زینب تاج‌الدین

زینب تاج‌الدین

دبیر گروه پایداری

کارشناسی‌ارشد برنامه‌ریزی‌شهری/ دبیر نشریه بیسیم چی از 1395/ همکاری با روزنامه جام‌جم، خبرگزاری دفاع مقدس، مجله همشهری پایداری، خبرگزاری تسنیم و خبرگزاری ایمنا/ برگزیده دو دوره جشنواره ملی ایثار و شهادت، رزمواره مدافعان حرم، جشنواره ملی شهدای غواص، چند دوره جشنواره استانی ابوذر و چندین دوره جشنواره مطبوعات

آرشیو مطالب منتشر شده
NONE
۱۷ مهر ۱۴۰۱

«مادر ایران» کلیشه‌ها را شکست!

«مادر ایران»؛ نام نمایشگاهی است که این روزها در حوزه هنری اصفهان از نخستین روزهای هفته دفاع مقدس برپاست تا هشت سال جنگ تحمیلی به شکلی نوین و متفاوت و این بار در پاسداشت نام و یاد مادران شهدا گرامی داشته شود؛ همان‌هایی که با احترام در پس نامشان، نام فرزندان شهیدشان برده می‎‌شود؛ اما نه خیابانی به نامشان است و نه کوچه‌ای! این نمایشگاه که در سه بخش «چیدمان»، «عکس» و «نقاشی» و در سه سالن برپاست، المان‌های خود را با نگاهی متفاوت و با محوریت مادران شهدا و البته با تکیه بر عنصر هنر، انتخاب و چینش کرده و همین نگاه متفاوتش به مقوله جنگ، جذابیتش را بیشتر کرده است؛ موضوعی که کمتر مورد توجه متولیان فرهنگی در این سال‌ها بوده است!…. «آنچه دل‌های رزمندگان هشت سال دفاع مقدس را گرم و زخم‌هایشان را درمان و به پیروزی امیدوار کرد، حضور مادرانی در پشت جبهه‌ها بود که با دستان پرمهر خود نه تنها برای فرزندان خودشان که برای همه سربازان جنگ، مادری می‌کردند. 

NONE
۱۲ مهر ۱۴۰۱

مردم منطقه ۲ پیشتاز ایثار و شهادت‌اند

معاون سیاسی سپاه پاسداران شامگاه جمعه در نخستین کنگره بزرگداشت سرداران و ۶۰۰ شهید منطقه 2 شهرداری اصفهان، با اشاره به آیاتی از قرآن کریم مبنی بر زنده‌بودن شهدا گفت: هرساله این کنگره شهدا در دل محله‌های شهر اصفهان برگزار می‌شود تا از رهگذر این یادواره‌ها، پیام شهیدان به نسل‌های جوان منتقل شود. سردار یدالله […]

NONE
۲۰ شهریور ۱۴۰۱

«فانوس» ششم برای اصفهان

اصفهان هم‌زمان با 25 آبان، سالروز حماسه و ایثار مردم این شهر، میزبان ششمیــن جشنــواره ملــی «فــانــوس» می‌شود. 
 
NONE
۱۷ شهریور ۱۴۰۱

«تنها» شهید اسکله الامیه!

عملیات «کربلای ۳» یکی از عملیات‌های موفق ایرانی‌ها در جنگ ایران و عراق بود که با هدف فتح اسکله «البکر» و «الامیه» یازدهم شهریور ۱۳۶۵ آغاز شد و دو روز به‌طول انجامید. 
 
NONE
۱۳ شهریور ۱۴۰۱

تلخ و شیرین یک ایثار!

یــکــی از ابــعــادی که در حــوزه دفاع‌مقدس باید بررسی شود، تــدارکات و پــشــتیــبــانــی نظامی و غیرنظامی است که بنا داریم در گزارشی چندقسمتی به این موضوع در اصــفــهــان اشاره‌ای مــخــتــصــر داشته باشیم. مردم ایران و البته اصفهانی‌ها در دوران دفاع مقدس به جهاد جانی، مالی و… پرداختند که تدارک و پشتیبانی از میدان‌های نبرد یکی از آن‌هاست.

NONE
۱۰ شهریور ۱۴۰۱

صدای شهدا در گوش حاج‌قاسم گم نشد

«روایتخانه»، خانه داستان‌نویسان انقلاب اسلامی در اصفهان، هفته‌گذشته میزبان سردار «حسین کاجی»، رزمنده دفاع مقدس، روایتگر جنگ و یار دیرین سردار حاج قاسم سلیمانی که به اذعان خودش، نفسشان به نفس هم خورده است، بود.

NONE
۲ شهریور ۱۴۰۱

به مادر می‌گفت برای شهادتش دعا کند

 
همین چند روز گذشته بود که منابع خبری، خبر شهادت یک مستشار نظامی ایرانی در سوریه را روی پایگاه‌های خبری خود منتشر کردند. «سردار ابوالفضل علیجانی، مستشار مدافع حرم در سوریه به فیض شهادت نائل آمد»؛ سردار اصفهانی ِچهل‌ویک‌ساله و اهل درچه اصفهان! ابوالفضل علیجانی نوزدهم مرداد به‌منظور انجام عملیات مستشاری و آموزش رزمندگان جبهه مقاومت به سوریه اعزام می‌شود و  ده روز بعد، یعنی سی‌ام مردادماه، به شهادت می‌رسد. او از سال 1389 در مرکز آموزش مهندسی‌رزمی دانــشــگاه امــیــرالمــؤمنیــن(ع)‌ به‌عنوان مـسئــول امور مــربــیــان و مربی پدافند غیرعامل و تاکتیک مهندسی با بیش از 550 ساعت سابقه تدریس مشغول خدمت می‌شود و در سال 1390 مدرک کارشناسی در رشته مدیریت دفاعی گرایش نامنظم با کسب تخصص‌های مختلف و مربیگری در رشته‌های تاکتیک، آمادگی جسمانی، راپل و موانع زمینی، شنا  و غریق‌نجات و… را اخذ می‌کند. «قاسمعلی علیجانی»، برادر بزرگ‌تر ابوالفضل علیجانی نیز در کربلای 4به شهادت می‌رسد. با «عبدالله علیجانی»، برادر سردار شهید  ابوالفضل علیجانی، همراه شدیم و در سخت‌ترین دقیقه‌های ازدست‌دادن برادرش که هنوز پیکری به دستشان نرسیده است و خبری از نحوه شهادت ندارند، گپ‌وگفتی کوتاه و تلفنی با او داشتیم. او فرهنگی و مدیر یکی از مدارس شهر درچه اصفهان است.
 

 

NONE
۳۰ مرداد ۱۴۰۱

من زنده‌ام!

بیست‌و‌یک روز از بهمن‌ماه 1361 گذشته بود که در عملیات «والفجرمقدماتی» مجروح و بعد از محاصره در حلقه دشمن، گرفتار عراقی‌ها می‌شود و به نقطه‌ای جدید از زندگی می‌رسد؛ به «اسارت»! «جعفر رضایی»  می‌گوید: «بعد از اسارت چندروزی را در بغداد بودیم و بعد بردندمان به‌طرف موصل!» مدتی که از اقامتشان در موصل می‌گذرد، سروکله صلیب سرخ پیدا می‌شود و از همان زمان رسما نامه و نامه‌نگاری‌ها بین اسرا و خانواده‌هایشان شروع می‌شود.

عموی چشم انتظارت!
۲۶ مرداد ۱۴۰۱

عموی چشم انتظارت!

«مهدی وطن‌خواهان»؛ آزاده اصفهانی، بیست و نه سال منتظر جواب نامه‌ای بوده که در دوران اسارتش یعنی درست در نوزدهم تیرماه 1365 زمانی که چهارسال از زندگی‌اش در اردوگاه اسرای جنگی موصل 4 عراق می‌گذشته، برای «سیدعلی خامنه‌ای»؛ رییس جمهور وقت می‌نویسد و او را دایی عزیزش؛ «سیدعلی رییسی» (عینکی) خطاب می‌کند.

NONE
۲۶ مرداد ۱۴۰۱

عموی چشم‌انتظارت!

«مهدی وطن‌خواهان»، آزاده اصفهانی، 29سال منتظر جواب نامه‌ای بوده که در دوران اسارتش؛ یعنی درست در نوزدهم تیرماه 1365، زمانی که چهارسال از زندگی‌اش در اردوگاه اسرای جنگی موصل 4 عراق می‌گذشته، برای «آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای»، رئیس‌جمهور وقت می‌نویسد و او را دایی عزیزش، «سیدعلی رئیسی» (عینکی) خطاب می‌کنــد. 

NONE
۲۳ مرداد ۱۴۰۱

رفاقت ناب دو دهه‌هفتادی‌!

گوشی همراهش پر است از عکس‌هایی که با حسرت نگاهشان می‌کند و انگار برای هرکدامشان یک دنیا حرف دارد،  عکس‌هایی که فکر نمی‌کرد یک روز سندی برای اثبات رفاقتش با محسن باشند. 

NONE
۲۳ مرداد ۱۴۰۱

از «نوهد» ارتش تا «غدیر» سپاه

مسئله «آموزش در دوران دفاع مقدس» به‌صورت خودجوش و مردمی در مساجد، اطراف شهرها و مناطق کوهستانی انجام می‌شد. به‌غیراز این حرکت‌های مردمی، سپاه اصفهان نیز اقداماتی را برای آموزش جوانان انقلابی در دستور کار خود قرار داد. این سپاه از اولین سپاه‌هایی بود که به آموزش به‌صورت یک برنامه سازمان‌دهی‌شده نگاه و مراکز آموزشی خود را در چند پادگان راه‌اندازی و حتی میزبان نیروهای دیگر استان‌ها برای امر آموزش بود. با آغاز جنگ تحمیلی، افراد زیادی برای رفتن به جبهه داوطلب شدند؛ اما عمده تلاش‌ها بر این بود که تنها افراد آموزش‌دیده یا سربازی‌رفته یا دارای تجربه جنگ در کردستان، به آنجا اعزام شوند. این دقت، نشان‌دهنده اهمیت آموزش برای اعزام نیرو به جبهه دارخوین است. آنچه در ادامه می‌آید بخش دوم معرفی مراکز و پادگان‌های آموزشی رزمندگان جبهه دارخوین؛ «پادگان آموزشی غدیر» است.