تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان است؛ جایی که این روزها موضوع حقوق بینالملل در کنار ملاحظات قدرت بهطور همزمان در آن معنا پیدا کرده است.
ررسی اخبار بیرونآمده از مذاکرات روز شنبه ایران و آمریکا نشان از آن دارد که چند عامل کلیدی موجب به توافقنرسیدن ایران و آمریکا در قالب متنی مکتوب شد؛ ازجمله موارد مطرحشده مسئله تنگه هرمز بود که طرف آمریکایی سعی در مشارکتداشتن در مدیریت این تنگه داشت.
آنچه در این چهلویک روز فی مابین ایران ، آمریکا و اسرائیل در بستر یک جنگ نظامی رخ داد، صرفاً یک درگیری یا تنش مقطعی نبود؛ بلکه باید آن را در سطحی عمیقتر، بهمثابه یک رخداد تعیینکننده در معادلات قدرت جهانی در نظر گرفت.
صبح چهارشنبه، ۱۹ فروردین، جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا با میانجیگری دولت پاکستان، پس از 40 روز تقابل نظامی به نظری مشترک در رابطه با یک آتشبس دو هفتهای رسیدند.
مهمترین مسئله راجع به آتشبس، سدی است که در برابر آمریکاییها ایجاد شد و آنها نتوانستند بیش از این پیش بروند.
با گذشت قریب به چهل روز از آغاز حمله ارتش ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، ملت ما خوی ظلم و خباثت حزبهای تروریستی آمریکا را در جنگ علیه خود دید.
آتشبس اخیر میان ایران و طرفهای منطقهای و فرامنطقهای نتیجه مستقیم موازنه قدرت ایجاد شده در طول چهل روز درگیری است.
چهل روز مقاومت بیوقفه جمهوری اسلامی ایران در برابر حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا، صحنهای کمنظیر از تابآوری، هوشمندی و مدیریت راهبردی را رقم زد.
تحولات اخیر پیرامون آتشبس و وضعیت تنگه هرمز، بار دیگر اهمیت پیوند میان قدرت میدانی و دیپلماسی را در تعیین سرنوشت منازعات نشان داده است.
ژانوس خدای آغازها و پایانهاست؛ ایزدی با سیمایی دوچهره که هم به گذشته مینگرد و هم به آینده.
آتشبس اعلامشده در مرحله ابتدایی، نشاندهنده پیروزی راهبردی نظام جمهوری اسلامی ایران در برابر ائتلاف گسترده نظامی دشمن است.
اعلان آتشبس میان ایران و آمریکا در شرایط کنونی نه صرفاً یک توقف موقت جنگ، بلکه نشانهای از تغییر توازن قدرت و زمینهای برای مذاکرات راهبردی است.