در 1340 یعنی درست شصت سال پیش، اوضاع شهر اصفهان چگونه بود؟ اگر بخواهیم یک شمای کلی از شهر داشته باشیم، باید به سراغ مهمترین سازمان مدیریت شهری، یعنی شهرداری، برویم و ببینیم در چه کار است. با مراجعه به روزنامههای آن دوران، پیبردیم شهرداری در این سال چه میکرده است.
در قسمت ششم یادداشتهای «درددل آثار و ابنیه تاریخی اصفهان» منتشرشده در سال 1344 نوروز جمشاد به سراغ خیابان مطهری رفته و از آنجا راهی سی و سهپل میشود. تاکنون دو قسمت از یادداشتهای منتشرشده در روزنامه اصفهان در دهه چهل با عنوان «درد دل آثار تاریخی اصفهان» به چاپ رسیده است. این مطلب حاوی دادههای بسیار جالب و ارزشمندی راجع به اوضاع این آثار و ابنیه از زبان خودشان است. ما در این قسمت به سی و سهپل و اطراف آن میپردازیم.
یکی از وجوه بارز شهر اصفهان که از دیرباز بر پیشانی این شهر کهن نقش بسته و بیشک از افتخارات آن به شمار میرود، این است که اصفهان همواره و در دورههای مختلف تاریخی شهروندانی از ادیان و ملیتهای مختلف را در خود جای داده و امکانات شهری موجود خود را به نحوی برابر و یکسان در اختیار آنها قرار داده است.
رنها پیش از آنکه اصفهان بر محور نقشجهان تولدی دوباره پیدا کند، محلههای این شهر کهنسال، پیرامون میدان عتیق گسترش یافـتـه بودند. محلههایی باســتــانـــی که از اسامی و افسانههایش معلوم است در دوره پیش از اسلام نیز زنده و پویا بودهاند. سنبلستان یکی از همین محلههای افسانهای است. محلهای که فرهنگعامه بسیار غنی دارد و روایتهای تاریــخـیاش از دورههــای ساسانی تا قاجار را شامل شـــده و دهانبهدهان نقل میشود. رکــابزدن در کوچهپسکوچههای سنبلستان مثل پاروزدن در دریای هــمـیــن روایتها و افسانههای عامیانه است.
دوشنبه 10 شهریور ماه 1320
اعلامیه ستاد لشگر 13 اصفهان
برای روشن نمودن ذهن مردم از اراجیف شایعه در شهر، به عموم اهالی اعلام میشود که اعلیحضرت همایون شاهنشاهی ارواحنا فداه در تهران تشریف داشته و اوامر ستاد ارتش کما فی السابق به وسیله تیمسار سرلشکر ضرغامی، روزانه مرتبا به ستاد لشگر 13 اصفهان واصل و نظم و آرامش کامل در تهران حکمفرماست.
در شرق خیابان هاتف مجموعهای جالبتوجه از دورههای سلجوقی و صفوی قرار دارد که شامل مسجد تاریخی شعیا، مقبره امامزاده اسماعیل، سردر، صحن و چهارسوق بسیار بزرگی در جوار آن است. این بنا این روزها با آسیبهای فراوان و بیتوجهیهای عمیقی روبهروست و جانش در خطر قرار گرفته است. در این گزارش به معرفی این میراث ملی مهم ایرانیان پرداختهایم و ضمن شرح آسیبهایش، راهکارهایی برای درمان ارائه کردهایم. این اولین گزارش از مجموعه مطالب «دیدبان» است که در هر کدام به دیدار، معرفی مفصل و ارزیابی میراث مهم اصفهان میپردازیم و ضمن شرح مشکلات، راهکارهای بهبود را هم بیان میکنیم.
اصفهان که ازنظر جغرافیایی در مرکز کشور واقع است، جنگ جهانی دوم را چگونه درک کرد؟ این شهر در زمان حمله سوم شهریور 1320 در چه حالی بود؟ مردم چه میکردند و چه تجربهای از جنگ جهانی اول پیدا کردند؟ ما در این نوشتار میکوشیم تا از نگاه مطبوعات آن روزگار کاوش کنیم شهر اصفهان در سپیدهدم سوم شهریور 1320 چگونه با جنگ جهانی دوم مواجه شد.
آندره گدار که بود؟!
آندره گدار معمار فرانسوی است که در حدود سی سال در ایران زندگی و کار کرد. او سال 1260 خورشیدی در پاریس به دنیا آمد و در دانشکده هنرهای زیبای پاریس رشته معماری و باستانشناسی را انتخاب کرد و به اتمام رساند. او برای اولین بار در سال 1290 خورشیدی به منطقه خاورمیانه آمد و هدف از این سفر حفاری در سامرا بود. با روی کارآمدن دولت پهلوی، انحصار فرانسه در کاوشهای باستانشناسی ایران به اتمام رسید. بر طبق قرارداد جدید، دولت ایران تعهد داد که یک متخصص اداره اشیای عتیقه زیرخاکی از فرانسه به مدت پنج سال استخدام کند. به همین منظور از آندره گدار در سال 1308 خورشیدی درخواست شد تا برای سازماندهی و مدیریت بخش باستانشناسی ایران به این کشور سفر کند. وی در این سفر پیشنهاد اداره موزه وزارت معارف را دریافت کرد و همچنین مدیریت ادارهکل باستانشناسی ایران را برعهده گرفت.
منارههای سر به فلک کشیده، مسجد جامع باستانی، میدانی کهنه که بهتازگی بــازســازیشــده، کوچــهپسکوچههای سقف دار و قدیمی؛ اینها تصویری رؤیایی از اصفهان دوره سلجوقی است. دورهای کمترشناختهشده از شهر اصفهان که اتفاقا در تاریخ آسیا درخششی بیمانند دارد. اگرچه «اصفهانِ صفوی»، تصویـــــر شناختهشده این شهر در ایران و جهان است، اما «اصفهانِ سلجوقی» از منظر تاریخی، سیاسی و گردشگری اهمیتی بهمراتب بیش از هر دوره تاریخی دیگری دارد. حالا که از اسب و قاطر و الاغ در بافت شهری دیگر اثری نیست، دوچرخههای خود را «زین کنید» و رکابزنان به دولتخانه سلجوقی سفر کنید؛ این اولین مسیر از مجموعه مطالبی با عنوان «در رکاب تاریخ» است که هر هفته چهارشنبهها در همین صفحه منتشر میشوند.
اصفهان بهشتی بود که در عصر قاجار به واسطه بیتوجهی و کینه نسبت به صفویه که این قدر در میان مردم اعتبار داشت، بهطور عمد ویران گردید. انگیزه این ویرانی حرص بود یا عداوت، یا مخلوطی از هر دو، کسی بهدرستی نمیداند، اما حاصل این فرایند آنکه آثار و عمارات با شکوهی مانند آیینهخانه، نمکدان و هفتدست اکنون وجود خارجی ندارند. در این متن نگاهی به این فاجعه میاندازیم:
مرسوم ما این است که اگر خارجیها از بنایی یا چیزی خوششان بیاید، بیش از پیش به آن توجه میکنیم؛ اما نمیدانم چرا راجع به روستا یا قلعه ایزدخواست بهرغم این همه تعریف و تمجیدی که در منابع از آن صورت گرفته و گردشگران بسیاری را حیران کرده است، باز هم این اثر باستانی و عجیب مورد توجه مسئولان امر قرار نگرفته است. به خاطر دارم چند سال پیش موقع عید نوروز آنجا را بازدید کردم. گروهی از خود جوانان روستا تشکیلات گردشگری آن را میچرخاندند، بلیت میفروختند و در روستا تورگردانی میکردند. خانههای روی صخره خالی و در حال تخریب بودند. از مرمت بناها وخانهها اصلا خبری نبود. یک نمایشگاه کوچک هم آن سوتر برپا کرده بودند. همت آنها قابل تحسین بود؛ اما کافی نبود؛ بهخصوص آن که خانههای چند طبقه و زیبای روی صخره در حال فروپاشی و نابودی بودند. باران و عوامل طبیعی بخشهایی از آنها را بههمراه لبههای صخره میشست و فرو میریخت.
امروز نهمین سالگرد ثبتجهانی مسجد جامع عتیق اصفهان در فهرست میراث جهانی بشر است؛ روزی مهم برای ایران، برای اصفهان و برای بنایی که فخر معماری اسلامی دوران مختلف تاریخی محسوب میشود. امروز و هفته پیش رو را برای دیدار با مسجدجامع غنیمت بشمارید. شناخت دقیق این بنای مهم تاریخی بر همه مسئولان اصفهان واجب است؛ میراثی که باید بارها در زمانهای مختلف از زوایای گوناگون ببینیدش تا به اهمیت و فقط بخشی از رازهای بیشمارش پی ببرید. نــــاگفتـــههـــای فـــراوانـی دربـــاره مسجدجامع عتیق اصفهان وجود دارد و پژوهشهای مختلفی که در این بنا انجام شده، هنوز نتوانسته شناخت همهجانبهای را از این میراث مهم در اختیار ما قرار دهد. پژوهشها همچنان ادامه دارند و جالب اینکه هر بار با شگفتیهای بیشتری در تاریخ مسجد جامع عتیق اصفهان روبهرو میشویم. برخی از مهمترین و اساسیترین نکاتی که باید همه ما اصفهانیها و ایرانیان علاقهمند به میراث فرهنگی بدانیم، در ادامه این متن ذکر میکنم.