شهریور سال ۱۳۳۳ در روستای نهضتآباد فریدونشهر به این دنیا پای گذاشت. پدرش کشاورز بود و بعد از گرفتن سیکل به علت نبود امکانات، نتوانست ادامه تحصیل بدهد و او هم به کشاورزی مشغول شد …
اصالتش برمیگردد به شهر سگزی (سجزی) و از سال ۷۴ ساکن محله هفتون شده است
نامش محمد است و شهرتش شاهسنایی، متولد سال ۱۳۳۳ است و رشته تحصیلی و کاریاش عمران. ۱۰۰ماه سابقه جبهه دارد و به قول خودش باسابقهترین نیرویی است که مانده. بازنشسته سپاه است و جانباز ۴۰درصد.
وقتی تاریخ شهادتش را میشنوم، دستم ناخودآگاه میلرزد و بغض راه گلویم را میبندد …
وقتی حرف از تقدیم دو شهید و یک جانباز به میهن، از یک خانواده است، باید دنبال رزقوروزی حلال گشت و تربیت درست.
وقتی نام شهدای محله پامنار را میخوانم، به فامیلهای مشابهی میرسم که نشان از برادریشان دارد، خانوادههایی که دو شهید، سه شهید و حتی بیشتر تقدیم این مرزوبوم کردهاند.
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، مبارزه را شروع کرد؛ از همان موقع که با چند نفر از نوجوانان بابوکان جمع میشدند و با هم میرفتند راهپیمایی. غلامعلی ابراهیمی، جانباز جنگ و بازنشسته آموزشوپرورش است و زاده سال ۱۳۳۱.
وقتی اهل خدمت باشی برایت فرق نمیکند جنگ و جبهه باشد یا گشت شبانه پایگاه بسیج، فقط دلت میخواهد کاری بکنی. محسن ابراهیمی از جوانان دیروز بابوکان نیز از همین دست آدمهاست.
از خیابان امام خمینی وارد خیابان فتحالمبین میشویم و سراغ حسینیه انصارالحسین را میگیریم. حسینیه سیصد متری مسجد جامع است.
جانباز ۴۵ درصد است و اهل محله دهنو و متولد سال ۴۷. نامش اصغر است و شهرتش، سلیمانی. ۳۹ ماه و هفت روز سابقه جبهه دارد.
در لابهلای مشغلههای روزمره شاید کمتر کسی به یاد مادران شهدا بیفتد؛ مادرانی که گنجینه گرانبهای خاطرات فرزندان شهیدشان هستند.
از چهارباغ پایین که وارد خیابان جامی شویم، ابتدای خیابان سنگفرش شده و این امر، نوعی یادآوری برای تاریخیبودن این محله است؛ یادآور روزهای پرشور و هیجان قبل از پیروزی انقلاب و اولین حکومت نظامی و ماجرای تحصن منزل آیتالله خادمی.