آذر به نیمه رسیده بود که کاروانی دیگر از شهدای گمنام به شهر اصفهان رسید. پل بزرگمهر؛ میعادگاه همیشگی شهدا با مردمی که سرمای هوای روزهای آخر پاییز را به جان خریدند، آمده بودند به استقبال و باز نوای «شهید گمنام سلام…» در آسمان این شهر پیچیده بود.
جانشین سپاه صاحبالزمان (عج) استان اصفهان در جلسه هماهنگی پوشش رسانهای کنگره ۲۴ هزار شهید استان اصفهان و بازدید از مکان اختصاص داده شده به برنامه اختتامیه در مصلای اصفهان اظهار داشت …
گردهمایی اصحاب رسانه، فرهنگ و هنر همراه با بزرگداشت قهرمانان جبهه مقاومت و به بهانه رویداد ملی قهرمان و هفدهمین پاسداشت ادبیات جهاد مقاومت، یکم آذر در سالن همایشهای صداوسیمای اصفهان برگزار شد.
اجلاسیه بزرگ کنگره ملی شهدای اصفهان از ششم تا هشتم آذرماه در قالب برنامهای ترکیبینمایشی با چشمانداز تاریخ اصفهان در دورههای مختلف و در مصلای اصفهان برگزار میشود.
تصاویرش تابستان ۱۳۹۶ در شبکههای اجتماعی و تلویزیون مدام دستبهدست میچرخید؛ تصاویر پسر بیستوچندسالهای که دستبسته اسیر داعش شده بود. این تصویر میتوانست یک تراژدی کامل باشد.
ارادتش به مادر حاجحسین خرازی زبانزد خیلی بچهرزمندههاست؛ آنقدر که او را دست راست و کمکحال حاجخانم طیبه تابش در طول سالهای حیات مادر معرفی میکنند و بهنوعی واسطه ارتباط مسئولان با ایشان.
خبر تلخ بود و البته تکراری؛ باز هم جانفدایان عرصه نظم و امنیت، جان خود را در مسیر امنیت مردم فدا کردند و شهادت نصیبشان شد.
جنگ شاید متن باشد؛ اما حاشیههایی هم دارد؛ حاشیههایی که بدونشک از خود متن مهمتر و درخورتوجه بیشتری است و حس کنجکاوی را به آن سمت میکشاند.
امروز پنجشنبه؛ بیستوششمین روز از مهر چهارصدوسه، و یکبار دیگر میدان بزرگمهر به نظاره نشسته مردان و زنانی را که به استقبال شهید دیگری از خاک پرافتخار اصفهان آمدهاند!
هفدهوهفت دقیقه! خورشید تا دامان آسمان پایین آمده بود که هواپیما روی باند فرودگاه نشست و سردار رشید اسلام، شهید عباس نیلفروشان، به آغوش زادگاهش اصفهان رسید.
دیروز نقطهای بود برپایان فراق سیوهشتساله مادر از حسین. سیوهشت سالی که لحظهبهلحظهاش آرزوی این وصال را داشت. دیروز مادر تنها نبود.
«حوضِ» میان خانه، «فرشهایِ» شسته و پهن شده روی نردههای ایوان، «شمعدانی»های لب باغچه! اینجا همه چیز بوی خبری خوش میداد؛ بوی عید! عید هر سال برای «طیبه»خانم بویی دیگر دارد.