جوزف آر. بایدن، رئیسجمهور منتخب ایالاتمتحده، در حالی به اتاق بیضیشکل پا گذاشت که جای پای دوران ترامپیسم بر شانههای آمریکا و جهان سنگینی میکند. بایدن که در اواخر دهه هشتم زندگی خود به سر میبرد، باری گران را باید بر دوش بکشد تا شاید بتواند کشورش را به زمان به گفته خودش «اوباما-بایدن» بازگرداند، دورانی که بایدن معتقد است پس از آن اعتبار و نفوذ بینالمللی آمریکا کاهش یافت. به نظر میرسد بازگشت به موقعیت پیشین آمریکا و از سرگیری پیمانها و تعهدات با متحدان و گفتوگو با دولتهایی که در جبهه مقابل قرار دارند به مراتب آسانتر از سروسامان دادن به جامعه دوپاره آمریکا باشد و این مسئله نیازمند تلاشهای چندبرابر و پیچیدهتر است.
مراسم تحلیف چهلوششمین رئیسجمهور ایالاتمتحده بالاخره روز چهارشنبه یکم بهمنماه پس از کشوقوسهای فراوان در حالی برگزار شد که دونالد ترامپ که همچنان بر ادعای تقلب در انتخابات نوامبر اصرار میورزد، حاضر نشد در این مراسم حضور پیدا کند. در ادامه به بررسی گزیدهای از واکنشهای رسانههای خبری آمریکا به این مراسم بحثبرانگیز و آنچه در نخستین روزهای کاری جو بایدن در کاخ سفید گذشت، میپردازیم.
بامداد روز سهشنبه گذشته (7بهمن ماه) هیئت سیاسی گروه طالبان به ریاست ملا عبدالغنی برادر (معاون سیاسی و رئیس دفتر طالبان در قطر) وارد تهران شد. سفری که به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه کشــورمــان به دعـــوت مقـــامات رسمیایران و با اطلاع دولت افغانستان صورت گرفته است و هدف از آن گفتوگو در خصوص صلح پایدار و اجماع منطقهای در خصوص تأمین آتشبس فوری در افغانستان، دستیابی به یک توافق جامع صلح در چهارچوب نظام جمهوری و حفظ ارزشهای قانون اساسی افغانستان است.
پس از مبارزات 15 خرداد حضرت امام (ره) و تبعید ایشان به ترکیه، عراق و پاریس و شدتگیری موج انقلاب در ایران، دیگر زمان بازگشت ایشان به کشور برای رهبری انقلاب در داخل فراهم شده بود. امام خمینی در تاریخ 13 آبان 1343 به طور مخفیانه به ترکیه و پس از یک سال و نیم در 5 شهریور 1344 به عراق منتقل شدند؛ اما رژیم شاه محبوبیت و تأثیر امام در عراق را تحمل نمیکرد و با فشار به صدام حسین او را وادار به اخراج امام از عراق کرد. در 2 مهر 1357 وزرای خارجه ایران و عراق در نیویورک به این نتیجه رسیدند که امام به کشور دیگری منتقل شود.
درقسمت قبل خواندیم دوره بیست و چهارم مجلس شورای ملی که آخرین دوره این مجلس در تاریخ ایران بود، در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۵۴ خورشیدی مطابق با چهارم ذیالحجه ۱۳۹۵ هجری قمری و هشتم دسامبر ۱۹۷۵ میلادی بازگشایی شد. این مجلس همزمان با پیروزی انقلاب 57 به کار خود پایان داد. ریاست این مجلس با جواد سعید بود. این دوره نیز متشکل از ۲۶۸ نماینده بودهاست.
«کلمه “قانون” مهمترین واژه در ایران معاصر است. این “یک کلمه” قریب دویست سال است که محور و مدار مناقشه در باب سیاست، دین و تجدد است و دو قرنی میشود که اندیشه و عمل ما را در کمند خود دارد.» واپسین کتاب انتشاریافته شادروان دکتر داوود فیرحی با این جملات آغاز میشود و دریغ که آن استاد فرزانه فروتن، پیش از انتشار این کتاب، چشم از جهان فروبست و کتابش را بر پیشخوان کتابفروشیها ندید. کتاب «مفهوم قانون در ایران معاصر» که به بررسی تحول و تطور مفهوم و معنای واژه «قانون» از زمان حکومت صفویان تا پیش از طلوع انقلاب مشروطه و سرآغاز بیداری ایرانیان اختصاص دارد، همچون دیگر آثار مرحوم فیرحی در نوع خود اثری بدیع، محققانه و سودمند است که با ژرفنگری به تحولات سیاسی و اجتماعی ایران پیشامشروطه با محوریت «قانون» و رابطه آن با دیگر اضلاع اندیشه و هویت ایرانی نظیر سلطنت، شریعت و حق حاکمیت ملی پرداخته است.
ظهر روز گذشته (چهارشنبه 8 بهمن ماه) شهردار اصفهان با سفیر ایران در مالزی به صورت آنلاین دیدار کرد. قدرتاله نوروزی با اشاره به گسترش تعاملات بینالمللی و در راستای حلوفصل مشکلات گفت: «در مدتی که ما در شهرداری اصفهان هستیم اقدامات مؤثری را در حوزه بین الملل به ثبت رساندهایم.» او با تأکید بر روابط اصفهان و کوالالامپور به عنوان خواهرخوانده اصفهان تصریح کرد: «ما برخی از تجربیات کوالالامپور را در برخی از بخشهای اصفهان به اجرا در آوردهایم که طراحی باغ پردگان از جمله آنهاست. در مقابل در مالزی نیز نمونههایی از بناهای تاریخی اصفهان همچون ماکت پلخواجو ساخته شده است.»
شاید با نگاهی به تاریخ کنشگری سیاسیاجتماعی زنان ایران، سیر تکوینی روبهرشدی در آن دیده شود؛ اما این آمار با توجه به اینکه نیمی از جمعیت ایران را زنان تشکیل میدهند، چندان مورد قبول نیست و با توانمندیهای این قشر ازجامعه همخوانی ندارد. سطح بالای آگاهی، تحصیلات، تخصص و نقش مؤثر و پررنگ در بخشهایی از جامعه که از جمله شرایط ورود به عرصه کنشگری به حساب میآید باز هم نتوانسته زنان را به عنوان کنشگرانی فعال و مستمر در جامعه ظاهر کند. تسلط فضای فرهنگی و مردسالارانه بر این توانمندیها غلبه کرده و رویکردهای سیاسی و مدیریتی نیز حضور جدی آنها را در اکثر عرصهها که یک ضرورت به حساب میآید، محدود ساخته است.
پس از پیروزشدن انقلاب اسلامی در بهمن 57، انتخابات به عنوان یکی از ارکان مهم سیاست کشور به قانون اساسی ایران اضافه شد. انقلاب محصول تفکرات متفاوت در ایدئولوژی و روش اجرا بود. در طول چهار دهه گذشته اجماع این نظرات به سمت منافع ملی چندان شکل نگرفته است و این اختلاف آرا و نظرات در انتخابات مختلف بروز و ظهور بیشتری میباید.
در تاریخ 27 جولای سال 1967، اچ. رپ براون، فعال مدنی سیاهپوست، در نطقی آتشین در یک کنفرانس مطبوعاتی در واشنگتن اظهار کرد: «حرف من این است که خشونت لازم است. خشونت بخشی از فرهنگ آمریکاست و درست بهاندازۀ پای گیلاس1 آمریکایی است. این آمریکاییها بودند که خشونت را به سیاهپوستان یاد دادند. اگر لازم باشد، ما از همان خشونت استفاده خواهیم کرد تا خودمان را از ظلم و ستم برهانیم. ما آزاد خواهیم شد، حال به هر وسیلهای.» صحبتهای براون با واکنشهای فراوانی روبهرو شد و بسیاری او را به خشونتطلبی و جنگافروزی متهم کردند؛ اما این پرسش همچنان باقی است که آیا خشونت واقعاً به جزئی جداییناپذیر از زندگی آمریکایی بدل شده است؟ در این مقاله نایجل جونز، تاریخدان و روزنامهنگار بریتانیایی، میکوشد پدیدۀ خشونتگرایی در جامعۀ آمریکا را در بستری تاریخی مورد بحث و بررسی قرار دهد. جونز نویسندۀ هشت کتاب تاریخی است و با بسیاری از مجلات مطرح بریتانیا نیز همکاری داشته است.
در قسمت قبل خواندیم که انتخابات دوره بیستوسوم مجلس شورای ملی در تاریخ 10 شهریور 1350 برگزار شد. در انتخابات این دوره، حزب پانایرانیست بهدلیل انتقاد به مسئله جدایی بحرین از ایران و استیضاح دولت، حق شرکت در انتخابات را نداشت. منوچهر کلالی، دبیرکل حزب ایران نوین و حسن زاهدی، وزیر کشور، مأمور برگزاری انتخابات شدند. در این دوره از انتخابات، عده نمایندگان مجلس به 268 نفر افزایش یافت.
«اعتماد» مردم به نظام هرکشور بزرگترین پشتوانه آن بهحساب میآید. بحرانهای اقتصادی، برخی قوانین و عملکرد نادرست دولت بر میزان اعتماد عمومی و اعتماد سیاسی مردم تأثیرگذار است. از طرفی پاسخگونبودن نهادها و سازمانهای عمومی به چگونگی عملکردشان و همچنین محدودیت فضای گفتوگو میان مردم و مسئولان بهمرور باعث کاهش سرمایه اجتماعی و بهدنبال آن، شکلگیری این بیاعتمادی سیاسی خواهد شد؛ موضوعی که به گفته تحلیلگران خطرش کمتر از دیگر بحرانها همچون اقتصادی، اجتماعی و … نیست.