ترس از اخراج و کتمان بیماری کووید19؛ این گزارهای است که بهتازگی رسانهها از آن سخن گفتهاند و مدعی شدهاند برخی از کارگران مبتلا به ویروس کرونا به دلیل ترس و واهمه از اخراج و از دست دادن شغلشان، بیماری خود را پنهان میکنند و با همان وضعیت در محل کار حضور مییابند؛ کارگرانی که خیلیهایشان به دلیل عدم توانایی اقتصادی توان خودمراقبتی و تهیه اقلام بهداشتی ندارند و شاید دغدغه نان باعث میشود که قید بسیاری از مسائل دیگر را بزنند و هر طور که شده با چنگ و دندان شغلشان را حفظ کنند؛ حتی اگر این موضوع جان خود یا سایر همکارانشان را به خطر بیندازد.
ائتلافی متشکل از اتحادیههای جهانی، به نمایندگی از حدود ۲۱ میلیون کارگر در سراسر جهان، در پی بحران همهگیری بیماری کرونا، کمپین «بسته نجات و بقا برای صنعت رسانههای چاپی» را راهاندازی کرده است. به گزارش «IFJ»، فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران به همراه اتحادیه جهانی (UNI) از دولتها میخواهند تا با کسب مالیات از شرکتهای بزرگ اینترنتی از رسانههای چاپی حمایت کنند. آنتونی بلانگر، دبیرکل فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران (IFJ) بر ضرورت واکنش فوری دولتها در این زمینه بهعنوان بخشی از کالای عمومی و ستون اساسی دمکراسی تأکید کرد. فعالان این کارزار تلاش میکنند تا دولتها را به اخذ مالیات خدمات دیجیتال از غولهای فناوری مانند آمازون، گوگل، فیسبوک و همچنین تصویب بستههای نجات اضطراری برای صنعت رسانههای چاپی متقاعد کنند.
دردسرهای امیرحسین، پسر 15ساله از زمانی که سروکله کرونا پیدا شده، روزبهروز بیشتر و بیشتر میشود و مشکلاتش چند برابر. او که تا پیشازاین سعی کرده بود کارهای شخصی و فعالیتهای روزانهاش را با استفاده از زبان اشاره خودش و بهتنهایی انجام دهد، حالا با مشکل روبهرو شده است: «در مکانهای عمومی چون ماسک به صورت دارم، نمیتوانم منظورم را به خوبی به دیگران بفهمانم؛ برای مثال، چند روز پیش در اتوبوس میخواستم از کسانی که کنارم حضور داشتند آدرس بپرسم و بدانم که در چه ایستگاهی باید پیاده شوم. آن روز اتفاقا کاغذ و قلم و گوشی همراه هم دنبال نبود و مجبور بودم با ایماواشاره دیگران را متوجه منظورم کنم و ماسکم را پایین بدهم.»
پس از حاشیههای فراوان توزیع یک هزار و 500 دوز واکسن آنفولانزا در میان بهارستاننشینها و روانهشدن سیل انتقادها و طعنه و کنایهها به آنها، حالا نبود این داروی مؤثر در پیشگیری از ابتلا به آنفولانزا در مراکز بهداشتی جریان ساز شده و دست متقاضیان را در پوست گردو گذاشته است؛ درحالیکه امسال، برای اولین بار مراکز بهداشتی موظف شدند واکسن آنفولانزا را در اختیار گروههای پرخطر بگذارند. گفته میشود توزیع این واکسن از اواخر هفته گذشته آغاز شده است. این خبر را مدیرکل دارو و مواد تحت کنترل سازمان غذا و دارو به ایسنا داده و گفته است: «از سوم مهرماه جاری و در فاز اول توزیع، ۱.۵ واکسن آنفولانزا آغاز شده و در حال تحویل به معاونت بهداشتی است و مقرر شده طی دو روز آینده تزریق آن در مراکز بهداشتی به صورت رایگان برای گروههای پرخطر از جمله زنان باردار، بیماران خاص، صعبالعلاج، مزمن و کادر درمان آغاز شود. هنوز واکسن آنفولانزا در داروخانهها توزیع نشده است.
بیماری کووید19 به مرحله فوقبحرانی در کشور رسیده است و مهار و کنترل آن روزبهروز سختتر و فرسایشیتر میشود؛ بهطوریکه از یکی دو هفته اخیر، روزانه بیش از 150 نفر براثر ابتلا به ویروس کرونا جان خود را از دست میدهند و بیش از سههزار نفر بیمار نیز در سرتاسر ایران شناسایی میشوند؛ بیمارانی که حالا بیشتر مراکز درمانی را به خود اختصاص دادهاند و آنها را اشباع کردهاند و شرایط بسیار سختی را پشت سر میگذارند. به همین منظور بایدها و نبایدهای بیماران کرونایی هرروز بیشتر و دایره محدودیتهایشان بزرگتر میشود و آنها را وادار میکند تا برای خلاصی یافتن از این ویروس مهلک، دست به هر کاری بزنند.
در روزهای اخیر و با بسته شدن دوباره آب رودخانه زایندهرود که در نیمه تیرماه بهمنظور کشت تابستانه رهاسازی شده بود، تصاویر متعددی از جاندادن آبزیان و انبوهی از انواع و اقسام ماهیان مرده در بستر خشک رودخانه در فضای مجازی دستبهدست شد؛ تصاویری که شاید به دلیل حجم زیاد اخبار مربوط به ویروس کرونا چندان به چشم نیامد و لابهلای انبوه خبرها گم شد. این تصاویر و همچنین باز و بسته کردن آب در بازههای زمانی مختلف با انتقاد بسیاری از دوستداران و فعالان زیستمحیطی روبهرو شد؛ چراکه بهزعم آنها قطع و وصل کردن جریان آب در بستر رودخانه نهتنها موجب حفاظت از محیطزیست و اکوسیستم موجود نمیشود که اتفاقا پیامدهای زیادی را به همراه دارد. از همین رو آنها اعتقاددارند که جریان آب رودخانه زایندهرود باید بهصورت پایدار و پیوسته هرچند اندک، اما برای همیشه جاری باشد.
این روزهای کرونایی تحریریهها خالیتر و خلوتتر از هر زمان دیگری هستند و در آنها ردپایی از جنب و جوش و تلاش برای ربودن سوژههای روز و بکر و پرداختن به آنها قبل از اینکه رقبا به آن دست یابند و سوژه را از آن خود کنند، نیست. هرچند مطبوعات و خبرگزاریهای اصفهان، حالا چندین و چند سال است که به چنین تحریریههایی تقریبا عادت کردهاند و مدیران مسئول و سردبیران برخی از این روزنامهها و نشریهها برای گریز از پرداخت حقوق و حقالتحریر به خبرنگاران و روزنامهنگاران عطای حضور آنها را به لقایشان بخشیدهاند و ترجیح میدهند که صفحات خود را با عکسها و محتواهای اینترنتی پُر کنند و به قول یکی از همین سردبیران، روزنامهداری این روزها جای روزنامهنگاری را گرفته است، اما وضعیت کرونایی و جولان این ویروس مهارناشدنی معادلات جدیدی را برای مطبوعات و خبرگزاریها به ویژه همان تعداد محدودی که در حوزه تولید محتوا فعال بودند و به عکس و خبرهای دریافتی بسنده نمیکردند، رقم زد و باعث شد تا بنا به مصلحت و رعایت پروتکلهای بهداشتی برخی از آنها از تحریریهها دور شوند و در خانه دورکاری کنند.
کرونا معادله زندگی آدمها را بر هم زد و باعث شد آنها سبک و سیاق جدیدی برای ادامه زندگی خود انتخاب کنند؛ زندگی با کرونا و همراهیکردن این ویروس مهلک و افسارگریخته که اکنون حدود 9 ماه از شیوع آن در ایران میگذرد. از همان ابتدایی که سروکله این ویروس چینی پیدا شد، بسیاری از مشاغل و کسبوکارها رکود و ضرر و زیان بسیاری را متحمل شدند و برخی نیز ترجیح دادند برای مدتی آن کسبوکار خود را تعطیل کنند. در این میان، اما خبرنگارها و روزنامهنگارها و سایر اهالی رسانه از جمله کسانی بودند که از همان ابتدای شیوع بیماری کووید 19 بیکار ننشستند و به تولید محتواهای مختلف در این باره پرداختند؛ برخی پا به میدان گذاشتند و با مراجعه به مراکز و بیمارستانهایی که منبع اصلی آلودگی به شمار میآمد به تهیه گزارش میدانی پرداختند. کرونا، اما برخی از روزنامهنگارها را خانهنشین کرد و سبب شد تا آنها به جای حضور در تحریریهها به صورت دورکاری کارشان را ادامه دهند و تجربه جدیدی از روزنامهنگاری را تجربه کنند؛ تجربهای که مهری مصور، سمیه مسرور و مینا عباسیان که هر سه از اهالی رسانه هستند، در گفتوگو با «اصفهان زیبا» از آن میگویند.
کرونا روزبهروز وحشیتر میشود و در سطح شهر بیشتر جولان میدهد. روال زندگی شهروندان اما همچنان عادی و بدون توجه به اخطارها و هشدارهای وزارت بهداشت ادامه دارد. پارکها و معابر شهری مدام از آدم پُروخالی میشوند؛ آدمهایی که به قول خودشان دورهم جمع میشوند تا از اولین روزهای پاییزی و خنکای هوای آن لذت ببرند. پارکهای حاشیه رودخانه و خیابان چهارباغ عباسی دمبهدم غروب، غلغله است و عابران پیاده ماسک بر صورت بهصورت گروهی در حال تردد یا خوردن بستنی و فستفود هستند، بدون اینکه از کرونا ترس و واهمهای داشته باشند؛ چرا که اگر قرار بود ویروس بگیرند تا الان گرفته بودند. این جمله را سعید میگوید؛ پسر 16سالهای که به همراه سه دوست دیگرش تنگ هم روی چمنها نشستهاند و قلیان میکشند و هیچکدام ماسک بر چهره ندارند.
نوسانهای بازار سرمایه و سیر نزولی ادامهدار آن، پای سهامداران را به رفتوآمد نزد فالگیرها باز کرده است؛ سهامدارانی که حالا و در شرایطی که یک ماه از افت بازار میگذرد، از تصمیمها و مداخلات مختلف به منظور گشایش اقتصادی و بازگشت به عقب بورس خسته و ناامید و برای پیشبینی آینده سهامهای خود دست به دامن رمالها و فالگیرها شدهاند؛ کــفبینهــایی که تنـها با یک جستوجوی ساده اینترنتی لیست بلندبالایی از شماره تلفنهای آنها به دست میآید و مدعی هستند با غیبگوییهایشان بازار سرمایه را از «کف» به سقف میرسانند. در برهکشان داغ فالگیرها همه نوع آدمی یافت میشود و مراجعهکنندگان از طبقه یا قشرخاصی نیستند؛ چرا که یکی از همین فالگیرها که میگوید درآمد ماهانهاش به 30 میلیون تومان میرسد، مدعی است که یکی از مراجعهکنندگانش رئیس بانک است و هر چند وقت یکبار برای پیشبینی وضعیت بازار سرمایه و آگاهی از آینده سهامهای خود به او مراجعه میکند.
نزدیک به دو ماه از قرار گرفتن اصفهان در وضعیت قرمز گذشته و این استان هنوز نتوانسته از شرایط حادِ کرونایی خلاصی یابد. اگرچه چندی پیش، طاهره چنگیز که ریاست دانشگاه علوم پزشکی اصفهان را بر عهده دارد، در نشست مجازی خود با خبرنگاران، میزان مرگومیر ناشی از ابتلا به بیماری کووید19 در استان اصفهان را پایینتر از میانگین کشوری خواند؛ اما حالا و با گذشت تنها چند هفته از اظهارنظرهای این مسئول، نام این استان به عنوان رکورددار کرونا در کشور سرخط رسانهها شد و در خروجی خبرگزاریها قرار گرفت. آماری که نشان میدهد، مرگ کرونایی در کمین اصفهان نشسته؛ چرا که صحبتهای اخیر بهروز کلیدری، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی و عضو ستاد مقابله با کرونا از افزایش سه برابری آمار مرگومیر ناشی از ابتلا به بیماری کووید19 در اصفهان حکایت دارد؛
«بیسلیقگی»؛ مفهومی که مرد شماره یک وزارت آموزشوپرورش را واداشت تا رو به لنز دوربین رسانهها بنشیند و بابت رخ دادن آن از یک «جامعه» معترض، عذرخواهی کند: «یک بیسلیقگی در حذف تصویر دختران از کتاب سوم ابتدایی انجام شده است؛ لذا از این بابت عذرخواهی و آن را اصلاح میکنیم.» ماجرا از غیبت دانشآموزان روی جلد کتاب ریاضی سوم دبستان شروع شد؛ جلدی که در فضای مجازی دستبهدست چرخید و کنش و واکنشهای زیادی را به دنبال خود همراه کرد و باعث شد تا کاربران فضای مجازی به این بهانه و با به اشتراک گذاشتن سایر کلیشههای جنسیتی موجود در کتابهای درسی و همچنین با قراردادن عکس «مریم میرزاخانی»، نابغه ایرانی در جلد کتاب ریاضی به این رویکرد آموزشوپرورش بتازند؛ انتقادهایی که استدلال و توجیه تصمیمگیرندگان آن نیز نتوانست، منتقدانش را توجیه کند؛ آنجا که گفته شد: «ازآنجاکه تصویر قبلی بسیار شلوغ و تعداد مفاهیم ریاضی مطرحشده در آن تصویر بسیار زیاد بود، پیشنهاد دوستانی که از منظرهای هنری، زیباشناسی و روانشناسی بخشهای مختلف کتاب را بررسی میکنند بر این بوده است که تصویر خلوتتر شود.