منیره فهامی
هرچه دارم از عنایت امام‌رضا (ع) دارم
12:28 - سه‌شنبه 2 بهمن 1403
گفت‌‌وگو با جانباز محمد کنگازیان

هرچه دارم از عنایت امام‌رضا (ع) دارم

کنار زمین فوتبال ایستاده ‌است و مشغول تماشای بازی. جایی می‌‌نشیند که سروصدا کمتر باشد تا بتواند صحبت کند. جانباز و بازنشسته است؛ اما مثل جوانی کار فرهنگی را دوست دارد و هنوز مشغول است.

قرارگاه محرومیت‌زدایی به برکت شهدا
12:18 - چهارشنبه 19 دی 1403
گفت‌وگو با حجت‌الاسلام نریمانی، امام‌جماعت و مسئول پایگاه بسیج مسجد رضوی سودان

قرارگاه محرومیت‌زدایی به برکت شهدا

شهادت، عشق به وصال محبوب و معشوق در زیباترین شکل است. شهیدان از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم، قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم و به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم.

قصه پر غصه یک مربی کهنه‌کار
11:48 - چهارشنبه 19 دی 1403
سردار جانباز، حاج‌اکبر پاکزاد از زندگی و زمانه‌اش می‌گوید

قصه پر غصه یک مربی کهنه‌کار

وقتی از نوجوانی، درس‌خوانده مکتب اهل‌بیت باشی، نباید هم در مقابل ظلم ساکت بمانی و می‌زنی به دل حادثه. آموزش می‌بینی و آموزش می‌دهی.

همه عمرم فدای یک لحظه عمر امام
13:30 - سه‌شنبه 11 دی 1403
مادر شهیدان طاهری، از پسرانش اصغر و حمیدرضا می‌گوید

همه عمرم فدای یک لحظه عمر امام

قصه، قصه صبر است و ایستادگی. قصه‌ای که قهرمانانش مادران این سرزمین‌اند؛ مادرانی که از فرزندانشان گذشتند و راضی شدند به رضای خدا.

مرگ شیرین میان جبهه و سنگر
12:40 - سه‌شنبه 11 دی 1403
روایتی از شهید اکبر مشایخی از زبان برادرش

مرگ شیرین میان جبهه و سنگر

سال ۱۳۴۴ به دنیا آمد. فرزند دوم خانواده بود. پدر شغل آزاد داشت و مغازه‌دار. در کودکی حادثه‌ای برایش اتفاق افتاد؛ ولی خدا عمری دوباره به او داد تا روزی، اکبر را برای خودش انتخاب کند.

شرط عروسی‌اش، سادگی بود
16:55 - سه‌شنبه 4 دی 1403
حاج‌خانم فاطمه کاظمی از پسران شهیدش، محمود و مرتضی امینی می‌گوید

شرط عروسی‌اش، سادگی بود

محله عاشق‌آباد، کمی جلوتر از بهداری، وارد کوچه رز و سپس مهمان‌خانه شهیدان امینی می‌شوم. مادر شهیدان که داغ فرزندان و روزگار، کمر و زانوانش را خم کرده است؛ حق مهمان‌نوازی را تمام کرده و عصابه‌دست به استقبالمان می‌آید.

راز لاله‌های عاشق
15:53 - سه‌شنبه 4 دی 1403
گزارشی از گلزار شهدای عاشق‌‌آباد

راز لاله‌های عاشق

هر که می‌خواهد ما را بشناسد، داستان کربلا را بخواند. این جمله‌ای بود از سید شهیدان اهل قلم، مرتضی آوینی که بالای تصویر شهدای محله عاشق‌آباد نوشته شده است.

عاشق اهل‌بیت(ع) بود
14:07 - سه‌شنبه 4 دی 1403

عاشق اهل‌بیت(ع) بود

پدرش یکی از پایه‌گذاران هیئت ۱۴معصوم، از قدیمی‌ترین هیئت‌های محله عاشق‌آباد است و مداح اهل‌بیت.

شهادتشان، دو ماه باهم فاصله داشت
13:07 - سه‌شنبه 20 آذر 1403
روایت حاج‌خانم، فاطمه بیگم حسینی از پسران شهیدش، سید جمال و سید مهدی حسینی

شهادتشان، دو ماه باهم فاصله داشت

زینب (س) در هر دوره‌ای تکرار می‌شود. صبر و استقامتش. وقتی که زنان و مادران این سرزمین همچون زینب شاهد شهادت جگرگوشه‌هایشان می‌شوند؛ اما چیزی جز زیبایی نمی‌بینند و همچون زینب (س) راوی روایتشان می‌شوند. حاج‌خانم فاطمه بیگم حسینی، یکی از زنان این سرزمین است و مادر دو شهید، سید جمال و سید مهدی حسینی.

سید محسن، اولین شهید دبیرستان ادب
12:31 - سه‌شنبه 20 آذر 1403
حاج‌خانم صغرا اعتصامی از پسر و سه برادر شهیدش می‌گوید

سید محسن، اولین شهید دبیرستان ادب

پدر، کشاورز بود و متدین. در جوانی دعای کمیل را با صوت زیبا از حفظ می‌خواند. همین، بهانه‌ای شد تا مادر همسرش قبول کند و دختر عزیزدردانه‌اش را به او بدهد.

قطعه‌ای از بهشت
11:57 - سه‌شنبه 20 آذر 1403
گزارشی از گلزارشهدای رهنان

قطعه‌ای از بهشت

وارد گلزارشهدای رهنان می‌شوم. اینجا هم همان حال‌وهوای گلستان‌شهدای اصفهان را دارد؛ همان آرامش خاص. مردم این منطقه با نثار خون ۵۰۰ شهید در طول هشت سال دفاع‌مقدس دینشان را به اسلام و کشور عزیزمان ادا کرده‌اند.

سفارش عباسعلی به رعایت حجاب
13:18 - سه‌شنبه 13 آذر 1403
شهید عباسعلی کیانی به روایت برادر

سفارش عباسعلی به رعایت حجاب

در سال ۱۳۴۲ در محله جیران هفتون چشم به جهان گشود‌. پدرش محمدعلی، طبق سنت قبلی و اثبات عشق و ارادتش به مقتدا و پیشوایمان، نامش را عباسعلی گذاشت.