در تاریخ میراث و گردشگری اصفهان نکات جالبی وجود دارد که بررسی آنها در اسناد و مطبوعات بسیار مهم است؛ مثلا این که از زمان ناصرالدین شاه شخصی فرمانی در دست داشت که کاروانسرای مادرشاه و بازارچه بلند را در زمان خالصه فروشیها خریده و صاحب آن شده است. این شخص سالها این دو بنا را در اختیار داشت؛تا اینکه در اواسط دوران رضاشاه بالاخره مجبور شد آنجا را تحویل دهد و وقفیت آن دو جا ثابت شود. این مطلب با مروری بر اسناد و مطبوعات این امر را بررسی میکند. یکی از ابنیه که خوشبختانه از روی زمین پاک نشد، کاروانسرای مادرشاه و نیز بازارچه بلند بود. ما هنوز این دو بنا را داریمو مانند آیینهخانه و باغ قوشخانه و هفتدست و نمکدان و باغهای چهارباغ نابود نشدهاند.
یــک شــهــر تــاریــخــی باید قوانین شهرسازیاش نیز با توجه به هویت شهر تعریف شود. یکی از این قوانین این است که خانهها و ابنیه جدید نباید آنقدر بلندمرتبه ساخته شوند که حریم هوایی بافت تاریخی را تحتتأثیر قرار دهند و آسمان شهر را مخدوش کنند؛ اما مدیران شهری اصفهان از چه زمانی با این قوانین آشنا شده و از چه هنگام این امر از اصول شهرسازی اصفهان شد؟
گردشگری رویداد یکی از گونههای گــردشــگــری است. در ایــن مــقــولــه از گردشگری، رویدادهایی مانند برگزاری نمایشگاه، همایش، فستیوال و هر رویداد فرهنگی دیگری که جمعی را به شهری کشانیده و مشغول آن رویداد گرداند، شامل آن میشود. در زمانی نهچنداندور، اصفهان یکی از قطبهای گردشگری رویداد در حوزه تئاتر بود. این مطلب به روزهای ابتدایی این تحول مـهـم فـرهنـگـی اصـفـهـان اختصاص دارد.
داستان چهارباغ تکمیل نخواهد شد اگر ما به چهارباغ پایین هم نپردازیم. اکنون سراسر خیابان چهارباغ از میدان آزادی تا میدان شهدا یک خیابان محسوب میشود و درست نیست تمام پژوهشها و تحقیقات فقط روی چهارباغ عباسی متمرکز شود. در این مطلب ما با مراجعه به مطبوعات دوران پهلوی اول، داستان خیابان چهارباغ پایین را بررسی میکنیم.
با ورود سامانه بارشی جدید به کشور امروز شاهد باران زیبایی در شهر اصفهان بودیم. چهارباغ دوست داشتنی اصفهان امروز در باران پاییزی چهره زیبا تری داشت .
امروز اگر از خیابان چهارباغ به داخل خیابان آمادگاه بپیچید، همان اوایل خیابان، سمت چپ بر روی دیوار مدرسه چهارباغ، یک قاب کاشی توجه شما را به خود جلب میکند؛ تابلویی که با خط ثلث روی آن نوشته شده است: «دبیرستان علوم معقول و منقول». از خود میپرسید این تابلو اینجا چه میگوید. این مطلب پاسخ به این پرسش است؛ درضمن از یک مرکز مهم فرهنگی اصفهان پردهبرداری میکند که چند دهه در خیابان چهارباغ محفل عاشقان کتاب و ادب و شعر بوده است؛ یعنی کتابخانه فرهنگ که امروز به جای آن کتابخانه مدرسه علمیه امام صادق(ع) قرار گرفته است.
کسانی که چهارصد سال پیش خیابان چهارباغ را طراحی میکردند چه در سر داشتند؟ آنها جدا از موضوع شهرسازی چه اهداف دیگری را دنبال میکردند؟ این مقاله که با مراجعه به یک شاهد عینی ساخت چهارباغ عباسی است، به ما میگوید که یکی از اهداف سازندگان چهارباغ ایجاد همبستگی شهری بوده است.
پیترو دلاواله یک جهانگرد ایتالیایی بود که در سال 1027ق به ایران آمد و مدت شش سال در ایران بود. او طی اقامت و سفر خویش نامههایی را به یکی از دوستانش در ناپل میفرستد که مجموعه این نامهها بعدا توسط خود وی تنظیم شده و به صورت کتابی در آمد. بخشی از این کتاب در سال 1348 ترجمه و انتشار یافت، اما گویا ترجمه ناقص بود، بنابر این در سال 1380 محمود بهفروزی کل کتاب را ترجمه و تحت عنوان «سفرنامه پیترو دلاواله» توسط نشر قطره و در دو جلد قطور (مجموعا 1800 صفحه) انتشار داد.
معضلات چهارباغ در این پنجاه شصت ساله خیلی شبیه به هم هستند. سالهای زیاد بر سر این بحث بود که پارک اتومبیل در اطراف خیابان چهارباغ ممنوع شود یا خیر. با ترافیک چهارباغ باید چه کرد که هم ترافیک کم شود و هم کسادی به خیابان وارد نیاید. خلاصه این یکی از بحثهای اساسی اصفهان در حوزه مدیریت شهری بود. سرانجام در سال 1398 شهرداری اصفهان بر این عقیده شد که چهارباغ عباسی را از ماشین به کلی پاک کند. این متنها سابقه امر را به دهه چهل باز میگرداند.
خیابان چهارباغ در شهر اصفهان جایگاهی دارد که هم نکات مثبت و هم نکات منفی، خواهناخواه به آن تحمیل میشوند. قصه چهارباغ فقط در کالبد خیابان و جدولبندی آن خلاصه نمیشود؛ بخش مهم آن معطوف به «چهارباغیان» است؛ یعنی کسانی که در چهارباغ میروند و میآیند. اصولا خیابان بدون مردم معنا ندارد. خیابان وقتی خیابان است که مردمی از آن گذر کنند. این مردم هم جزوی از تاریخ و هویت خیابان محسوب میشوند؛ پس باید موردمطالعه قرار گیرند. رفتار، نگاه، رویکرد، کنش، وسیله نقلیه، آواز و خلاصه همهچیز آنها در خیابان به همین امر معطوف میشود.
اصفهان فقط چهارباغ نیست! جمله کوتاهی که تاریخی شصتساله دارد. دستکم از دهه چهل که مدیران شهری تصمیم گرفتند به سرووضع اصفهان برسند، یکی از آفتها این بود که اصفهان را با چهارباغ اشتباه بگیرند و تمام هموغم و فکر و ذکر خود را معطوف به چهارباغ کنند. مطلبی که در ادامه میآید، نقد مطبوعات نسبت به این رویکرد مدیران شهری و شهرداریهاست.