چند باری با مادربزرگم خدمت حاجآقا کمال رسیده بودم. در همان اتاق شیشهای در کتابخانه امیرالمؤمنین (ع). مادربزرگم برای پرسیدن سؤالات شرعی آمده بود. محاسبه خمس و حساب و کتاب وجوهات شرعی در رأس تمام پرسشها بود. گاهی میشد که دیده بودم مادربزرگم سؤال شرعی را میپرسد و هنگامی که جواب را میشنود شدیدا در هم میشکند و بعد از آن به چه کنم چه کنم می افتد.