زینب تاج‌الدین

زینب تاج‌الدین

دبیر گروه پایداری

کارشناسی‌ارشد برنامه‌ریزی‌شهری/ دبیر نشریه بیسیم چی از 1395/ همکاری با روزنامه جام‌جم، خبرگزاری دفاع مقدس، مجله همشهری پایداری، خبرگزاری تسنیم و خبرگزاری ایمنا/ برگزیده دو دوره جشنواره ملی ایثار و شهادت، رزمواره مدافعان حرم، جشنواره ملی شهدای غواص، چند دوره جشنواره استانی ابوذر و چندین دوره جشنواره مطبوعات

آرشیو مطالب منتشر شده
NONE
۳ آذر ۱۴۰۱

به نام شهدای رسانه

شهید «سیدمحمدحسین نواب» یا همان خبــرنگار روزنــامــه کیهــان در بــوسنی و هرزگوین؛ شهیدی است که امسال از طرف سازمان بسیج رسانه کشور به‌عنوان شهیدشاخص جامعه رسانه‌ای معرفی شده و قرار است امروز در یادواره‌ای که به نام او در زادگاهش، اصفهان، برگزار می‌شود از مقامش در جایگاه یک شهیدِ خبرنگار، تقدیر و تجلیل شود. 
 
NONE
۳۰ آبان ۱۴۰۱

تشییع حماسی نصف جهان

اینجا اصفهان، میدان بزرگمهر، وعده‌گاه همیشگی مردمش در تشییع شهدا؛ فرقی ندارد شهیدی گمنام باشد یا شهیدی با نام. فرقی ندارد شهید برگشته از سی و اندی سال پیش باشد یا شهید همین دیروز و امروز. فرقی ندارد شهید جنگ تحمیلی باشد یا شهید مدافع حرم و یا حتی شهید امنیت وطن! اینجا سال‌هاست وعدگاه بدرقه شهدا تا بهشت گلستان شهداست و دیروز بیست‌ونهمین روز سرد از آبان‌ماه سال یکهراز و چهارصد و یک، اصفهان و اصفهانی‌ها باز سروعده آمدند تا سه شهید امنیت وطن را با سلام و صلوات و در بیـن بـوی اسپـنـد پیچیـده‌شــده در خیــابــان‌هایـش، بــر روی دستــانشـــان به‌سوی بهشت بدرقه کنند و پشت سرشان بخوانند: «از خون جوانان وطن لاله دمیده…»! آری همان جوانانی که این بار در پاییز یکهزا و چهارصد و یک و در دل خیابان‌هایی که قدر امنیتش را ندانستیـم، فــدایی امنیت مـردمــانــش شدند.
 
NONE
۲۵ آبان ۱۴۰۱

ژنرال بی‌ستـــــاره!

شهید «مهرداد عزیزاللهی» 11 سال بیشتر نداشت که تصمیم گرفت به جبهه برود و دنباله رو برادران رزمنده‌اش باشد، درست همانگونه که خودش در مصاحبه با خبرنگار جبهه گفته بود، بنابراین در شناسنامه‌اش دست برد و راهی میدان جنگ شد. او پس از مدت کوتاهی که از ابتدای اعزامش به جبهه کردستان می‌گذشت تقاضای اعزام به جبهه جنوب را کرد و به خاطر شجاعت و اصراری که داشت عاقبت با اعزامش به جنوب کشور موافقت شد. زمانی که گام‌های کوچک اما استوارش به خاک جنوب رسید، وارد گردان تخریب شد و با فراگیری آموزش‌های لازم در زمانی اندک، توانست با وجود جثه ظریف و دقت نظرش به خنثی سازی بسیاری از مین‌‌ها بپردازد.

بیسیم چی
۲۵ آبان ۱۴۰۱
آقا اجازه ! شهید شد

بیسیم چی

آقا اجازه !شهید شد

NONE
۲۲ آبان ۱۴۰۱

اصفهان به رنگ شهدا

با تصویب و ثبت روز 25 آبان به‌عنوان روز ملی اصفهان در تقویم رسمی کشور، شهرداری اصفهان امسال و در اولین سال این اتفاق، با 112 عنوان برنامه و 424 اجرا به استقبال این روز رفته است. حالا اصفهان جزو معدود شهرهایی است که در تقویم رسمی کشور صاحب روز شده و توانسته بعد از سال‌ها تلاش، 25 آبانش را ثبت ملی کنــــد. بــــا «حــامد نظـــری، دبیـــر ستـــــاد ویژه‌برنامه‌های گرامیداشت روز اصفهان؛ 25آبان شهرداری اصفهان» درخصوص برنامه‌های شهری پیش‌بینی‌شده برای گرامیداشت این روز به گفت‌وگو نشستیم؛ برنامه‌هایی که به گفته او بیشتر به معرفی اصفهـــان از دریچــــه ایثـــــار و شهــــادت پرداخته‌اند.
 
NONE
۱۹ آبان ۱۴۰۱

«گشتی رزمی پیاده»!

«عملیات گشتی رزمی پیاده» متشکل از گروهی دونفره یا بیشتر است که به‌صورت پیاده در شب یا روز خود را به خطوط دشمن نزدیک می‌کنند تا ضمن کسب اطلاعات درباره مواضع دشمن و راه‌های نزدیک‌شدن به او، در صورت لزوم و یا ناخواسته، با نیروهای او درگیر شده و ضربه لازم را وارد آوردند. 
 
NONE
۸ آبان ۱۴۰۱

«من مرتضی قربانی نیستم»!

کتاب «من مرتضی قربانی نیستم!» روایت هفت سال اسارت «حاج عباس جعفری» یکی از فرماندهان محورهای عملیاتی لشکر 5 نصر در عملیات خیبر است؛ فرماندهی که اشتباهی اسیر شد. عراقی‌ها، «حاج عباس جعفری» را با سردار «مرتضی قربانی»، فرمانده لشکر 5 نصر اشتباه می‌گیرند و بعد از اینکه او را اسیر می‌کنند، تحت شکنجه قرار می‌دهند تا از او اعتراف بگیرند. چاپ اول این کتاب مهرماه سال جاری منتشر شد و کمتر از یک‌ماه به چاپ دوم رسید. آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگو با «علی هاشمی» نویسنده کتاب پرمخاطب «من مرتضی قربانی نیستم!» است. این کتاب 312‌صفحه‌ای را انتشارات کاشف علم منتشر کرده است.
 
حبیب زنده است و برمی‌گردد!
۴ آبان ۱۴۰۱

حبیب زنده است و برمی‌گردد!

«گل سرخ و سپیدم کی میایی؛ کی میایی!» این را از زبان مادری می‌شنوم که یک ماه پیش بعد از سی و پنج سال چشم انتظاری، تابوت فرزندش را با چند تکه استخوان به جامانده از پیکرش در خاک عراق برایش آوردند، اما او هنوز با صلابت می‌گوید؛ «حبیبِ من، زنده است و ان‌شالله با زن و بچه‌هایش برمی‌گردد!»

NONE
۴ آبان ۱۴۰۱

حبیـب زنده است و برمی‌گردد!

«گل سرخ و سپیدم کی میایی؛ کی میایی!» این را از زبان مادری می‌شنوم که یک ماه پیش بعد از سی‌وچهار سال چشم‌انتظاری، تابوت فرزندش را با چندتکه استخوان به‌جامانده از پیکرش در خاک عراق برایش آوردند، اما او هنوز باصلابت می‌گوید؛ «حبیب من، زنده است و ان‌شاءالله با زن و بچه‌هایش برمی‌گردد!» چشم‌انتظاری نه‌فقط در تمام این سی‌وچهار سال بلکه حالا و با برگشت پیکر فرزندش، هنوز برای مادر حبیب تمام نشده و او تمام دقایق و ثانیه‌ها را می‌شمرد تا پسرش را زنده در آغوش بگیرد. 

NONE
۱ آبان ۱۴۰۱

شناسایی از پشت‌بام منازل تا دکل‌های دیدبانی

جبهه دارخوین با وضعیت راهبردی خود، نقش حساس و تعیین‌کننده‌ای را از مهر 1359 تا مرداد 1367 در عملیات‌های گوناگون پدافندی، آفندی، شناسایی‌رزمی و جنگ آب به عهده داشته است. 

NONE
۲۸ مهر ۱۴۰۱

«فانوس» در ایستگاه آخر!

«جشنواره ملی فانوس» به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود؛ جشنواره‌ای که قرار است آبان‌ماه به اصفهان بیاید و برگزیدگان آن در بخش‌های هنرهای نمایشی، هنرهای تجسمی، فیلم و سریال، موسیقی و سرود، تولیدات رادیویی و بخش آزاد معرفی و تقدیر شوند. 

NONE
۲۱ مهر ۱۴۰۱

شادگان، اهواز و ماهشهر حامی رزمندگان اصفهانی

یــکــی از ابــعــادی که در حــوزه دفاع‌مقدس باید بررسی شود، تــدارکات و پــشــتیــبــانــی نظامی و غیرنظامی است که بنا داریم در گزارشی چندبخشی به این موضوع در اصــفــهــان اشاره‌ای مــخــتــصــر داشته باشیم. مردم ایران و البته اصفهانی‌ها در دوران دفاع مقدس به جهاد جانی، مالی و… پرداختند که تدارک و پشتیبانی از میدان‌های نبرد یکی از آن‌هاست. در بخش اول این گزارش، شهر اصفهان به عنوان یکی از شهرهایی که تدارکات جبهه دارخوین را تأمین می‌کرد، معرفی شد. آنچه در ادامه می‌خوانید بخش دوم این گزارش است که به معرفی سه منطقه شادگان، اهواز و ماهشهر و نقش آن‌ها در کمک‌رسانی به دارخوین، جبهه رزمندگان اصفهانی می‌پردازد.