اصفهانیها در پاییز امسال، استقبال قابل توجهی از سینما به عمل آوردند. این میزان استقبال، هم در مقایسه با 19ماه کرونایی اخیر و هم در مقیاس کشوری، عملکرد بسیار خوبی محسوب میشود که سبب بالا بردن تراز اقتصادی هنر هفتم در پهنه نصفجهان شده است. افزایش فیلمهای جدول اکران، گسترش طیف جمعیتی واکسیناسیون و بالابردن ظرفیت انسانی سالنهای نمایش، از دلایل مهمی هستند که سبب افزایش چشمگیر شاخصهای مربوط به نمایش فیلم در استان اصفهان شدهاند.
در اولین مواجهه با نمایش « یک اتفاق ساده در یک زندگی بینهایت معمولی »، تجربهای متفاوت برای مخاطب تئاتر رقم میخورد. چراکه با پیش روی پردههای نمایش آنچنانکه داستان جلو میرود، تعلیق به اوج خود میرسد و زمان گرهگشایی فرامیرسد، تماشاگر نیز از جایگاه خود خارجشده و در جایگاه هیئت منصفه مینشیند. درواقع تماشاگر، در هجوم نفسگیر دیالوگهای پرده اول، از واقعه برهم زننده نظم اولیه درام آگاه میشود و همچون قهرمان بیپناه تراژدی، در مسیر تغییر قرار میگیرد تا به وضعیت ثانویه دست یابد. این ترفندی است که گروه نمایشی زاوش، با چیدمان جایگاه تماشاگران در دو سوی صحنه به کار میبندد تا بیشترین اصطکاک میان حس مخاطب و رویداد تئاتر رخ دهد.
شام ایرانی، شبهای مافیا، رالی ایرانی، شب آهنگی، یازده، هفت خان و همرفیق، تنها بخشی از جنگها یا رئالیتیشوهای پلتفرمهای اینترنتی هستند که در این سالها توسط بخش خصوصی منتشر شدهاند. جنگهایی که قرار بود به تبعیت از برنامههای کمپانیهای خارجی، به عنوان یک آلترناتیو در برابر سریالهای این شبکه، قدعلم کرده و با نوسانگیری، مخاطبان این مدیوم را بیشتر کنند.
پــانــزدهمــیــن جــشــنــواره بــیـنالمللی سینماحقیقت از 18 تا 25 آذرماه در حال برگزاری است. این جشنواره در بخشهای مختلف و به شکل محدود فیزیکی و بیشتر بهصورت آنلاین برپا شده است. فیلمسازان اصفهانی این جشنواره، با پنج فیلم در بخشهای بلند، نیمهبلند و کوتاه حضور دارند و آثاری متنوع را به این جشنواره عرضه کردهاند.
فیلم جدید «اصغر فرهادی» درست از جایی که میتوانست آن را به یک شاهکار تبدیل کند، ضربه میخورد. «قهرمان» در کارنامه «اصغر فرهادی» درست مانند عملکرد تعلیقهای کارهای اخیرش است که هر دو سر آن میتواند وجوهی از درک صحیح را برای مخاطب تداعی کند. از یکسو، خود را تا اندازههای یکشبه شاهکار و بهترین فیلم کارنامه فرهادی بالا میکشد و از دیگر سو، خامدستیهای مهندسیشده و مانیتورینگی دارد که از فیلمهای متأخر کارگردان عقبتر است. اما آنچه در هر دو خوانش از فیلم با آن مواجه هستیم، نبوغ کارگردان در ترسیم یک جهان موازی است. فعلاً کاری به وجوه اخلاقیاش که در پسزمینه باقدرت طراحیشده نداریم.
«نه، نیامده بودم. ما توی صحرا بودهایم، حالا این بیآبی ما را به اینجا کشانده است. اگر آب باشد، حقیقتا تئاتر و فیلمِ ما همانجاست، توی صحراست.» این پاسخ موجز و قانعکنندهای بود که مرد کشاورز به من داد در پاسخ پرسشی که «آیا تا به حال به تماشای تئاتر آمده بودید؟»
از روزی که اولین فیلم سینمایی در ایران ساخته شده تا به امروز هشتاد و هشت سال میگذرد اما با نگاهی به آنچه در دهههای پشت سرگذاشته با موضوع زنان در سینمای ایران و بررسی جایگاه واقعی آنها به این نتیجه میرسیم که بیش از نیم قرن سینمای ما به زنان بدهکار است. اساساً این سؤال مطرح است که زن به عنوان یک پروتاگونیست یا قهرمان چقدر در کنار مردان در سینمای ایران نمود داشته است؟
فراخوان چهلمین دوره جشنواره فیلم فجر با تفاوتهایی اندک به نسبت دوره گذشته منتشر شد. نکته جالب توجه در رابطه با این فراخوان آنکه جشنواره فجر با گذشت چهل سال از برگزاری، همچنان روی دور عجیبی از آزمون و خطا در حال تجربهاندوزی است و مدیران مختلف دولتهای گذشته، نتوانستند سیاستگذاری ثابت و مدونی برای بزرگترین رویداد سینمایی کشور طراحی کنند. حال آنکه با نگاهی به جشنوارههای سینمایی بینالمللی معتبر متوجه میشویم که فراخوان برگزاری آنها، تقریبا در تمامی دورهها یکسان بوده و فیلمسازان و کمپانیهای جهانی، با آگاهی از شکل سیاستگذاری این رویدادها، نسبت به ارسال اثر و حتی تولید فیلم اقدام میکنند.
قطعیتگریزی یکی از مؤلفههای مهم سینمای فرهادی است. در همه آثار او اشارات چندوجهی یا بهاصطلاح دو پهلوبودن قضایا به چشم میخورد. خطوط روایات در فیلمنامه بهصورت نامرئی پیش میرود و مخاطب اساسا در محقبودن هرکدام از شخصیتهای داستان سرگردان است. گردش موقعیتهای داستان یا به عبارتی گوناگونی و اختلافات کاراکترها در سایه موضوعی واحد در متن پیش میرود، فرهادی یک ایده مشخص را توسط پرداخت مختلف در فیلمهای خود بهکار میگیرد.
بیش از ده روز از اکران قهرمان، نماینده سینمای ایران در نود و چهارمین دوره جایزه اسکار برای کسب سومین اسکار اصغر فرهادی میگذرد. قهرمان که پیشتر موفق به دریافت جایزه بزرگ هیئت داوران جشنواره فیلم کن شده، اثری با موضوع اجتماعی است. فرهادی با ساخت قهرمان نشان داد حتی داستانی را که پیشتر به آن پرداخته، میتواند با نگاهی نو روایت کند و مفاهیم و ایدهها -این بنمایه سینما- را از دریچه اندیشهاش با گرهافکنیها و گرهگشاییهای بیوقفه و درهمتنیده و با وفور انتخابهای پیدرپی قهرمانِ داستان و کششی نه کمنظیر بلکه بیمانند، به شیوهای منحصربهفرد بیان کند تا تصویری نو از قهرمان بسازد.
فیلم کوتاه «مورس» در سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران بهعنوان بهترین فیلم بخش سینمای ملی برگزیده شد. این فیلم از شهر اصفهان و به نویسندگی و کارگردانی روناک جعفری و تهیهکنندگی امیرحسین عنایتی و محمد یوسفی در جشنواره فیلم کوتاه تهران حضور داشته و در خلاصه آن آمده است «همیشه اگه یه سؤال بیجواب بود که دوست داشتی از کسی که مرده بپرسی، چی بوده؟»
وقتی ادیسون دستگاه کینه اسکوپ را اختراع نمود نمایش فیلم تنها در نیم دقیقه قابل مشاهده بود، اما طولی نکشید که برادران لومیر با اختراع سینما توگراف نیم دقیقه دیگر به آن افزودند و زمانی که موفق به ساخت فیلم «خروج کارگران از کارخانه» شدند در کوتاهترین زمان داستان خود را تعریف نمودند. قصه کوتاهی فیلمها به همینجا ختم نمیشود، ژرژ ملیس هم فیلم «سفر به ماه» قصه خود را به کمک اعجاز تصویر کوتاه روایت میکند. اما با گذر زمان و تثبیت سینما به عنوان هنر هفتم مدیومی به نام فیلمکوتاه کمکم جای خود را میان ردههای هنری سینما مانند فیلم بلند باز نمود. شاید برخی گمان میکنند که فیلم کوتاه نمونه کوتاه شدهی یک فیلم بلند است ولی این خیال بسیار دور از واقعیت است؛ چراکه فیلم کوتاه هم در روایت و هم در کارگردانی دستورالعمل و رسم الخط خاص خود را دارد.