زینب تاج‌الدین

زینب تاج‌الدین

دبیر گروه پایداری

کارشناسی‌ارشد برنامه‌ریزی‌شهری/ دبیر نشریه بیسیم چی از 1395/ همکاری با روزنامه جام‌جم، خبرگزاری دفاع مقدس، مجله همشهری پایداری، خبرگزاری تسنیم و خبرگزاری ایمنا/ برگزیده دو دوره جشنواره ملی ایثار و شهادت، رزمواره مدافعان حرم، جشنواره ملی شهدای غواص، چند دوره جشنواره استانی ابوذر و چندین دوره جشنواره مطبوعات

آرشیو مطالب منتشر شده
بیسیم چی
15 اردیبهشت 1401
سلام فرمانده

بیسیم چی

سلام فرمانده

NONE
6 اردیبهشت 1401

نجف‌آبادِ غریب!

«مسیر رستگاری» تازه‌ترین کتاب شبنم غفاری حسینی، نویسنده جوان اصفهانی، این روزها توسط انتشارات شهید کاظمی، در 344 صفحه منتشر و راهی بازار کتاب شده است. این کتاب، روایت زندگی و یک عمر مجاهدت محمد (بهزاد) رستگاری اســت؛ پــــرســتـــار نــــجـــف‌آبــادی که مجاهدت‌هایش از دوران دفاع مقدس آغاز و تا ایام دفاع از سلامت ادامه داشته است. آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌و‌گوی ما با نویسنده این کتاب درباره تازه‌ترین کتاب و تجربیاتش در طول نوشتن آن است. از دیگر کتاب‌های این نویسنده می‌توان به «پرخو»، «سنجاب‌های لهستانی»، «بی‌بی مریم بختیاری» و «روز دیدار» اشاره کرد.

NONE
4 اردیبهشت 1401

شفا در گلستان‌شهدا، شهادت در کربلای 10

«مــیــریــداله غـنـی‌زاده» معروف به «سیدآقا»، اگرچه زاده ارومیه و از دیار «باکری»‌ هاست؛ اما استخدام در نیروی هــوایــی، مسیرش را از غـربـی‌ترین به مرکزی‌ترین نقطه ایران می‌اندازد و در خانه‌های سازمانی خانه اصفهان سکنی می‌گزیند. او اگرچه نام و نانش در «ارتش» و در رسته «نیروی هوایی» و محل خدمتش در «پایگاه هشتم شکاریِ» اصفهان بوده است؛ اما عاشق بسیجی‌های خمینی که می‌شود، لباس «بسیج» را به تن می‌کند و عازم «رزم» در جبهه، آن‌هم با بچه‌های حاج‌حسین در «لشکر امام‌حسین(ع)» مــی‌شــود. سـیــدآقــا بــا وجـود هــمــه مخالفت‌ها، سال 64 از محل کارش مرخصی بدون حقوق می‌گیرد و به‌صورت نیرویی عادی و ورای همه مسئولیت‌هایی که در پایگاه هوایی ارتش داشته است، پا در «گردان امیر (ع)»، «گروهان عبدالله» و «دسته 3» می‌گذارد. ماه‌ها بعد از اولین حضورش در جبهه، از ناحیه گلو مجروح می‌شود؛ اما حافظ، «آب حیات» را در گلستان‌شهدا به او می‌دهد و شفا می‌یابد. او با اذن مادرش، آخرین غزل زندگی را در کربلای 10 می‌خواند و سال 1366در منطقه ماووت عراق و در «تپه اسبیدار» به شهادت می‌رسد. فرصتی فراهم شد تا با «احمدرضا کریمیان» که روز و روزگاری با شهید میریداله غنی‌زاده در یک گردان و یک گروهان و یک دسته بوده، و رفاقت با او را «متفاوت» مزه کرده است، همراه شده و پای روایت‌هایش از مردی بنشینیم که معتقد است «انسانی کم نظیر، وارسته و عارف بود. او خاضعانه و خالصانه در جبهه، نوکری بسیجی‌ها را می‌کرد.»

NONE
28 فروردین 1401

همه دغدغه‌های پدر

خودش را این‌گونه معرفی می‌کند: «من زهراسادات حجازی، فرزند ارشد سردار حجازی هستم.» 37 سال دارد و متولد اصفهان است؛ اما اصفهان‌نشینی نداشته و از همان اوان کودکی همراه خانواده در شهرهای همدان، مشهد و حالا سال‌هاست در تهران اقامت دارد. بیست و نهم فروردین‌ماه سال گذشته بـــود کـــه پـــدرش ســـردار سیـــدمحمـــد حسین‌زاده حجازی، یکی از سرداران خدوم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جانشین سپاه قدس، در اثر جراحات به‌جامانده از جنگ تحمیلی، عروج شهادت‌گونه کرد و پیکر مطهرش دو روز بعد در گلستان شهدای اصفهان آرام گرفت. آنــــچه در ادامــــه می‌خوانـــیـــد گفت‌وگوی ما با زهراسادات حجازی است؛ گفت‌وگویی که اگرچه قرار بود حضوری و در اصفهان انجام شود، اما کرونا و دوری مسافت اجازه نداد و این همــراهی بــه صحبــت و گفــت‌وگــــوی یک‌ســاعتـــه در فضـــای مجـــازی ختـــم شد.

NONE
21 فروردین 1401

«رمضان» ناموفق بود؛ اما بیشترین غنایم نظامی را داشت

تاریخ جنگ، عملیات رمضان را از آن دسته عملیات‌هایی معرفی کرده که موفقیت آمیز نبوده و شکست سختی را برای ایران در پی داشته است. گرمای هوا، ماسه‌ای‌بودن زمین عملیات، تجهیزات زرهی جدید عراق و موانع فیزیکی جدید مانند خاک‌ریزهای مثلثی و… که مستشاران خارجی آن را برای عراق طراحی کرده بودند، از جمله ویژگی‌های خاص این عملیات بوده که بدون شک در نتیجه این عملیات تأثیر ویژه‌ای داشته است. این اما همه قصه نبوده و گرفتن تلفات سنگین از دشمن البته یکی از موفقیت‌های این عملیات عنوان شده است. در این عملیات رزمندگان اسلام بیش از هزار تانک را منهدم کردند و بیش از هشت‌هزار نیروی عراقی را کشته، زخمی یا اسیر کردند. آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگو با سردار حاج «غلامحسین هاشمی»، فرمانده گردان ادوات لشکر 14 امام حسین (ع) است که در این عملیات بیست سال بیشتر نداشته است.

NONE
7 اسفند 1400

حسین اصفهانی‌ها امید فرماندهان

فـــرمانـــده 29ســـاله لـــشـــکر 14 امام‌حسین‌(ع) از روزهای آغازین جنگ تحمیلی، در جبهه جنوب حضور داشت و طلایه‌دار چندین عملیات موفقیت‌آمیز آن دوران بود. در اتاق جنگ، «حسین خرازی» جزو اولین امیدها و نوک پیکان حمله محسوب می‌شد. شهید خرازی با هفت سال تجربه نبرد و فرماندهی در جبهه‌ها، گوشه جدیدی از اخلاق، شجاعت، ایمان و ذکاوت را به نمایش گذاشت. روایت‌های زیادی از منش و فرماندهی شهید حسین خرازی وجود دارد که روزنامه اصفهان‌زیبا بر اساس گلچینی از این روایت‌ها، سیری کوتاه بر جنبه‌های شخصیتی این فرمانده جوان داشته است:

NONE
17 بهمن 1400

اسطوره مقاومت زیر شکنجه‌های ساواک

«مرتضی صمدیه‌لباف» سال ۱۳۲۵ در شهر اصفهان به دنیا آمد. دانشجوی نمونه و معروف مهندسی دانشگاه آریامهر بود که قبل از 1350 به عضویت «سازمان مجاهدین خلق ایران» درآمد و از این طریق، در عملیات‌ بسیاری شرکت کرد. گفته بود ابتدا در یک کادر علنی فعالیت می‌کرده که با سازمان مخفی در ارتباط بوده است؛ اما بعد از اینکه یک مسئله امنیتی برایش به‌وجود می‌آید، مخفی می‌شود و این‌گونه زندگی سیاسی و مخفی مرتضی آغاز و با انجام فعالیت‌های سیاسی ضد رژیم، حساسیت ساواک درباره او برانگیخته می‌شود. مرتضی با پی‌بردن به هویت مارکسیستی سازمان مجاهدین،‌ به‌صورت رسمی جدایی خود را از سازمان مجاهدین اعلام می‌کند؛ بنابراین اعضای گروه، همه عزمشان را برای ازمیان‌برداشتن او جزم می‌کنند.

NONE
10 بهمن 1400

اسطوره انقـلاب زنانه اصفهان!

اگر از شما بخواهند زنان حماسه‌ساز تاریختان را نام ببرید، اسمی به خاطر دارید؟ تاکنون تصاویر کدام‌یک از زنان تأثیرگذار در پایه‌های این نظام و حکومت را در تلویزیون و رسانه‌های بصری دیده و آن‌ها را به طور خلاصه و نه کامل، می‌شناسید؟ تاکنون این عبارت را در هشتگ‌های اجتماعی و مرورگرهای مختلف جست‌وجو کرده‌اید؟ شاید اولین تصویری که پس از شنیدن واژه «زن» به ذهنتان خطور می‌کند، موجودی ضعیف با روحیه‌ای کاملا احساسی باشد که وظیفه‌اش تنها معطوف به خانه‌داری و تربیت فرزند و حضور کم‌رنگ‌تر در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی است.

NONE
4 بهمن 1400

از اهواز تا عملیات محرم با یک مرخصی دوساعته!

از اینکه راهی برای رفتن پیدا کرده در پوست خود نمی‌گنجد؛ پسربچه‌ای که برای رفتن به میدان رزم، خیلی کوچک است. مهدی عطایی، دوازده سال بیشتر نداشته که تصمیمی مردانه می‌گیرد و عزم جنگ می‌کند اما به دلیل جثه کوچک و کمی سن‌وسالش، به هر دری که می‌زند، اجازه رفتن نمی‌گیرد. او در اصفهان، هرجا می‌رود دست رد به سینه‌اش می‌‎زنند تا بالاخره یکی از دوستانش در بسیج به او پیشنهاد می‌دهد برای رفتن از دولت‌آباد اقدام کند. «پس از آن‌که برای رفتن به جبهه از پایگاه‌های بسیج اصفهان ناامید شدم به پیشنهاد یکی از دوستانم به دولت‌آباد رفتم و بعد از ثبت‌نام در بسیج آنجا، قول اعزام به جبهه گرفتم.»

NONE
25 دی 1400

روی ماه «مادر»

یک‌وقت‌هایی دنیایش می‌شود یک اتاق. یک‌وقت‌هایی خلوتش خلاصه می‌شود در یک قاب عکس چوبی با رنگ قهوه‌ای سوخته. یک‌وقت‌هایی حرف‌هایش را باید جور دیگر شنید وقتی دانه‌دانه حرف‌های دلش از روی گونه کمی رنگ و رو رفته‌اش چکه می‌کند و می‌افتد درست وسط همان قاب عکس چوبی…

NONE
19 دی 1400

جای خالی «احمد»!

«حاج حسن» ده سال از «حاج احمد» بزرگ‌تر است و پسر دوم خانواده «کاظمی نجف‌آبادی»! با اینکه شانزده سال از رفتن برادرش می‌گذرد، شروع به حرف‌زدن که می‌کند، انگار همین دیروز بوده که تلویزیون را روشن می‌کند و دنیا روی سرش خراب می‌شود… «دقایقی پیش، با سقوط یک هواپیمای نظامی در مناطق شمال‌غرب کشور، جمعی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران به شهادت رسیدند. حاج احمد کاظمی، فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران، ازجمله سرنشینان این هواپیما بوده است.» آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت سال‌ها برادری احمد و حسن است…!

NONE
15 آذر 1400

ارتش در خط مقدم «محرومیت‌زدایی»

در راستای انجام اقدامات فراوان ارتش جمهوری اسلامی ایران به‌منظور محرومیت‌زدایی، نشست خبری ارشد نظامی آجا در منطقه اصفهان، یزد و چهارمحال و بختیاری و فرمانده قرارگاه محرومیت‌زدایی جهادی نیروی زمینی محوری ارتش جمهوری اسلامی ایران با حضور اصحاب رسانه برگزار شد. به گفته امیر سرتیپ دوم محسن آذرافروز، ارشد نظامی آجا در منطقه اصفهان، یزد و چهارمـحـال‌وبـخـتـیـاری، ارتش بر اساس وظیفه ذاتی‌اش که در قانون اساسی مشخص شده و شعار «ارتش فدای ملت»، تمرکز بر محرومیت‌زدایی را در برنامه‌های خود قرار داده است. امیر سرتیپ دوم آذرافروز اعلام کرد: تمرکز این محرومـیـت‌زدایی در «اصفهان» و به فرماندهی سرهنگ خلبان ولی رحمانی، فرمانده دانشکده هوانیروز، است.