت پیامرسانهای داخلی و خارجی. بر این اساس، تمامی پیامرسانها اعم از داخلی و خارجی تنها در صورت تأیید از سوی هیئت سازماندهی و نظارت اجازه فعالیت دارند و در غیر این صورت فعالیت آنها غیرقانونی است و دولت اختیار مسدود کردن آنها را دارد. همچنین بر اساس مفاد این طرح، همه پیامرسانها دو ماه مجال دارند تا به تأیید هیئت سازماندهی و نظارت درآیند و علاوه براین، فعالیت پیامرسانها مستلزم استقرار دفتر نمایندهای از آنها در کشور است.
خودش مصداق نقض غرض است؛ فعالیت نمایندگان در شبکههای اجتماعی فیلترشده برای اعلام مواضع و اظهارنظرهای رسمی از یکسو و مخالفت با ماهیت برخی از این پیامرسانها و محتوایی که در آنها ردوبدل میشود از سوی دیگر و همچنین پیشنهاد طرحی به نام طرح صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی که به گفته بسیاری از حقوقدانان و فعالان حوزه مجازی تصویب آن در تعارض و تقابل با حقوق شهروندی افراد حاضر در جامعه قرار دارد.
زنگ دلهره به صدا در آمده و نگرانیها افزایش یافته است؛ دلهرههایی از جنس کرونا، این سوغات نامبارک چینی که حالا نزدیک هشت ماه است سروکلهاش پیدا شده و نهتنها با معادلات عجیبغریبش، تقویم آموزشی را به هم زده بلکه باعث شده دانشآموزان وارد عصر جدیدی از آموزش شوند و به جای طی کردن راه مدرسه بر سر نیمکتهای مجازی بنشینند و درس و مشق خود را دنبال کنند؛ 14 میلیون دانشآموزی که همه اظهارنظرهای مختلف و سناریوهای متعدد در رابطه با آنها در واپسین لحظات، یعنی زمانی که تنها یکی دو روز به صدا درآمدن زنگ سال تحصیلی در مدارس مانده بود، کنار گذاشته شد و بنا به دستور وزیر آموزش و پرورش، تمامی مدارس، حتی آن دسته از شهرهایی که همچنان در وضعیت قرمز قرار دارند، بازگشایی شدند.
اصفهان ازجمله استانهایی در کشور است که بیشترین تعداد خیریه را در خود جای داده است؛ خیریههایی که در حوزههای مختلف و متنوع مشغول به فعالیتاند و اقدامات و خدمات ارزندهای را به افراد تحت پوشش خود ارائه میدهند. ازجمله این اقدامات، حمایت و کمک به رهایی زندانیان است؛ بهطوریکه به گفته اسدالله گرجی، مدیرکل سابق سازمان زندانهای اصفهان، تنها در 11 شب اول ماه رمضان امسال، 25 زندانی که مبلغ ۲۵ میلیارد و ۵۴۹ میلیون ریال بدهی داشتند، آزاد شدند. از این مبلغ، ۱۰ میلیون و ۳۴۰ میلیون ریال گذشت شکات و مبلغ ۱۵ میلیارد و ۲۵۰ میلیون ریال توسط ستاد دیه از محل کمکهای خیرین و مردم پرداخت تأمین شده است.
عدم امکان حضور در کلاسهای درس و بهرهمندی از آموزش حضوری، شاید برای بسیاری از دههشصتیها که بهدلیل وقوع جنگ تحمیلی، امکان رفتن به مدرسه و نشستن روی نیمکتهای درس را نداشتند، اتفاق تازهای نباشد؛ زمانی که آموزگاران آموزشوپرورش، برای ارائه آموزشهای خود، یکییکی و بهنوبت در قاب جعبه جادویی حاضر میشدند و به شرح مباحث درسی برای دانشآموزان میپرداختند. حالا بیش از سه دهه از آن روزگار گذشته و شیوع بیماری کووید 19 در کشور، شرایطی شبیه به آن سالها را به وجود آورده است؛ وضعیتی که آژیر قرمز مرگ را به صدا درآورده و مانع حضور تماموقت دانشآموزان در مدارس شده است؛ البته با این تفاوت که حالا نقش صداوسیما در آموزش کمرنگتر شده و جای آن را فضای قدرتمند مجازی گرفته است؛ اکوسیستم جذابی که سرشار از قابلیتها و ظرفیتهای متعدد برای تدریس و دنبال کردن امر تعلیم و تربیت است.