وقتی قلبمان مچاله شده و کسی را برای حرفزدن و شنیدن نمییابیم، آن زمانیکه دلمان میخواهد از دنیایی که درون آن هستیم فرار کنیم و به جای دیگری پناه ببریم، روزهایی که دلمان پر میکشد برای سفر و سیر در جهان دیگر، تمام روزهایی که دوست داریم کنده شویم و در جای محبوبمان کاشته شویم، به امنترین و دردسترسترین چیزی که چنگ میزنیم کتابها هستند. این کتابها هستند که ما را در آغوش میگیرند، به ما پناه میدهند و بنا به آنچه تمنا داریم، خواستهمان را برآورده میکنند.